📌نقش هنر در نشان دادن قبض و بسط عارفانه
▫️این قبض و بسطی که عرفا میگویند، یک واقعیت است. انسان گاهی قبض دارد، اصلاً گرفته و بسته است، همهی حقیقت هم جلوی اوست؛ اما از آن حقیقت و معارف، ترشحی به او نمیشود. گاهی هم انسان باز و مبسوط است و همهی شُعاعها و انوار به او میتابد. در آن لحظه، انسان گاهی مثل خورشید نور میدهد. خود انسان هم نورانیت خویش را احساس میکند. انسان بایستی این لحظهها را در کلمات و فرمایشهای امام حسین(ع) جستوجو کند و برای خودش به وجود بیاورد. این کلمات، چنان لحظههایی را در انسان ایجاد میکند.
🔹ما در این هشت سال فداکاری داشتیم؛ شوخی که نیست. همین برادران جانباز و آزادهای را که ملاحظه میکنید، هر حادثهای که برایشان اتفاق افتاده، و هر تجربهی مخلصانهای که اینها یا خودشان نشان دادند یا در دیگران دیدند، به نظر من کافی است تا انسانهایی را هدایت کند. این حادثهها و تجربهها، ماها را واقعاً هدایت میکند.
🔸من کتابهایی را که میخوانم، معمولاً بیشتر یادداشت یا تقریری مینویسم؛ یعنی اگر چیزی به ذهنم آمد، بیشتر آن را یادداشت میکنم. این کتاب «فرماندهی من» را که خواندم، بیاختیار پشتش بخشی از زیارتنامه را نوشتم: «السلام علیکم یا اولیاءالله و احبائه» واقعاً دیدم که در مقابل این عظمتها انسان احساس حقارت میکند. من وقتی این شکوه را در این کتاب دیدم، در نفس خودم حقیقتاً احساس حقارت کردم.
🔻چه کسی میتواند این شکوه را به ما نشان بدهد؟ این شکوه وجود دارد، ولی کسی میتواند این شکوه را به ما نشان بدهد؟ این شکوه وجود دارد، ولی یک نفر باید آن را به ما نشان بدهد. او، چه کسی است؟ او، شمایید. یعنی اگر شما قدر خودتان را بدانید، میتوانید حامل آن چنان نورانیتی باشید که انسانها را تکان میدهد. آن طور حقیقی واقعاً ماها را منقلب میکند. آن حقیقت اتفاق افتاد و یک لحظه از بین رفت. البته در ملكوت واقعی است؛ اما در عالم ناسوت و در مادّیت و حساب زمان و مکان ما، در یک لحظه حادثهای اتفاق افتاد و تمام شد رفت.
🔺چه چیزی میتواند این حادثه را ماندگار کند؟ چه چیزی میتواند آن را به گونهای که حتی چشمِ عادی در حضور نمیبیند، در غیاب آن حادثه، به دل و بصیرت انسان تفهیم بکند؟ آن، هنر است. هنر این نقش را دارد و میتواند این کار را انجام بدهد.
🗓 بیانات در دیدار با مسئولان، نویسندگان و هنرمندان «دفتر هنر و ادبیات مقاومت»
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 کلمه، سکوت و عصیان
🔢 بخش ۹/۹ (پایانی)
▫️این هشت منزل را دویدیم تا سرانجام نقاب از چهره این وضع جدید بیفتد: ما با بحران تکنولوژی طرف نیستیم؛ در میانه یک «فتنه وجودی» ایستادهایم. هوش مصنوعی نیامده است تا بار دستهای ما را سبک کند؛ آمده است تا دستها را بیخاصیت و ارادهها را خلع سلاح کند. در جهان ماشین، کلمه که روزگاری نَفَس قدسی، آستانه تجلی حقیقت و خونبهای زیستن بود، حالا به «توکن»، «کسر احتمال» و «کالای نظارتی» تنزل یافته است. ماشین، وراجترین پدیدهای است که تاریخ به خود دیده است؛ خستگیناپذیر، بیلکنت، شیک، اما عمیقا «کر و لال» نسبت به حقیقت.
🔹اگر قرار باشد در زمین ماشین بازی کنیم، پیشاپیش مغلوبیم. او از ما سریعتر سطر میزند، خوشساختتر نحو میچیند و انبار اطلاعاتش ته ندارد. اما درست در همین نقطه است که باید ایستاد و خط کشید. سنگر نجات اهل قلم، مسابقه دادن در تولید متن نیست؛ سنگر ما، پناه بردن به «کُندی»، تقدیس «سکوت» و بازیابی «رنج اصیل اندیشیدن» است.
🔸والتر بنیامین از زوال «هاله» اثر در عصر بازتولید مکانیکی میگفت؛ اما هاله متن کجاست؟ هاله متن، همان عرقریزان روح نویسنده است روی سفیدی بیرحم کاغذ. هاله متن در لرزش قلم است، در آن شبی که نویسنده تا سحر با یک فعل دست به یقه میشود و سرانجام تسلیم سفیدی کاغذ نمیشود. متن ماشین بیاصل و نسب است؛ نه مادری دارد که برایش درد کشیده باشد و نه خاکی که در آن ریشه دوانده باشد. متقارن و بینقص است، درست مثل گلهای پلاستیکی گورستان؛ هیچگاه پژمرده نمیشود، چون هیچگاه زنده نبوده است.
◾️اصالت انسان، دقیقا در همین «ناکاملی شریف» است. در کلمهای غریب که ناگهان از عمق جان فوران میکند؛ در لکنتی که حاصل شرم و هیبت نویسنده در برابر امر متعالی است؛ در زاویههای تندی که میانگینهای خنثای الگوریتم را به آتش میکشد. برای مؤلف ماندن در عصر هوش مصنوعی، بهگمانم باید دست به این سه عصیان زد:
1⃣ غصبناپذیری هسته تفکر
حتی خاکروبهها و طرحهای اولیه را نباید به ماشین سپرد. چارچوب اولیه، همان زندانی است که ماشین برای اندیشه شما میسازد. نویسنده باید اجازه دهد ایده در تاریکخانه ذهن خودش، در خلوت، در انزوا و در رنج ندانستن شکل بگیرد. تفکری که پیشنویسش را کدها بسازند، پیشاپیش اخته شده است.
2⃣ پناه بردن به سکوت و عمق
در برهوتی که میلیونها صفحه متن استرلیزه در ثانیه تولید میشود، ارزش در پرگویی نیست؛ در «گزیدهگویی و درنگ» است. نویسندهی فردا کسی نیست که دیوانها مینویسد، بلکه کسی است که جرات میکند دیر بنویسد؛ اما وقتی نوشت، متنش تاریخ را تکان دهد و از جهان واقعی خبر بیاورد، نه از شبیهسازیهای مجازی.
3⃣ مسئولیت و شهادت وجودی
ماشین تقاص پس نمیدهد؛ نه شرمسار میشود، نه پای چوبهدار میرود، نه برای عقیدهاش رنج میکشد و نه از سر غیرت و درد مینویسد. متن اصیل، متنی است که امضای خونی پای آن باشد؛ یعنی نویسندهاش پای صدق آن ایستاده باشد. کلمه، ناموس تفکر انسانی است و نمیتوان آن را بیهزینه خرج کرد.
🔖 این پرونده، مرثیهای برای تسلیم نبود؛ تلاشی –هرچند ناچیز– برای هشیاری بود. هوش مصنوعی بماند و کوه دادهها را الک کند، اما خلوت آفرینش، محراب انسان است. تا زمانی که انسان میتواند بغض کند، مرگ را مزمزه کند، به امیدهای محال لبخند بزند و پرتابشدگی خود را در این جهان تاب بیاورد، کلمه زنده است.
🔻کاغذهای چرکنویس را دور نریزید؛ قلم را محکمتر بفشارید؛ به سفیدی کاغذ خیره شوید؛ رنج زایش را با افتخار به جان بخرید؛ و فراموش نکنید: در روزگار همسانسازی سیلیکونها، «خط زدن و مکث کردن»، باشکوهترین شکل انسان بودن است. والسلام.
✍🏻 #محمدحسین_نجفی
–مدیر خانهٔ بهانش
🗂 پرونده #هوشمصنوعی_و_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
980K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل 🛤️
هر بروئی که معناش برو نیست
یه موقعهایی هم، یعنی بمون…
#عاشقانهها
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh