eitaa logo
مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم
1.6هزار دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
491 فایل
دیده‌بانِ راهبردی؛ بازخوانیِ دقیق تحولات 📍 تحلیلِ تمدنی و تطبیقی با سیره ائمه (ع); 🔹پژواکِ نشست‌های تخصصی و بیانیه‌های جریان‌ساز 🔍 اینجا «خبر» اولویت نیست؛ بلکه «فهمِ تحولات» با عقلانیت سیاسی; 📩 ارسال یادداشت‌های تحلیلی و نخبگانی:👇 @ostad_basiji
مشاهده در ایتا
دانلود
🎞 روایت تبیینی از موکب تبیینی بصیرتی ج ۹۵|۲۲ شهریورماه (۹/۱) 📌موضوع: چیستی و چرایی جنگ رمضان 👤مهمان: حجت‌الاسلام والمسلمین نوری 🔶نود و پنجمین جلسه موکب تبیینی بصیرتی مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم، با استقبال خیلی خوب مردم برگزار شد. پیش از آغاز برنامه، مطابق روال شب‌های گذشته، سوره فتح، سرود جمهوری اسلامی ایران و پس از آن صلوات خاصه حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها قرائت شد. 🔷فضای موکب البته فقط به برنامه رسمی محدود نمی‌شد؛ تقریباً هر یک ربع، دسته‌ای از عزاداران و خونخواهان امام شهید از مقابل موکب عبور می‌کردند و حضار و سخنران، ایستاده، با شعارهای آنان همراه می‌شدند. همین رفت‌وآمد مکرر دسته‌های عزاداری و هم‌صدایی جمعیت، حال‌وهوای متفاوتی به جلسه داده بود. 🔷مجری برنامه حجت‌الاسلام حسینی کوهساری نیز پیش از ورود به بحث اصلی، با شعری در وصف مظلومیت فلسطین، لبنان، حوثی‌های یمن، آل‌سعود و انتظار برای ظهور، فضای مجلس را به سمت موضوعی برد که قرار بود در ادامه، از زاویه‌ای تحلیلی‌تر بررسی شود: «دنیا به کوری می‌زند خود را نمی‌بیند اشک فلسطین می‌چکد از دیده لبنان دنیا نمی‌خواهد ببیند مکه وا کرده آغوش خود را روی حوثی‌های باایمان دنیا نمی‌خواهد بفهمد راهی گور است آل‌سعود خفته در آغوش بوسفیان چشم‌انتظاری‌های زهرا رو به پایان است فردا به نخلی بسته خواهد شد تن شیطان فردا مؤذن می‌شود کعبه، ولی این بار نام علی را می‌برد بر بام و بر ایوان ما با اذان کعبه فردا صبح می‌خوانیم پشت سر مهدی نمازی تشنه باران» 🔷سپس گفت این موکب به همت مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم تأسیس شده و هر شب رأس ساعت ده برنامه‌های خود را آغاز می‌کند و با دعوت از اساتید گرانقدر بسیجی، به شبهات و پرسش‌های روز بپردازد. 🔶حجت‌الاسلام والمسلمین نوری نقطه شروع بحث خود را اینگونه روشن کرد: اگر قرار باشد به این پرسش پاسخ بدهیم که «آیا در آینده نزدیک دوباره جنگی رخ خواهد داد یا نه؟»، قبل از پاسخ باید سؤال مهم‌تری را حل کنیم و آن این است که ⁉️«اصلاً چرا جنگ شد؟» 🔺از نگاه او، پاسخ به چرایی جنگ را نمی‌توان صرفاً با این گزاره توضیح داد که «ما ضعیف شدیم». ممکن است کسی بگوید از نظر نظامی ضعیف‌تر شده‌ایم، اما این یعنی ده سال قبل قوی‌تر بودیم؟ ⁉️آیا وضعیت اقتصادی ده سال پیش به‌طور بنیادین بهتر بود و امروز بدتر شده است؟ به تعبیر سخنران، آمارها نشان می‌دهد که وضعیت اقتصادی کشور صرفاً با یک افت ساده قابل توضیح نیست و بنابراین باید به دنبال توضیح دیگری بود: چه شد که یک روند، در نهایت به جنگ ختم شد؟ 🔸او حتی نسبت دادن اصل جنگ به ترامپ را نیز کافی ندانست و او را «یک عروسک خیمه‌شب‌بازی» دانست و گفت اگر هر فرد دیگری نیز در جای ترامپ قرار می‌گرفت، این واقعه در چارچوب روندی که دشمن دنبال می‌کرد، رخ می‌داد؛ هرچند ترامپ، در تعبیر سخنران، «مهره خوبی» بود. 🔺از همین‌جا بحث اصلی شکل گرفت: سخنران معتقد بود روند رسیدن به جنگ، یک روند چندساله و مرحله‌به‌مرحله بوده و به امروز و دیروز و دو روز و سه روز قبل محدود نمی‌شود! 🔸به تعبیر او، دشمن پس از جنگ جهانی دوم، جنگ سخت ابتدایی را کنار گذاشت و در چارچوب دکترین جدید، از «جنگ نرم» و «بحران‌سازی» استفاده کرد. بحران ما، یک‌شبه ایجاد نشده است؛ بلکه در طول چهل‌وهفت سال انقلاب، انواع بحران‌ها به‌صورت پله‌پله ایجاد شده تا جامعه از درون دچار فرسایش و «متلاشی‌گری» شود و در نهایت به بحران امنیتی برسد. 🔶نخستین مرحله‌ای که او برشمرد، «بحران نفوذ» بود. با اشاره به تأکیدهای مکرر امام شهید بر موضوع نفوذ، توضیح داد که نفوذ را نباید فقط در قالب تصویری ساده از یک فرد مشکوک و ناشناس تصور کرد. به تعبیر او، نفوذی می‌تواند در مراحل مختلف زندگی و در نقاط مختلف تصمیم‌گیری حضور داشته باشد و پرسش اصلی این است که این نفوذ در کجا وارد فرایند تصمیم‌گیری ما می‌شود؟ 🔷نخستین حوزه‌ای که او درباره آن توضیح داد، «نفوذ سیاسی» بود. برای ملموس شدن بحث، به مسئله اعتماد به آمریکا اشاره کرد و با یادآوری مواضعی که به امام شهید نسبت داد، گفت بارها گفته شده است که آمریکا قابل اعتماد نیست و مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه است و نه عاقلانه. ‼️سپس خطاب به مخاطبان گفت باید بررسی کرد چند نفر این هشدارها را جدی گرفته‌اند و آیا طبیعی است که هر سخنی را بدون بررسی بپذیریم؟ او تأکید کرد که «وفاق» نباید به هم بخورد، اما در عین حال انسان عاقل نمی‌تواند صرفاً به دلیل آنکه کسی حرفی زده، آن را باور کند؛ خداوند به انسان عقل داده است و یکی از نخستین اشکال نفوذ، نفوذ در تصمیم‌گیری است! 💢 برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت تبیینی از موکب تبیینی بصیرتی ج ۹۵|۲۲ شهریورماه (۹/۲) 🔰قسمت دوم 🔷پس از آن، سخنران از «نفوذ در عرصه اقتصادی» سخن گفت و بار دیگر بر استناد خود به فرمایشات امام شهید تأکید کرد که «ارزش پول ملی را دریابید» و سپس نوسان‌های شدید نرخ ارز را به‌عنوان مثالی از این نگرانی مطرح کرد و گفت: باید روی این وضعیت تأمل کرد. یکی از مهم‌ترین عرصه‌های نفوذ در طول این ۴۷ سال، حوزه تصمیم‌گیری اقتصادی بوده است. دشمن برای اقتصاد کشور لحظه لحظه برنامه دارند. 🔻در ادامه، برای توضیح این ادعا که برای سیاست نیز «برنامه‌ریزی» شده است، خاطره‌ای از آیت‌الله انواری را روایت کرد که ایشان در اوایل دهه هفتاد برای جراحی قلب باز به انگلستان رفته بود، زیرا در ایران امکان انجام این نوع جراحی وجود نداشت. 🔺او نقل می‌کرد که پزشک متخصص قلب او به فارسی بسیار سلیسی صحبت می‌کرد. آیت‌الله انواری از او پرسیده بود آیا ایرانی است؟ و پزشک پاسخ داده بود نه؛ اما روی ایران «خیلی کار کرده» است. 🔺این پزشک پس از چند روز، در شرایطی که هنوز فصل انتخابات نرسیده بود و آقای رفسنجانی همچنان در ریاست‌جمهوری قرار داشت و حتی حدود دو سال تا انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده بود، از آیت‌الله انواری پرسیده بود: «می‌دونی رئیس‌جمهور بعدیتون کیه؟» آیت‌الله انواری پاسخ داده بود که نمی‌داند و او در جواب گفته بود: «سیدمحمد خاتمی» 🔺سخنران از این خاطره برای طرح این ادعا استفاده کرد که جریان انگلیسی برای ایران برنامه‌های بلندمدت داشته است و انتخابات را نه صرفاً به معنای دست‌کاری مستقیم در صندوق رأی، بلکه در قالب فرآیندهای اجتماعی و سیاسی، شعارسازی و فضاسازی دنبال می‌کرد. 🔸او به شعار «آزادی، آزادی، آزادی» اشاره کرد و گفت در آن مقطع، چنین فضایی ایجاد شد که گویی ملت در قفس بوده و قرار است کسی آنان را آزاد کند. 🔺به تعبیر او، حتی در مناطق مذهبی و در میان بخشی از نیروهای مذهبی نیز صندوق رأی به نتیجه‌ای رسید که مورد نظر جریانی بود که او آن را «جریان نفوذ» می‌نامید. از نگاه سخنران، این مسئله باید محل تأمل باشد و نباید تصور کرد با پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی، مسئله نفوذ پایان یافته است؛ بلکه او هشدار داد که «در حساس‌ترین نقطه هم جریان انگلیسی برای شما نفوذی می‌گذارد.» 🔻برای توضیح دیگر ابعاد این ادعا، سراغ یک نمونه تاریخی دیگر رفت و گفت همه تاریخ خوانده‌ایم که امام خمینی پس از اخراج از عراق توسط حکومت صدام، قصد کویت داشت، اما دولت کویت اجازه ورود نداد و در نهایت امام به ترکیه رفت. سپس این سؤال را مطرح کرد که چرا دولت کویت اجازه ورود نداد و چه جریانی در این تصمیم مؤثر بود؟ 🔺 در همین چارچوب، سخنران از «جریان تشیع انگلیسی» سخن گفت و مدعی شد که این جریان در کویت نفوذ زیادی دارد، حتی در مجلس این کشور نفوذ داشته و بخش قابل توجهی از وجوهات شرعی از کویت می‌آید. 🔺او برای نشان دادن اهمیت اقتصادی کویت افزود که «دینار کویتی» از گران‌ترین پول‌های دنیاست و مخاطبان را به این فکر دعوت کرد که با دویست دینار کویتی چه میزان طلا می‌توان خرید! 🔺هدف از این مثال، یادآوری یک وظیفه معرفتی بود: طلبه، فرد مذهبی و نیروی ولایی باید نسبت به این مسائل شناخت داشته باشد و صرف دیدن ظاهری انقلابی را نباید کافی بداند. 🔷در ادامه، او به «نفوذ امنیتی» رسید و یک مثال را «قریب به ذهن» خواند. با اشاره به ماجرای پیجرها در لبنان، گفت نمونه‌ای مشابه نیز در ایران رخ داده است، هرچند رسانه‌ای نشده و به نظر او لزومی هم نداشته که رسانه‌ای شود. 🔺 به گفته وی، در جنگ دوازده‌روزه، در مواردی لانچر برای شلیک بیرون می‌آمد اما امکان شلیک پیدا نمی‌کرد. او مدعی شد افرادی رفته بودند تریلی و کامیون خریده بودند، از جمله مدل بنز، و تراشه‌ای در آنها کار گذاشته شده بود که مانع عملیاتی شدن لانچر می‌شد؛ در عین حال، این تجهیزات هم رصد می‌شد و هم مورد هدف قرار می‌گرفت. 🔺بنابراین از نگاه سخنران، نباید همه مشکلات امنیتی را صرفاً به موبایل و هوش مصنوعی نسبت داد و گفت «اینها رصد می‌شود»؛ مسئله نفوذ فیزیکی و حضور انسانی نیز از نظر او همچنان جدی است و دشمن برای این حوزه نیز «آدم» و برنامه دارد. 👌 سخنران در این بخش با تأکید فراوان گفت به اعتقاد او «جریان انگلیس» برای ایران بسیار بیشتر و دقیق‌تر از جریان آمریکایی برنامه‌ریزی کرده و عمل کرده و می‌کند؛ اما جامعه یا از این مسئله اطلاع ندارد یا نمی‌خواهد درباره آن اطلاع داشته باشد. 💢 برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت تبیینی از موکب تبیینی بصیرتی ج ۹۵|۲۲ شهریورماه (۹/۳) 🔰قسمت سوم 🔷 سپس وارد «نفوذ در عرصه فرهنگی و اجتماعی» شد و نمونه نخست را از تغییر تدریجی پوشش اجتماعی مثال زد: در سال‌های ابتدایی، زنانی که می‌خواستند متفاوت‌تر باشند، مانتوهایشان اندکی کوتاه‌تر می‌شد و این روند به‌تدریج بیشتر شد تا جایی که امروز دامنه این تغییر بسیار گسترده‌تر شده است. این نمونه‌ای از نفوذ فرهنگی و اجتماعی است. 🔺بعد به حوزه بهداشت و درمان رسید. برای این بخش، خاطره‌ای شخصی را نقل کرد: یکی از بستگان نزدیکش در یکی از استان‌ها مسئول مراقبین بهداشت بود و او در کودکی اوایل دهه هفتاد، بالای سردر اتاق آن مرکز عبارت «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و «دو فرزند کافی است» را دیده بود. 🔺سخنران این شعارها را بخشی از سیاستی دانست که بعداً روشن شد چه پیامدهایی داشته است و در مقابل، جریان صهیونیستی به اندازه مینی‌بوس بچه می‌آورند. سپس گفت اکنون حتی برخی خانوادهها، نگهداری حیوان و «سگ‌پروری» نیز در آنها جا افتاده است و این را نیز در امتداد همان بحران فرهنگی- اجتماعی تحلیل کرد. 🔶پس از این مرحله، او از «بحران هویت» سخن گفت؛ مرحله‌ای که از نگاهش مقدمه گام‌های بعدی برای رسیدن به جنگ است. نمونه‌ای که آورد، رفتار برخی ورزشکاران ایرانی در مسابقات ورزشی بود که از گرفتن پرچم ملی و همراهی با سرود ملی احساس کسر شأن می‌کردند. 🔺او در توضیح این موضوع گفت نوعی دوگانه‌سازی هویتی نیز در جامعه شکل گرفته بود: «ما ایرانی هستیم، عرب نمی‌پرستیم؛ ما آریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم.» این نوع سخنان برای جوان خام می‌تواند شبهه ایجاد کند و مسئله اصلی همین «تلقین شبهه» و ایجاد بحران هویت است. 🔻او در ادامه از حاضران، به‌ویژه کسانی که اهل شمال کشور هستند، خواست استان‌های خود را دقیق‌تر بشناسند از جمله استان‌های مازندران، گلستان، سمنان و تهران. 👌توصیه او این بود که بیشترین مجوزهایی که در حوزه مدارس ابتدایی، پیش‌دبستانی و کودکستان صادر شده، در اختیار جریان‌های «بهائیت» است که باید جدی گرفته شود. بهائیت، گاهی از نیروهای مذهبی «زرنگ‌تر» عمل می‌کند. 🔷او سپس تجربه شخصی دیگری را نیز نقل کرد و گفت با افراد بهایی برخوردهای زیادی داشته و حتی در این زمینه کتاب نیز دارد. شیوه تعامل برخی از این افراد به گونه‌ای است که وقتی با شما برخورد می‌کنند، چنان رفتار می‌کنند که گویی بیست سال است شما را می‌شناسند: «مامان چطوره؟ بابا چطوره؟» و وقتی می‌پرسید از کجا پدر و مادر شما را می‌شناسند، پاسخ روشنی وجود ندارد. 🔺سخنران این سبک ارتباط را یک نوع روابط عمومی بالا و استفاده از آن برای نزدیک شدن به دیگران توصیف کرد و گفت آنها الزاماً در زمان گرفتن مجوز برای مدارس، خود را بهایی معرفی نمی‌کنند و ممکن است خود را شیعه دوازده‌امامی معرفی کنند، اما بعد فرایند تغییر هویت را آغاز کنند. 🔻او در ادامه از آنچه «بی‌فرهنگی، ترویج بی‌ناموسی، رقاصی و موارد دیگری» می‌نامید، سخن گفت؛ مواردی که برخی از آنها قابل بیان در جمع نیستند ولی نمی‌توان گفت «به ما چه ربطی دارد» و صرفاً به خانواده خودمان توجه کنیم. پسر و دختر هر خانواده قرار است در همین جامعه زندگی کنند و با دیگران ارتباط داشته باشند. 🔺به تعبیر او، اگر کسی بگوید «من بچه خودم را دو دستی نگه می‌دارم»، باز هم نمی‌تواند نسبت به فضای اجتماعی بی‌تفاوت باشد؛ زیرا ممکن است روزی فرزندش در جامعه با مسائل و انتخاب‌هایی مواجه شود که دیگر والدین نتوانند برای همیشه درباره آنها تصمیم بگیرند. ⚠️هشدار او این بود که اگر برای خودمان حریم تعریف کنیم و نسبت به دیگران بی‌تفاوت باشیم، در نهایت ممکن است خودمان نیز در همان چاهی بیفتیم که امروز نسبت به آن بی‌توجه بوده‌ایم. ➕ او افزود که این وضعیت، در قم نیز در حال رشد است و گاه از مدارس ابتدایی آغاز می‌شود. او توصیه کرد درباره مدارسی که می‌کوشند آموزش را با سبک‌های مبتنی بر «رقاصی» و حتی «آموزش با رقص» پیش ببرند، تحقیق شود. 🟢 جمع‌بندی او در این بخش این بود که در بحث بحران باید دو جریان را جدی گرفت: «تشیع انگلیسی» و «بهائیت»، و سپس به سراغ بحران‌های دیگری رفت که به نظر او باید مورد توجه قرار گیرند. 💢 برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت تبیینی از موکب تبیینی بصیرتی ج ۹۵| ۲۲ شهریورماه (۹/۴) 🔰قسمت چهارم 🔶 مرحله بعدی از نگاه او، «بحران مشارکت» بود. او با استناد به سخنان امام شهید درباره مشارکت سیاسی گفت حتی اگر کسی به خاطر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در انتخابات شرکت نمی‌کند، دست‌کم به خاطر ایرانیت خود رأی بدهد. 👌موضوع اصلی، اصلِ اهمیت مشارکت سیاسی است. استدلال او این بود که این انقلاب با زور اسلحه به وجود نیامده، بلکه با حضور مردم شکل گرفته است و بنابراین اگر مشارکت عمومی کاهش یابد، یکی از پایه‌های مردمی نظام دچار آسیب می‌شود. ♦️او از مخاطبان حاضر به‌عنوان «مردم مبعوث شده» یاد کرد و گفت نگهدارنده و حافظ این انقلاب، همین مردم‌اند و این مسئولیت نیز به عنایت و لطفی که امام زمان بر سر تک‌تک آنان کشیده، معنا پیدا می‌کند. 👆🏼سپس به انتخابات ریاست‌جمهوری اشاره کرد و گفت کمترین میزان مشارکت مربوط به انتخابات چهاردهم ریاست‌جمهوری بوده است. دشمن چنین وضعیتی را می‌خواهد: مردم در صحنه نباشند! 🔸او سپس به مطالبه امام شهید و رهبر رشید امام سیدمجتبی خامنه‌ای مدظله العالی بر تکرار مفهوم «حضور در صحنه» تأکید کرد. از نگاه او، حضور خیابانی تنها یک پایه از حضور عمومی است و حضور در پای صندوق رأی نیز اهمیت دارد. ✅ او افزود: گر مردم در صحنه حضور داشته باشند، انقلاب حفظ می‌شود و تزلزل ایجاد نمی‌شود، اما اگر حضور مردم کاهش یابد، احتمال رخ دادن «اتفاقات بد» بیشتر می‌شود. 🔶در امتداد همین بحث، «بحران مشروعیت» قرار می‌گیرد. وقتی حضور مردم در انتخابات کم شود، حضور فیزیکی آنان در خیابان‌ها و راهپیمایی‌ها نیز کاهش پیدا کند و نگاه به مشارکت به حداقل برسد، به گفته سخنران جریان ضدانقلاب از این وضعیت در جنگ رسانه‌ای خود استفاده می‌کند و چنین القا می‌کند که با «حاکمیت حداقلی بر حداکثری» مواجه هستیم. 🔸از نگاه او، در چنین وضعی دیگر نمی‌توان به‌راحتی از مردمی بودن انقلاب سخن گفت، زیرا مخاطب می‌تواند بپرسد اگر مشارکت مردم حداقلی بوده، پس چگونه باید از پذیرش عمومی سخن گفت؟ از همین رو، او فعال بودن در انتخابات را بخشی از این مسئله دانست. 🔶پس از مشروعیت، او از «بحران مقبولیت» سخن گفت و نقش سلبریتی‌ها، بازیگران و افراد صاحب تریبون را مطرح کرد. افرادی که در جامعه شناخته می‌شوند، می‌توانند برای جریان ضدانقلاب به سرمایه اجتماعی تبدیل شوند و صداوسیما نیز با وجود همه نقاط قوتش، گاهی با معرفی و بزرگ کردن برخی افراد، بعدها همان چهره‌ها را در موقعیت اپوزیسیون قرار می‌دهد. 🔷او با بیان چند مثال طعنه‌آمیز درباره معیار انتخاب افراد با ویژگی‌های ظاهری زیبا و جذاب این سؤال را مطرح کرد که معیار واقعی انتخاب چیست؟ 🔺سپس نمونه‌ای دیگر آورد: جوانی مجرد، حدود سی‌وچند ساله و کارشناس صداوسیما که در تلویزیون درباره خانواده و تنظیم خانواده سخن می‌گوید! این وضعیت محل سؤال است، بالاخره صداوسیما متعلق به جمهوری اسلامی است و برای برنامه زنده مربوط به تنظیم خانواده باید فردی انتخاب شود که به تعبیر خودش «سرش به تنش بیرزد». 🔶مرحله بعدی، «بحران کارآمدی» بود. به باور سخنران، بحران‌ها به‌صورت مستقل و بی‌ارتباط با هم رخ نمی‌دهند و ترتیب منطقی دارند: ابتدا در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، مشارکت، مقبولیت و مشروعیت مشکل ایجاد می‌شود و بعد همین مشکلات را در قالب استدلالی علیه کارآمدی نظام به‌کار می‌گیرند و می‌گویند این نظام توان اداره کشور را ندارد. 🔶در این مرحله، نظام جمهوری اسلامی با دوران طاغوت مقایسه می‌شود و حتی گاهی برای این مقایسه از «دو آدم سبک‌مغز» و مقایسه‌های غلط استفاده می‌شود. 🔸او در برابر این مقایسه گفت باید از کسانی که سن بیشتری دارند و دوران پیش از انقلاب را دیده‌اند پرسید واقعاً در آن زمان چه می‌گذشته است. بسیاری از پیرمردها و پیرزن‌های حاضر در جلسه، این دوره را بهتر از جوانان می‌شناسند و باید از آنان و از پدران و بزرگان خانواده پرسید. 🔺او برای نمونه گفت در آن دوران زنان جرئت نمی‌کردند شب‌ها با آرامش در خیابان راه بروند، زیرا افرادی مست می‌شدند، عربده می‌کشیدند و بی‌ناموسی و بی‌حیایی به‌راحتی در فضای عمومی رخ می‌داد. 🔸سپس به وضعیت اقتصادی پرداخت و گفت امروز فشار اقتصادی و مشکلات شدید اقتصادی وجود دارد و این واقعیت را انکار نمی‌کند، اما باید با حافظه تاریخی مقایسه کرد. او گفت از پدران و بزرگ‌ترها پرسیده است و شنیده که بسیاری از خانواده‌ها حتی قدرت خرید برنج‌های مرغوب را نداشته‌اند. ‼️در این میان، سخنران بخش مهمی از انتقاد خود را متوجه روحانیت و نیروهای حوزوی کرد. او گفت کسانی که به انقلاب تعلق دارند، به‌ویژه روحانیون، باید نسبت به این انقلاب «هزار برابر» وظیفه بیشتری احساس کنند. 💢 برای مطالعه قسمت پنجم اینجا کلیک کنید