🎞 #روایت_تبیینی از #موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۰| ۲۷ شهریورماه (۸/۱)
📌موضوع: بررسی علل اختلافات ایران و آمریکا و راه حل آن
👤مهمان: حجتالاسلام والمسلمین ابوطالبی
🔶 موکب تبیینی بصیرتی در صدمین جلسه، شبی دیگر را در فضایی برگزار کرد که از همان دقایق ابتدایی، حالوهوای آن با یک نشست معمولی تفاوت داشت.
🔷استقبال مردم بسیار خوب بود و پیش از آغاز سخنرانی، طبق روال شبهای گذشته سوره فتح، سرود جمهوری اسلامی ایران و پس از آن صلوات خاصه حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها طنینانداز شد.
🔷هر یک ربع نیز یک دسته عزاداری و خونخواهی امام شهید از مقابل موکب عبور میکرد و حضار و سخنران از جای برمیخاستند و با شعارهای دسته همراه میشدند؛ رفتوآمد دستهها، شعارها و پاسخ مردم، به فضای موکب حالتی زنده و حماسی داده بود.
🔶پیش از آغاز رسمی برنامه، یکی از حاضران حجتالاسلام مداحی پشت تریبون آمد و کوتاه اما با تأکید، بر یک مسئله بنیادین دست گذاشت:
⁉️چگونه باید با نسل جوان ارتباط برقرار کرد و آنان را در برابر جنگ نرم فرهنگی واکسینه کرد؟
🔺او برای توضیح این مسئله به تصویری از سیره پیامبر اکرم ص استناد کرد؛ همان تعبیر معروفی که در نهجالبلاغه، امیرالمؤمنین ع در وصف رسول خدا میفرماید: «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ»؛ تصویری از پیامبری که برای هدایت، در میان مردم حضور مییابد و به سراغ مواضع غفلت و حیرت آنان میرود.
🔺او سپس به آیه ۴۶ سوره سبأ اشاره کرد و تأکید داشت که بسیاری از ما آیه را ناقص میخوانیم و درست به بخش کلیدی آن توجه نمیکنیم: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا...»؛/ «بگو: شما را تنها به یک چیز اندرز میدهم؛ اینکه دو دو و یک یک برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید...»؛
🔷 حرف اصلی او این بود که نخست باید جوانها را به تفکر واداشت. به تعبیر او، تفکر باعث حیات قلب و بصیرت میشود و آن همه تأکید بر بصیرت، بدون اینکه انسان اهل تفکر باشد، به نتیجه نمیرسد.
🔻او در ادامه بر «تفکر» و «تحقیق» بهعنوان دو کلیدواژه اصلی کار فرهنگی با جوانان تأکید کرد؛ تفکر و تحقیق، مطالعه، درس و بحث.
⚠️از نگاه او، گوشیهای همراه و مشغولیتهای دائمی، تمرکز و خلوت انسان را گرفتهاند و باید برای خود و بهخصوص برای نسل جوان، زمانی را از این فضا جدا کرد.
🔺حتی به توصیه برخی بزرگان اشاره کرد که وقتی انسان وارد خانه میشود، تلفن همراه را کنار بگذارد و آن را با خود به اتاق نبرد. در این نگاه، جوانی که قرار است در میدان جنگ نرم و فرهنگی نقشآفرین باشد، نخست باید اهل مطالعه و اندیشه شود.
🔻او سپس مجموعهای از پیشنهادهای مشخص فرهنگی را مطرح کرد و گفت رهبر شهید سه «سنت» یا سه مسیر فرهنگسازی بهجا گذاشتهاند که باید در حد توان ادامه پیدا کند:
🔹نخست، ترویج فرهنگ قرآن بود؛
با این پیشنهاد ساده اما قابل تبدیل شدن به یک سنت خانوادگی: «هر خانه، یک مسجد». برای جوانها نیز انتخاب سوره لقمان را پیشنهاد کرد و گفت بعد از سوره فتح، سوره لقمان برای این کار بسیار مؤثر است.
🔹دومین محور، نهجالبلاغه بود؛
اینکه به جوانها گفته شود بیست کلمه یا حکمت از کلمات قصار نهجالبلاغه را با نیت رهبر شهید بخوانند و با آن مأنوس شوند. او گفت نهجالبلاغه مجموعهای از حکمتها و کلمات قصار فراوان دارد و باید کاری کرد که مطالعه آنها در خانوادهها جا بیفتد؛ همانطور که آرزو داشت «هر خانه حسینیه» نیز باشد.
🔹سومین مسیر، صحیفه سجادیه بود.
او برای خانوادهها و جوانان سه دعا، یعنی دعای هشتم، بیستم و بیستوسوم صحیفه سجادیه را پیشنهاد کرد. از نظر او، موکبهای تبیینی نباید صرفاً محلی برای شنیدن سخنرانی باشند؛
🔺این موکبها باید «دانشگاه معارف» باشند. شنیدن سخنرانی خوب است و بصیرتافزایی لازم است، اما مسئله مهمتر «بصیرتبخشی» است؛ یعنی کسی که خودش آگاه شده، باید دیگران را نیز برای فهمیدن و اندیشیدن بسیج کند.
👆🏼او برای این کار به روش تبلیغ چهرهبهچهره نیز اشاره کرد و با یادآوری توصیههای حجتالاسلام قرائتی، گفت باید سراغ مردم رفت، حتی همانگونه که برای مبارزه با اعتیاد، باید خانهبهخانه و نفربهنفر وارد میدان شد.
👌 پایان سخنان کوتاه او با همین تأکید بود که خودِ بصیرت کافی نیست و باید آن را به دیگران نیز منتقل کرد.
🔸در همین لحظه، یکی دیگر از دستههای خونخواهی از مقابل موکب عبور کرد و شعار «إنا علی العهدی یا نائب المهدی» فضای موکب را پر کرد. حضار از جای برخاستند و با آنان همراهی کردند.
🔷پس از آن، مجری برنامه حجتالاسلام بهرمن پشت تریبون قرار گرفت و اعلام کرد امشب «۲٠۲مین شب بعثت مردم» است و ابراز امیدواری کرد که با برکت قدوم خالصانه مردم در این شبها، دوران غیبت کبری کوتاه شود و فرج امام عصر عج هرچه سریعتر برسد.
💢 برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۰ | ۲۷ شهریورماه (۸/۲)
🔰 قسمت دوم
🔷سپس مجری این شعر را خواند:
«دشمن خیال کرده مشتی خیال خامیم
او کور خوانده اما ما مشت انتقامیم
هرچند منحرف کرد ذهن خواص ما را
سکان به دست امروز ما مردم عوامیم
موجیم و پرتلاطم، با وعدههای گندم
از پا نمینشینیم، ما ملت قیامیم
با عزم و با اراده، با اهل و خانواده
خونخواه آن امامیم، سرباز این نظامیم
هیهات منا الذله، هیهات منا الذله
روی لب خیابان، ذکری علیالدوامیم
آن لشکر یزید و این لشکر حسین است
ای دل، دل بیا ببینیم در خیمه کدامیم.»
🔶 سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین حاجی ابوطالبی از جایی آغاز شد که یک شبهه قدیمی اما اثرگذار را پیش کشید:
⁉️چرا ایران از همان ابتدای انقلاب با آمریکا رابطهای خصمانه پیدا کرد؟
⁉️چرا مانند بسیاری از کشورهای دیگر با آمریکا روابط عادی برقرار نشد؟
⁉️چرا شعار «مرگ بر آمریکا» شکل گرفت و از آن مهمتر، چرا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، سفارت آمریکا اشغال شد و دیپلماتهای آمریکایی به گروگان گرفته شدند؛ آن هم در شرایطی که به تعبیر این شبهه، مصونیت دیپلماتیک و حرمت سفارتها از قواعد مسلم روابط بینالملل است؟
⁉️آیا این رفتار ایران نبود که آمریکا را به واکنش واداشت و سپس مصادره اموال، تحریمها و دیگر اقدامات آغاز شد؟
🔺سخنران برای پاسخ، بحث را از یک سؤال مقدماتی آغاز کرد:
اصلاً چه کسی دعوا را شروع کرد؟ او گفت باید تاریخ را از تسخیر سفارت عقبتر برد؛ چراکه تسخیر سفارت در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، یعنی حدود نه ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، اتفاق افتاد.
🔺در فاصله پیروزی انقلاب تا تسخیر سفارت نیز روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا برقرار بود. ایران در آمریکا سفارت داشت و حدود ۵۰ دیپلمات ایرانی در آنجا حضور داشتند و بنای نظام جدید در ماههای نخست این نبود که بهطور کلی روابط خود را با آمریکا قطع کند؛ همانگونه که با انگلیس نیز با وجود اعتراضهای شدید و سابقه طولانی اختلافات، اصل رابطه دیپلماتیک برقرار مانده بود.
🔺بنابراین باید میان «اعتراض و مخالفت با سیاستهای آمریکا» و «قطع روابط خصمانه» تفاوت گذاشت؛ جمهوری اسلامی از همان ابتدا شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» را مطرح کرد، اما این با این ادعا که ایران از روز اول قصد داشته روابط دیپلماتیک را به رویارویی کامل تبدیل کند، یکسان نیست.
🔺از همین نقطه، سخنران سراغ فهرستی رفت که آن را «هشت اقدام خصمانه آمریکا علیه ملت ایران پیش از تسخیر سفارت» میدانست:
🔹نخستین مورد، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود؛ کودتایی که آن را اقدامی مشترک از سوی آمریکا و انگلیس علیه دولت دکتر محمد مصدق دانست.
👌او تأکید کرد که مصدق در رأس قوه مجریه و آیتالله کاشانی در رأس مجلس هفدهم قرار داشتند و در ماههای پیش از کودتا، دو نهاد مهم سیاسی کشور، یعنی قوه مجریه و مجلس، در اختیار نیروهایی قرار گرفته بودند که خاستگاه مردمی داشتند.
🔺اسناد منتشرشده وزارت خارجه آمریکا نیز بعدها وجود یک عملیات CIA برای سرنگونی دولت مصدق، تقویت شاه و روی کار آوردن دولت فضلالله زاهدی را ثبت کردند؛ در اسناد رسمی، هدف عملیات، «براندازی دولت مصدق» و جایگزین کردن دولتی طرفدار غرب تحت رهبری شاه توصیف شده است.
🔷سخنران سپس فضای سیاسی پیش از کودتا را نیز بخشی از استدلال خود دانست. به گفته او، چند ماه پیش از کودتا، علیه آیتالله کاشانی فضاسازی شد و جریانهای مختلف، از حزب توده تا برخی نیروهای ملیگرای سکولار که با حضور دین در سیاست مخالفت داشتند، علیه او وارد عمل شدند؛ توهین و حتی کشیدن کاریکاتور در این فضا شکل گرفت و در انتخابات ریاست مجلس، آیتالله کاشانی رأی نیاورد و دکتر معظمی به ریاست مجلس رسید.
🔺او از این وضعیت بهعنوان نشانهای از فشار سیاسی پیش از کودتا یاد کرد.
🔷در ادامه، به شرایط شاه اشاره کرد. فشار سیاسی و اجتماعی به حدی رسیده بود که شاه از کشور خارج شد و اگر دخالت آمریکا رخ نمیداد، حکومت پهلوی همانجا سقوط میکرد.
🔺اسناد تاریخی آمریکا نیز اصل فرار شاه پس از شکست نخستین مرحله طرح کودتا و ادامه عملیات برای بازگرداندن او را ثبت کردهاند.
⁉️سخنران سپس این پرسش را مطرح کرد که چگونه در جهانی که قدرتهای بزرگ پس از جنگ جهانی دوم از دموکراسی و حکومتهای منتخب سخن میگفتند، یک دولت ملی در ایران با مداخله آمریکا و انگلیس سرنگون و شاه دوباره به قدرت بازگردانده شد؟
🔺نتیجه این اقدام، تمدید حکومت پهلوی برای حدود ۲۵ سال دیگر بود!
🔹دومین اقدام، تأسیس ساواک بود.
او سال ۱۳۳۵ را نقطه این رخداد دانست و گفت آمریکاییها به شاه فهماندند که با ادامه این شیوه حکومت، موج مخالفت میتواند رژیم را با خطر سقوط مواجه کند؛ سپس ساختار امنیتی ساواک شکل گرفت و نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در آموزش نیروهای امنیتی نقش داشتند.
💢 برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۰ | ۲۷ شهریورماه (۸/۳)
🔰 قسمت سوم
🔸منابع تاریخی نیز نشان میدهند که سازمان اطلاعات و امنیت کشور، معروف به ساواک، در اواسط دهه ۱۳۳۰ شکل گرفت، تیمی از CIA در ایجاد و آموزش اولیه آن نقش داشت و پس از آن همکاری آموزشی با موساد نیز ادامه یافت.
🔹سومین اقدام، ماجرای قانون کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳ بود.
او با تأکید بر تفاوت میان مصونیت دیپلماتها که در حقوق بینالملل وجود دارد و اعطای مصونیت گسترده به نظامیان و وابستگان نظامی آمریکا، گفت مسئله صرفاً مصونیت دیپلماتیک نبود؛ بلکه در ایران قانونی تصویب شد که برای نظامیان آمریکایی و خانوادههای آنان مصونیت گستردهای ایجاد میکرد.
👌اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا نیز تصریح میکنند که مجلس ایران در اکتبر ۱۹۶۴ قانونی درباره وضعیت نیروهای آمریکایی تصویب کرد که برای پرسنل نظامی آمریکا و وابستگان آنان مصونیت دیپلماتیک در نظر میگرفت و همین امر به موجی از ضدیت با آمریکا و مخالفت با حکومت شاه دامن زد.
🔺سخنران در همین زمینه به اعتراض امام خمینی رحمهالله اشاره کرد؛ همان ادبیاتی که کاپیتولاسیون را نشانه تحقیر استقلال ایران میدانست و میگفت اگر یک آمریکایی شاه ایران را بکشد، ایرانی حق اعتراض ندارد، اما اگر به یک سگ آمریکایی آسیبی برسد، ایرانی محاکمه خواهد شد.
🔺او این رخداد را سومین گام در زنجیرهای دانست که در نهایت نشان میدهد مخالفت ایران با آمریکا مسبوق به سابقه بوده و صرفاً از آبان ۱۳۵۸ شروع نشده است.
🔹چهارمین اقدام، از نگاه سخنران، به ژنرال رابرت هایزر بازمیگشت.
او گفت در ۱۴ دی ۱۳۵۷، یعنی حدود یک ماه و نیم پیش از پیروزی انقلاب، هایزر آمریکایی وارد ایران شد و به نقل از برژینسکی، مأموریت او را آمادهسازی شرایطی میدانست که اگر دولت بختیار نتوانست دوام بیاورد، ارتش وارد عمل شود و شاه بازگردانده شود.
🔺در ادامه ابوطالبی گفت: برنامهای با عنوان «کورتاژ» یا «عملیات نجات» طراحی شده بود تا در صورت شکست دولت بختیار و با تکیه بر ارتش، شرایط بازگشت شاه فراهم شود.
🔺او سپس به روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن و نقش هشدار امام خمینی درباره حکومت نظامی اشاره کرد و خاطره معروف هشدار مرحوم آیتالله طالقانی را به میان آورد؛
🔺اینکه وقتی حکومت نظامی برقرار شده و حضور مردم در خیابانها ممکن بود به کشتهشدن آنها را در پی داشته باشد، امام تأکید کرد مردم به خیابان بیایند و همین حضور گسترده، طرح کودتا را خنثی کرد.
🔹پنجمین اقدام، در روایت سخنران، به اردیبهشت ۱۳۵۸ بازمیگشت؛ زمانی که هنوز حدود شش ماه تا تسخیر سفارت باقی مانده بود و نخستین قطعنامه مجلس سنای آمریکا علیه ایران صادر شد.
🔺علت صدور این قطعنامه، اعتراض آمریکا به اقدام جمهوری اسلامی در محاکمه عوامل رژیم سابق، ساواکیها و برخی نظامیان رژیم پهلوی بود. به گفته او، ایران پیش از آن نیز قانون کاپیتولاسیون را لغو کرده بود و آمریکاییها از این مسئله ناراضی بودند.
🔺سخنران سپس به خرداد ۱۳۵۸ اشاره کرد و گفت در پی این فضای ضدآمریکایی، یک راهپیمایی ضدآمریکایی در تهران برگزار شد؛ اما نکته مهم این بود که حتی در چنین فضایی، حکومت انقلابی برای حفاظت از سفارت آمریکا اقدام کرد و چون احتمال داده میشد مردم از شدت اعتراضها وارد سفارت شوند، حدود یکصد نفر از نیروهای تازهتأسیس سپاه پاسداران مقابل سفارت مستقر شدند تا از ورود مردم جلوگیری کنند.
🔺آمریکاییها پس از این اقدام از سپاه پاسداران بابت حفاظت سفارت تشکر کردند و این خود نشانهای بود از اینکه روابط دو کشور هنوز به مرحلهای که بعداً رخ داد، نرسیده بود.
🔹ششمین اقدام، حمایت مالی آمریکا از جریانهای تجزیهطلب بود.
سخنران به تیر و مرداد ۱۳۵۸ اشاره کرد و گفت: میلیونها دلار به «حزب دموکرات» برای فعالیتهای تجزیهطلبانه داده شد و در مرداد همان سال نیز اسنادی منتشر شد که از تلاش برای پیوند دادن مسئله کردها با دیگر جریانهای قومی، از خلق عرب خوزستان تا ترکهای آذربایجان، ترکمنصحرا و بلوچستان، برای فلج کردن حکومت ایران حکایت داشت.
🔹هفتمین اقدام، موضوع پذیرش محمدرضا شاه در آمریکا بود.
شاه پس از خروج از ایران در نهایت در آمریکا پذیرفته شد؛ در شرایطی که ملت ایران خواستار بازگرداندن او برای محاکمه و نیز بازگرداندن اموال ایران بود.
🔺این تصمیم آمریکا آخرین نقطهای بود که خشم عمومی را به اوج رساند.
🔹هشتمین اقدام نیز در همین فضای پایانی، طراحی کودتای نوژه بود؛
سخنران آن را آخرین اقدام خصمانه پیش از تسخیر سفارت دانست.
🔸در نتیجه این زنجیره، اگر پرسش را صرفاً با لحظه ورود دانشجویان به سفارت آغاز کنیم، این زمینه تاریخی حذف میشود.
💢 برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید