🎙️رهبر معظم انقلاب، امروز:
🔹اهل بیان، اهل قلم، آنهایی که حرف میزنند، آنهایی که می.نویسند، آنهایی که تحقیق میکنند، آنهایی که توییت میزنند، بفهمند چه کار میکنند. این اتّحاد مقدّس، این اجتماع عظیم، این سپر پولادین از دلهای مردم و ارادههای مردم نباید خدشهدار بشود. امروز بحمدالله اتّحاد وجود دارد. این اتّحاد را مردم حفظ کنند.
🔸مسئولان کشور بخصوص مسئولان سه قوّه که بحمدالله امروز آنها هم در کمال اتّحاد و همدلی دارند با هم کار میکنند، این را حفظ کنند. خدمتگزاران کشور را مردم حمایت کنند؛ رئیسجمهور را حمایت کنند. رئیسجمهور، پُرکار و پُرتلاش و پیگیر است؛ عناصرِ اینجور که پُرکار باشند، پُرتلاش باشند، پیگیر باشند، اینها را باید قدرشناسی کرد. اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همهی وجود حفظ بشود؛ این توصیهی قطعی من است.
📆 دوم شهریور ۰۴
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از خانۀ نویسندگان بهانش✒️
📣 مژده به علاقهمندان نویسندگی!
اگر دل به دنیای نوشتن سپردهاید، ولی نمیدانید از کجا شروع کنید؛ این فرصت ویژه را از دست ندهید!
🏠 خانه نویسندگان بهانش دوره مقدماتی «بمبنویس» را برگزار میکند:
✓ آموزش آفلاینِ فوتوفن نوشتن
✓ مشاوره آنلاین و مِنتوری اختصاصی
✓ بستر تعامل با علاقهمندان نویسندگی
✓ فضای کارگاهی پویا
💎 ویژهترین مزیت:
این دوره برای اعضای بهانش و کمک به ارتقای مهارت نویسندگان متعهد، کاملاً رایگان است!
👈 جهت عضویت در باشگاه نویسندگان بهانش و ثبتنام در دوره پیام دهید:
@admin_bahanesh
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🎨 «هنرمند و زمان او»
🔹 قسمت اول
📜 در این گفتوگو که در سال ۱۹۵۳ انتشار یافته است، #آلبرکامو نظرات شخصی خود را دربارهی نقش هنرمند و ضرورت اثر هنری در جامعه، بیان میکند.
❓ پرسش: آیا شما به عنوان هنرمند پذیرفتهاید که در روزگار ما نقش «شاهد» را بر عهده بگیرید؟
💭 کامو: در این باره ادعای بسیار یا قریحه و استعدادی لازم است که من فاقد آنم. من شخصا طالب هیچ «نقشی» نیستم و جز یک قریحهی حقیقی ندارم: یعنی به عنوان آدمی، قریحهای برای خوشبختی احساس میکنم و به عنوان هنرمند، چنین به نظرم میرسد که باز هم باید در آثار خود، بیتوسل به جنگ و دادگاه، شخصیتهایی بیافرینم. اما شما، همچنان که میتوان به سراغ هر کسی رفت، به سراغ من آمدهاید که عقیدهام را بپرسید.
⚖️ هنرمندان دورانهای گذشته ممکن بود دستکم در برابر زور و استبداد سکوت کنند. اما نیروهای استبداد امروزه به راه تکامل رفتهاند و در برابر آنها سکوت و حتی بیطرفی درست نیست. باید تکلیف خود را معین کرد یا با آنها بود یا در برابر آنها. با این مقدمه من در صف مخالف آنان قرار دارم. اما این نکته به معنی انتخاب «نقش» راحت «شاهد» نیست. منظور من این است که ما باید دوران خود را آنچنان که هست بپذیریم و در یک کلمه وظیفهی خود را انجام دهیم. از این گذشته شما فراموش میکنید که قاضی و متهم و شاهد با سرعتی عجیب جا عوض میکنند.
🚷 اگر من به نظر شما انتخابی کردهام، راه من دستکم این است که برعکس بسیاری از فیلسوفان، هرگز بر کرسی قاضی یا پاییندست کرسی قاضی ننشینم. از این که بگذریم موقعیت برای عمل، عمل نسبی، کم نیست. امروزه «سندیکالیسم» مقدم بر همه و بارورتر از همهی کارهاست.
✍🏻 مترجم: #مصطفی_رحیمی
📔 از کتاب #تعهد_اهل_قلم
#مصاحبه_نویسندگان
#معرفی_کتاب
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 از بیطرفی تا سندیکالیسم:
درنگی بر مصاحبه آلبرکامو
✍🏻 #یادداشت_دبیر
📰 انتشار مطالب در «زنگ نویسندگی»، بهمعنای تأیید یا رد دیدگاههای مطرحشده نیست؛ بلکه هدف اصلی، آشناسازی مخاطبان با افکار ادبی و گسترش افق دید ایشان است. برخی نکات کامو درخور توجه است. مثلا وقتی میگوید: «..سکوت و حتی بیطرفی درست نیست..» هنرمندانی که در بزنگاههای تاریخی موضع سکوت یا بیطرفی اتخاذ کردند را فاقد تعهد لازم میداند.
🔸 اما آنجا که سندیکالیسم را «مقدم بر همه و بارورتر از همهی کارها» میداند، با اندیشه اسلامی فاصله دارد. سندیکالیسم به معنای سازمانیابی در تشکلها و اتحادیههایی برای دفاع از حقوق صنفی و اقتصادی خود است. هرچند تاکید کامو بر فعالیتهای جمعی با دیدگاه اسلامی در زمینه اهمیت تحرک و بعثت اجتماعی تا حدی همسو است؛ اما تفاوتی بنیادین در چارچوبهای معرفتی دارند.
💭 از منظر ما، فعالیت جمعیای مطلوب است که مسئولیت خویش را تنها در چارچوب حقوق اقتصادی و صنفی محصور نکند؛ بلکه آن را در پیوندی ناگسستنی با مسئولیتهای الهی و معنوی ببیند. سندیکالیسم، به تقلیلگرایی میگراید؛ انسان را صرفاً ابزاری اقتصادی میپندارد و از ساحتهایی چون عواطف، فرهنگ، اخلاق و ارزشهای دینی غفلت میورزد. سندیکالیسمِ جدا از ارزشهای الهی، ناگزیر، اسیرِ سیطره نظام مادی، استثمار و انحراف است. چنین رویکردی، نه میتواند به تحول بنیادین اجتماعی و عدالت حقیقی بیانجامد، نه انسانِ آزاد پرورش دهد. سندیکالیسم در عمل، بازتولید همان مناسبات ظالمانه سرمایهداری با ادبیاتی متفاوت است.
🔹 جنبشهای سندیکایی مدرن غربی، اغلب گرفتار افراط در جدال طبقاتی، تقابل کور با سرمایهداران و محدودیت در دایره منافع صنفی شدند. در حالی که جامعه اسلامی به مواسات، تعاون و نظم اجتماعیِ فراطبقاتی دعوت میکند. هر اقدام اجتماعی را باید در ترازوی تکامل انسانی و اقامه عدالت الهی سنجید. اینکه «عدالت الهی چیست و رسالت نویسندگانِ عصر انقلاب اسلامی در تحقق آن کدام است؟» مجالی فراتر از این نوشته میطلبد...
🖇️ هر سخن، سرآغازِ یک گفتگوست. حتی سکوت نیز پرسشی است که پاسخش در گفتگو یافت میشود.
ارتباط با دبیر: 👈 @m_shekaste
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎭 «هنرمند و زمان او»
🔸 قسمت دوم
❓ پرسش: در دنیای امروز هنرمند چه میتواند بکند؟
💡 کامو: از هنرمند توقع آن نیست که دربارهی «شرکتهای تعاونی» چیز بنویسد و نه برعکس توقع آن است که در برابر رنج دیگران سکوت کند. چون شما عقیدهی شخصی مرا در این باره پرسیدهاید، من هم به سادگی جواب میدهم. ما به عنوان هنرمند شاید نیازی به دخالت در مسائل این قرن نداشته باشیم، اما به عنوان بشر، چرا. کودک خردسالی که استثمار میشود یا تیرباران میگردد، بردگان اردوگاهها، بردگان مستعمرهها، اردوهای شکنجهدیدگان که دنیا مملو از آنهاست، اینها همه از کسانی که قادر به سخن گفتناند میخواهند که سخنشان را با سکوت آنان پیوند دهند.
✍️ من هر روز مقالهای مبارزهجویانه ننوشتهام، من در مبارزههای همگانی شرکت نکردهام، زیرا مایلم جهان از مجسمههای یونانی و از شاهکارها پوشیده شود. کسی که در اندرون من این تمایل در او میجوشد، زنده است. چه بهتر که وی در جان دادن به آفریدههای خیال خود بکوشد. اما از نخستین مقالهها تا آخرین کتابم، که شاید زیادتر از حد معمول باشد، قلم برنداشتهام مگر از آن رو که نمیتوانم خود را از حوادث روزانه و از کنار کسانی که تحقیر میشوند، کنار بکشم. اینان که گفتم نیاز به امید دارند و اگر ما همه خاموش شویم و اگر این مردمان را میان دو نوع تحقیر مختار بگذاریم، برای همیشه ناامید میشوند. و ما را هم در پی خود ناامید میکنند. […]
⚖️ با این همه، آنچه گفتم بدان معنی نیست که ما باید طبیعت هنری خود را فدای فلان خطابهی اجتماعی بکنیم… من به هیچوجه ارزشهای خلاق هنری را به نفع ارزشهای بشری، یا برعکس، سبکسرانه نفی نمیکنم. به نظر من این دو به هیچوجه از هم جدا نیستند. و عظمت هنرمندانی چون مولیر و تولستوی و ملویل در تعادلی است که میان این دو ارزش به وجود آوردهاند. امروزه به سبب ضرورت پیشامدها ما مجبوریم فشار حاصل از این تعادل را به زندگی خود منتقل کنیم. به همین سبب هنرمندان بسیاری، که زیر بار وقایع خمیدهاند، به برجهای عاج یا به معبدهای سیاسی پناه میبرند. اما من به سهم خود در این هر دو گریزی یکسان میبینم. ما باید در عین حال هم در خدمت دردمندان و هم در خدمت زیبایی باشیم. […]
🌍 اما هنرمند به هیچوجه تنها نیست. هنرمند در میان همگان است. نه برتر از آنهاست و نه فروتر، بلکه درست در ردیف همهی کسانی است که کار میکنند و در مبارزهاند. رسالت هنرمند در برابر بیداد، باز کردن درهای زندانها و سخن گفتن از شوربختی و نیکبختی همگان است. در اینجاست که هنر در برابر دشمنان خویش، با اثبات این نکته که به خودی خود دشمن هیچکس نیست، حقانیت خود را ثابت میکند.
🕊️ بیگمان تنها با هنر، تجدید حیات عدالت و آزادی را نمیتوان تضمین کرد. اما با نبودن هنر، این تجدید حیات بیشکل و قواره است و بنابراین هیچ نیست. بیوجود فرهنگ و آزادی نسبی، که لازمهی فرهنگ است، اجتماع هرچند تکامل یافته باشد جز جنگلی نیست. چنین است که هر اثر هنری اصیلی که آفریده میشود، هدیهای است برای آینده.
✍🏻 مترجم: #مصطفی_رحیمی
📔 از کتاب #تعهد_اهل_قلم
#مصاحبه_نویسندگان
#معرفی_کتاب #آلبرکامو
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh