🎞#روایت_تبیینی از #موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱٠۶ | ۲ مهرماه (۱/۱۱)
📌موضوع: مسئولین، مردم و مطالبهگری
👤مهمان: حجتالاسلام والمسلمین طاهری آکردی، ریاست ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور
🔶موکب تبیینی بصیرتی مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم در صدوپنجمین جلسه خود، شبی دیگر را در فضایی برگزار کرد که از همان ابتدا، حالوهوای آن با یک جلسه معمول سخنرانی تفاوت داشت.
🔷استقبال مردم بسیار خوب بود و مطابق روال شبهای گذشته، پیش از آغاز سخنرانی سوره فتح قرائت شد، سرود جمهوری اسلامی ایران در فضای موکب طنین انداخت و پس از آن صلوات خاصه حضرت معصومه(س) خوانده شد.
🔷تقریباً هر یک ربع یک دسته عزاداری و خونخواهی امام شهید از مقابل موکب عبور میکرد و حضار و سخنران نیز ایستاده با شعارهای آنان همراه میشدند؛ رفتوآمد دستهها، پاسخ جمعیت به شعارها و حضور مستمر مردم، فضای موکب را از حالت یک مجلس صرفاً شنیداری خارج کرده و به صحنهای زنده از حضور اجتماعی و دینی تبدیل کرده بود.
🔷مجری برنامه حجتالاسلام بهرمن نیز پیش از ورود سخنران، با اشعاری از حال و هوای کربلا و زیارت سخن گفت:
«این گریهکن هر بار ناقابل رسیده است
سمت تو باید دل برید از جان که هر کس
جز این بیاید آید عاطل و باطل رسیده است
تا کربلایت آمدن که پا نمیخواست
هر کس سراغت آمده با دل رسیده است...»
🔶حجتالاسلام والمسلمین طاهری آکردی سخنان خود را با سلام به «مردم برگزیده» آغاز کرد و گفت امشب، سه مسئله اصلی را دنبال خواهد کرد:
🔹نخست بحث مردم،
🔹سپس وظیفه دولت؛
🔹و در نهایت نحوه مطالبهگری ملت.
🔺اما برای تکمیل بحث بعثت، ابتدا به یکی از فرازهای سخنان «امام شهید» اشاره کرد و توضیح داد که آخرین سخنرانی ایشان، برخلاف بسیاری از سخنرانیهای سیاسی، بیشتر رنگ و بوی یک درد دل پدرانه و ابلاغ پیامی را داشت که «آقا آماده رفتن است» و در فراز پایانی آن سخنرانی: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَهُ»؛ / کسی مثل من با جبهه استکبار بیعت نمیکند، بر این نکته تأکید میکنند که مردم نیز بیعت نخواهند کرد و اگر اتفاقی رخ دهد مردم مبعوث میشوند و کار را تمام میکنند، دارای پنج نکته مهم است؛ پنج نکتهای که به اعتقاد او شاید بتوان چکیدهای از چهل سال مدیریت رهبری را در آنها دید:
🔸او توضیح داد که شاید یکی از خطاهای ما این بود که دیر به میدان آمدیم، اما آمدیم و کار را تمام خواهیم کرد. نخست باید دقت کرد که تعبیر «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَهُ» در چه موقعیتی از سوی امام حسین(ع) مطرح شد.
🔺این جمله در یک مراسم عادی یا جشن و برنامه تشریفاتی گفته نشد؛ زمانی مطرح شد که امام تحت فشار بود تا با حاکمیت وقت بیعت کند. بنابراین تکرار این جمله در سخنرانی رهبر شهید، از نگاه سخنران، به معنای آن است که امروز نیز فشار اصلی، فشار برای بیعت با طاغوت، برای گفتوگو و مذاکره و تسلیم است؛ و این نکتهای است که باید جدی گرفته شود.
🔸نکته دوم از نگاه سخنران این است که چرا گفته میشود «مردم بیعت نمیکنند».
این مردم در طول چهل سال تربیت شدهاند و مقصود از این مردم نیز صرفاً ملت ایران نیست؛
🔺او از ملتی سخن گفت که با این جریان فکری و سیاسی همراه شدهاند و برای توضیح، به آمریکای لاتین، سوریه، یمن، حماس و حتی عربستان اشاره کرد و میگوید اگر به حیاط خلوت آمریکا در آمریکای لاتین بروید یا به سوریه و یمن و حماس و عربستان نگاه کنید، نشانههای حضور کسانی را میبینید که با این راه همراه شدهاند و به تعبیر او «با حضرت بیعت کردند» و انشاءالله بهزودی حضور آنان در میدان را نیز خواهیم دید.
♦️در همین نقطه، یکی از دستههای خونخواهی از مقابل موکب عبور کرد و حاضران نیز با شعار آنان همراه شدند: «امر فقط امر سیدمجتبی». این شعار، برای فضای بحث او درباره نسبت رهبر، مردم و صحنه اجتماعی، تبدیل به امتداد عینی سخنرانی شد.
‼️سخنران سپس تفاوت شرایط امروز با دوران امام حسین(ع) را از زاویه دیگری توضیح داد. به تعبیر او، رهبری طی یک مدیریت چهلساله، زمانی که بخش بزرگی از جامعه درگیر رقابتهای سیاسی و مسائلی از جنس اینکه «چه کسی رأی بیاورد» و «چه کسی چه کار بکند» بود، جامعه را برای ظهور و برای آیندهای بزرگتر آماده میکرد؛ آن هم نه فقط در یک حوزه، بلکه در ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و مردمی.
🔺 این مدیریت، انقلاب را بهگونهای «بیمه» کرده که حتی بعد از بیش از هفت ماه از وقوع آن حادثه، مردم هنوز در میدان حضور دارند و «مطمئن باشید این مردم را شما در صدر اسلام هم نمیبینید».
💢 برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱٠۶ | ۲ مهرماه (۲/۱۱)
🔰قسمت دوم
🔺برای توضیح این تفاوت، سخنران به صدر اسلام رفت و گفت رسول خدا(ص) از دنیا رفت، اما مردم جنازه پیامبر را رها کردند و در سقیفه دنبال تعیین حاکم رفتند و امیرالمؤمنین(ع) در لحظه دفن پیامبر تنها ماند.
👌تأکید او این بود که درباره اصحاب پیامبر ص نمیتوان گفت افراد عادی یا بیسابقهای بودند؛ سخن از سابقون، اصحاب بدر و احد و کسانی است که سابقه حضور در کنار پیامبر ص را داشتند.
🔺با این حال، نه رسول خدا ص، نه امیرالمؤمنین، نه حضرت فاطمه، نه امام حسن و نه امام حسین(علیهمالسلام) از سوی چنین تودهای آنگونه که باید حمایت نشدند؛ و امروز وقتی رهبر شهید از مردمی سخن میگوید که بیعت نخواهند کرد، این حاصل همان مدیریت چهلساله است؛ مدیریتی که خود نیازمند بحثی مستقل درباره مدیریت راهبردی رهبری در جهان است.
🔸نکته سوم از نگاه او، جمله «اگر اتفاقی بیفتد» است.
برداشت سخنران این بود که رهبر میداند این مسیر با یک پایان طبیعی و عادی تمام نمیشود و اگر اتفاقی رخ دهد، مردمی که باید در میدان باشند و تعارضهای مادی ممکن است مانع حضورشان شده باشد، به میدان خواهند آمد، مبعوث خواهند شد و کار را تمام خواهند کرد. او گفت امروز چهار مرحله را احساس کردهایم و مرحله پنجم باقی مانده است؛ مرحلهای که انشاءالله با آن کار تمام خواهد شد.
🔶از همینجا او وارد بخش اصلی بحث شد و گفت میخواهد فقط برشی از این پنج مرحله را باز کند و آن برش، دقیقاً مربوط به نقش مردم، مسئولان و نحوه مطالبهگری است.
⁉️یک مسئله اساسی این است که اگر جایی نقد داریم، آیا حق داریم هر چیزی را که میخواهیم بگوییم؟
⁉️صرف اینکه بگوییم «ما حق هستیم» آیا مجوز میدهد هر نوع سخن و رفتاری را به کار ببریم؟
🔺از اینجا بحث مردم را با مفهوم «بعثت» پیوند داد.
🔷او گفت ظهور دو شرط دارد و ما معمولاً فقط یک شرط را میبینیم: اینکه دنیا پر از ظلم و جور شود.
⚠️اما دنیا بارها پر از ظلم و جور شده است؛ بنابراین شرط اصلی، آگاهی مردم و حضور مردم است. مردم باید ولی را بخواهند. امیرالمؤمنین(ع) را نخواستند، امام حسن(ع) را نخواستند، امام حسین(ع) را نخواستند و اهلبیت را رها کردند و اهلبیت ع گفتند تا مردم نخواهند، ما نمیخواهیم.
🔺سخنران برای توضیح این مسئله به روند علمی و اجتماعی اهلبیت پرداخت و گفت امام زینالعابدین(ع) در مدینه یک حوزه علمی را از طریق دعا و تفسیر قرآن آغاز کرد، امام باقر(ع) آن را بسط داد و در زمان امام صادق(ع) به اوج رسید؛ تا جایی که هارون احساس کرد اگر این حوزه ادامه پیدا کند، چیزی از بنیعباس باقی نمیماند و تنها راهی که برای مهار این جریان میدید، زندانی کردن امام موسی کاظم(ع) و قطع ارتباط او با مردم بود.
🔷او سپس تصویری از اوج قدرت علمی امام صادق(ع) ارائه کرد. در آن زمان حدود چهار هزار نفر به تعبیر امروز در سطح شاگردان متخصص و مجتهد حضور داشتند که اجازه نقل روایت داشتند؛ نه اینکه امام صادق ع فقط چهار هزار شاگرد داشته باشد، بلکه اینها کسانی بودند که به تعبیر امروزی در جایگاه دانشجوی دکتری قرار میگرفتند و اجازه نقل روایت داشتند.
🔷او توضیح داد که امام صادق(ع) مباحث علمی را تفکیک و تخصصی کرده بود؛ هشام در کلام، دیگری در فقه و دیگری در علوم طبیعی؛ یعنی به تعبیری دانشگاه را به دانشکدههای مختلف تقسیم کرده بود.
🔷با این حال، وقتی به امام صادق(ع) گفته شد قیام کن، امام فرمود اگر به اندازه این گله گوسفند آدم داشتم، قیام میکردم. راوی گوسفندها را شمرد و تعداد آنها را هفده رأس یافت.
👌بنابراین، از نگاه او، حکمرانی به این نیست که مردم صرفاً کسی را دوست داشته باشند. مردم اهلبیت را دوست داشتند؛ همان امام حسینی که شهید شد، در مکه مورد احترام بود، در مسیر مورد احترام بود و حتی در کربلا نیز بسیاری برای او احترام قائل بودند. امام حسین ع را دوست داشتند و به او احترام میگذاشتند، اما در نهایت شمشیر نیز در برابر او کشیدند.
♦️دلیل از نگاه سخنران، «تعارض منافع» بود. تا زمانی که امام حسین ع درباره مسائل عمومی سخن میگفت و وضع موجود را به چالش نمیکشید، مشکلی نبود؛ اما هنگامی که سخن از حکمرانی تحت امر خدا و مقابله با طاغوت به میان آمد، مسئله تغییر کرد.
🔻سخنران در ادامه همین الگو را درباره امیرالمؤمنین(ع) نیز پی گرفت. همان کسانی که به خانه امیرالمؤمنین(ع) رفتند، با او بیعت کردند و او را برای پذیرش حکومت خواستند، بعداً مقابل او قرار گرفتند.
👌او تأکید کرد امیرالمؤمنین(ع) نمیگوید من شما را صرفاً نمازخوان میکنم یا روزهگیر میکنم؛ مسئله حکومت است و در حکومت، از بازگرداندن بیتالمال سخن گفته میشود؛ حتی اگر آن مال در کابینه و زندگی و منافع افراد رفته باشد، باید بازگردانده شود.
💢 برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید
🎞روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱٠۶ | ۲ مهرماه (۳/۱۱)
🔰قسمت سوم
🔺همین امر باعث شد همانهایی که با او بیعت کرده بودند، نخستین جنگ را علیه او به راه بیندازند. به تعبیر سخنران، اگر امیرالمؤمنین(ع) حکومت کوفه و بصره را در اختیار طلحه و زبیر میگذاشت، این تعارض پیش نمیآمد، اما وقتی حاضر نشد بر اساس منافع آنان حکومت کند، همانها در جمل مقابلش شمشیر کشیدند.
🔷پس مسئله، صرف محبوبیت اهلبیت نبود. در زمان امام موسی کاظم(ع) و دیگر ائمه نیز آنان در میان مردم محبوب بودند، اما حکمرانی مسئله دیگری بود.
🔺سخنران گفت حتی امام رضا(ع) هنگامی که به اجبار وارد ساختار حکومت شد، تصریح کرد در حکمرانی دخالت نمیکند؛ زیرا میدانست مردم با او نیستند. تمام وعده ظهور امام زمان(عج) نیز از نگاه سخنران بر همین مسئله استوار است: اهلبیت انتظار داشتند روزی برسد که مردم امام را بخواهند و آنگاه زمینه تحقق حکومت حق فراهم شود.
♦️او البته این مسئله را در کنار قضای الهی و حتمیت وعده خدا قرار داد و گفت زمان نهایی ظهور را خدا میداند؛ حتی اگر مردم نخواهند، خدا میتواند وعده قطعی خود را محقق کند، اما در سازوکار عادی تاریخ، امام زمانی خواهد آمد که مردم او را بخواهند.
🔺به تعبیر سخنران، حفظ جان امام نیز از همینجاست؛ اگر مردم امام را نخواهند، حکومتهای مستقر میتوانند او را از میان بردارند و خدا قرار نیست برای حفظ امام خود، همواره از راههای غیرطبیعی وارد شود.
🔺از اینجاست که حضور مردم در صحنه به یک اصل کلیدی تبدیل میشود. سخنران گفت: امام راحل، مردم را به میدان آورد و در چهل سال مدیریت رهبر شهید نیز یکی از مهمترین ابعاد مدیریت، همین بُعد اجتماعی و مردمسالاری بود.
🔺او برای توضیح این ادعا گفت بارها به رهبر پیشنهاد داده بودند کاری شود که فلان فرد از صندوق رأی بیرون نیاید یا نتیجه انتخابات به نفع او تغییر کند، اما پاسخ رهبری این بود که «هرچه مردم میگویند». حتی اگر گفته میشد «مردم نمیخواهند»، پاسخ در منطق مردمسالاری این بود که اگر نمیخواهند، نتیجه باید پذیرفته شود.
🔷سخنران برای ملموستر کردن این مسئله به رقابتهای انتخاباتی مختلف اشاره کرد: زمانی که درباره خاتمی و ناطقنوری صحبت میشد، چه کسی فکر میکرد نتیجه به سود خاتمی رقم بخورد؟ در رقابت احمدینژاد و هاشمیرفسنجانی، چه کسی تصور میکرد با آن سابقهای که برای هاشمی وجود داشت، نتیجه به ریاستجمهوری احمدینژاد برسد؟ اما مردم رأی دادند و نظام نتیجه را پذیرفت.
🔺 این، نمونهای از مدل «مردمسالاری دینی» بود؛ مدلی که رهبر انقلاب به آن معتقد بود و ایمان داشت.
✴️نتیجه این ایمان به مردم، از نگاه سخنران، این است که امروز رهبر میگوید مردم با طاغوت بیعت نخواهند کرد!
🔷او برای مقایسه، به تاریخ کربلا بازگشت و از شبث بن ربعی نام برد که از کسانی بود که برای امام حسین(ع) نامه نوشتند، اما سرانجام در واقعه کربلا در جبهه مقابل قرار گرفت. به تعبیر سخنران، کسانی که در ابتدا پای کار انقلاب امام حسین(ع) آمدند، در نهایت سر امام را بریدند؛ در مقابل، کسانی که پای کار انقلاب اسلامی و رهبر شهید و رهبر امروز آمدند، هنوز در صحنه حضور دارند.
🔺 رهبری تفاوت این دو ملت را میفهمد و به همین دلیل است که میگوید این مردم بیعت نخواهند کرد!
🔶سپس سخنران وارد بحث «مبعوث شدن مردم» شد و گفت این بعثت یک مفهوم الهی و دینی است، نه یک مفهوم صرفاً حقوقی یا سیاسی.
بعثت یعنی آنچه خدا اراده کرده، به واسطه نماینده خدا در زمین انجام شود. پیامبر(ص) مبعوث شد، امیرالمؤمنین(ع) در منطق دینی مبعوث به مأموریت الهی است و امروز نیز وقتی رهبر شهید میگوید مردم مبعوث خواهند شد، معنایش این است که اراده الهی برای پیشبرد یک مرحله بر دوش مردم قرار میگیرد. سخنران تأکید کرد که این مسئله یک وعده قرآنی است.
🔺در همین زمینه، آیه ۵۴ سوره مائده را یادآور شد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ».
🔺سخنران با استناد به این آیه گفت خدا به پیامبر(ص) و مؤمنان میفهماند که اگر عدهای از مسیر جدا شوند، خدا قومی دیگر میآورد که خدا آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند؛ رابطهای دوسویه میان «یحبهم و یحبونه».
💢برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید
🎞روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱٠۶ | ۲ مهرماه (۴/۱۱)
🔰قسمت چهارم
🔺او سپس این مفهوم را به جامعه امروز پیوند زد و گفت این مردم به خاطر مشکلات اقتصادی فاصلههایی پیدا کردهاند و این قابل انکار نیست؛ دغدغههای انتخاباتی آنان گاهی رفع فیلتر، گشت ارشاد و مسائلی از این جنس شده و دغدغه دینی در اولویت نبوده است، اما ته دل این مردم خوب است.
🔺 آن اتفاقی که رخ داد و خون رهبر شهید ریخته شد، مردم را دوباره به میدان آورد و «پایهها» را نشان داد. از همین رو سخنران گفت مطمئن باشید همانگونه که «یالثارات الحسین» پایههای استعماری بنیامیه را از بین برد، شعار «یالثارات الخامنهای» نیز پایههای استعماری «این فرعون زمان» را از بین خواهد برد؛ جملهای که با تکبیر حضار همراه شد.
🔻در ادامه، سخنران به آیه پایانی سوره محمد(ص) پرداخت: «هَا أَنتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَمِنکُم مَّن یَبْخَلُ وَمَن یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِیُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِن تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَکُمْ ثُمَّ لَا یَکُونُوا أَمْثَالَکُمْ» و توضیح داد که خدا در این آیه میگوید اگر شما بخل ورزید و عقب بنشینید، خدا به شما نیاز ندارد و میتواند قومی دیگر بیاورد که مانند شما نباشند؛ قومی که منت نگذارند، نترسند و جان و مال خود را در میدان بگذارند.
🔺سخنران برای اثبات حضور همین مردم به فضای خود موکب اشاره کرد: این همه شب، چه کسی موکبها را اداره میکند؟ هزینه میکروفون، برق، باتری، دستگاه، چای و دیگر امکانات از کجا میآید؟ دولت که برای این موکبها پولی پرداخت نمیکند؛ همین مردم هستند که هزینه میکنند، میایستند و حتی در میدان نظامی و پای لانچرها جان میدهند.
🔺او این را مصداق انفاق با جان و مال دانست و سپس به روایتی مشهور درباره قوم فارس اشاره کرد که مضمون آن این است که اگر ایمان نزد ثریا باشد، مردانی از این قوم به آن دست پیدا خواهند کرد.
👌به این ترتیب، سخنران استدلال خود را تکمیل کرد: این مردم همان قومی هستند که وعده قرآن درباره آنان مطرح شده است؛ مردمی که قرار است در یک مرحله تاریخی، مأموریت را بر دوش بگیرند.
👌 بنابراین، جمله «مردم مبعوث خواهند شد» صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه تعبیر دینی از یک وعده الهی است؛ و اکنون باید منتظر مرحله پنجم ماند؛ مرحلهای که انشاءالله در آن «کار تمام خواهد شد» و مردم شاهد غرق شدن «فرعون زمان» در دریای خشم این ملت خواهند بود.
🔶اما اگر مردم مبعوث شدهاند و قرار است در چنین مقیاسی در صحنه باشند، سؤال بعدی روشن است: وظیفه دولت چیست؟
🔺سخنران گفت امام عزیز در پیامی به مجلس تصریح کرده است که مجلس باید «در تراز ملت مبعوثشده» تصمیم بگیرد. از اینجا نیز برای او یک سؤال شکل میگیرد: اگر مجلس باید در تراز چنین ملتی باشد، دولت چه وظیفهای دارد؟
🔺به تعبیر او، برخی میگویند درباره حجاب حرف نزنید، جامعه را دو دسته نکنید، درباره فلان مسئله فرهنگی صحبت نکنید تا وحدت حفظ شود. اما او این منطق را نپذیرفت و گفت: دولت وظایفی دارد. یکی از این وظایف، اقتصاد است. اگر سخن از «ملت تراز» است، دولت نیز باید «دولت تراز» باشد.
🔷او با یادکرد از رهبر شهید گفت ایشان پس از جنگ دوازدهروزه تأکید کرده بودند که دولتمردان باید «دو چندان تلاش کنند». منطق سخنران این بود که اگر دولتمردان واقعاً پای کار بیایند، این کشور تحریمپذیر نیست؛ کشوری که پانزده همسایه دارد، سابقه تمدنی دارد، کشاورزی و باغداری دارد، جاده و راهآهن و معادن دارد، نمیتواند صرفاً با تحریم از حرکت بازبماند. بنابراین، از دولت انتظار میرود در حوزه اقتصاد دوچندان تلاش کند.
🔷او سپس از ضرورت «آرایش جنگی اقتصادی» سخن گفت. پرسش او این بود که چرا در برابر دشمن در بعد نظامی آرایش جنگی داریم، اما در اقتصاد چنین آرایشی وجود ندارد؟
🔺برای توضیح، به تصمیمی درباره ارز حاصل از صادرات اشاره کرد و گفت وقتی صادرکننده فقط شصت درصد ارز را برمیگرداند و چهل درصد در اختیار او باقی میماند، در شرایط جنگ این تصمیم محل سؤال است: آن چهل درصد متعلق به چه کسی است؟ بعد همان فرد میتواند با همان منابع برود بنز میباخ یا لندکروزر مدل ۲۰۲۷ وارد کند و در همان حال، دولت بگوید برای نهادههای دامی ارز ندارد. او از این مثال نتیجه گرفت که توقع از دولت، اتخاذ آرایش جنگی در اقتصاد است.
💢برای مطالعه قسمت پنجم اینجا کلیک کنید
🎞روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱٠۶ | ۲ مهرماه (۵/۱۱)
🔰قسمت پنجم
💠همین منطق در حوزه فرهنگ و فضای مجازی نیز باید جاری باشد. سخنران گفت بعضیها میگویند نباید درباره حجاب و فرهنگ حرف زد تا جامعه دو قطبی نشود، در حالی که دولت باید در مسئله فرهنگی نیز مانند عرصه نظامی آرایش جنگی داشته باشد.
🔺به تعبیر او، اگر بعد از حمله اخیر اینترنت کشور قطع نمیشد و واتساپ و اینستاگرام بسته نمیشدند، شاید آن «خلق حماسه» مردمی به همان شکل شکل نمیگرفت؛ زیرا وقتی دست دشمن در اطلاعرسانی و موجسازی باز باشد، دشمن خود را مقید به قاعده نمیداند، شایعه و دروغ و تهمت منتشر میکند و جامعه را دوقطبی میسازد.
🔺او این مسئله را به سابقه برنامههای فرهنگی و رسانهای دشمن پیوند زد و به طرحی که نتانیاهو در سال ۲۰۰۲ در کنگره آمریکا مطرح کرده بود اشاره کرد که بیست سال دیگر باید به ایران حمله شود و ایران از بین برود.
🔷او شبکه «فارسیوان» را از نخستین ثمرات آن طرح دانست و گفت این شبکه با هدف عادیسازی و تربیت جنسی پنهان خانوادهها را هدف گرفت؛ ابتدا با این تصور که «صحنهای ندارد، پس اشکالی ندارد» و بعد بهتدریج این مسیر گسترش یافت تا به جایی رسید که برخی از شبکهها و شبکههای اجتماعی تبدیل به «مرجع» شدند.
♦️سخنران بر همین اساس گفت اگر دولت در تراز ملت مبعوثشده است، باید در عرصه فرهنگی و فضای مجازی نیز آرایش جنگی داشته باشد و نباید اجازه دهد به تعبیر او «سکوهای صهیونیستی» چنین میدانی در کشور پیدا کنند.
🔷در بحث عفاف، حجاب و پوشش نیز سخنران بهشدت با این استدلال مخالفت کرد که صحبت کردن از حجاب جامعه را دو دسته میکند. او گفت حجاب و چادر را باید فقط در چارچوب یک حکم دینی تحلیل نکرد؛ از نگاه او، چادر سابقهای تاریخی و تمدنی در ایران دارد.
🔷 در دوره هخامنشیان و حتی پیش از اسلام، زنان ایرانی پوششهایی شبیه چادر داشتهاند و برای این ادعا به داستان ماندانا، مادر کوروش، اشاره کرد؛ زنی عفیف که هنگام راه رفتن چادرش روی زمین کشیده میشد تا ساق پایش دیده نشود.
🔺او همچنین به سنت تابوت اشاره کرد و گفت ایرانیان از گذشته برای آنکه حتی پس از مرگ حجم بدن زن دیده نشود، تابوت داشتهاند و این فرهنگ را در گفتوگویی که به امیرالمؤمنین(ع) و سلمان نسبت داد، به ساخت تابوت برای حضرت زهرا(س) پیوند زد.
🔻در ادامه، اسکندر و سپس سلوکیان یونانی را عامل ورود فرهنگ برهنگی دانست و گفت در دوره اشکانیان و ساسانیان دوباره زنان ایرانی پوشش بلند و سرتاسری داشتند و مردان نیز لباسهای پوشیده میپوشیدند.
♦️از همین رو به جملهای از امام شهید استناد کرد که چادر را «نشانه ملی ایرانیان» میدانست، نه صرفاً نشانهای دینی؛ با این توضیح که اسلام اصل پوشش و حجاب را آورده، اما چادر سرتاسری در نگاه او میراث فرهنگی ایران و چیزی است که ایرانیان به فرهنگ اسلامی افزودهاند.
👌او بر همین اساس استدلال کرد که حتی اگر کسی خود را ملیگرا و علاقهمند به ایران بداند، نمیتوان گفت پوشش کامل با هویت ایرانی بیگانه است. از نگاه سخنران، اگر به بانوی ایرانی گفته شود «بانوی ایرانی باش، باحیا باش، پوشیده باش»، این ذاتاً عامل دودستگی نیست و نباید وارد بازیای شد که مسئله حجاب را به دوقطبی سیاسی تقلیل دهد.
🔻سخنران سپس به دیداری که دو روز پیش با معاون امور بانوان رئیسجمهور داشته اشاره کرد و گفت بعد از جلسه به او تذکر داده است که در مصاحبههایش باید مراقب باشد. او گفت دولت از «وفاق» و پرهیز از اختلاف سخن میگوید و در همین چارچوب انتظار دارد جامعه از ایجاد اختلاف خودداری کند؛ اما از نگاه او، خود دولتمردان نیز باید این اصل را رعایت کنند.
⁉️سپس پرسید آیا مسئله اصلی زنان فقط موتورسواری است؟ آیا زنان سرپرست خانوار، مشکلات بیمهای، تغذیه فرزندان، دختران یتیم، زنان تحت پوشش بهزیستی و مشکلات اشتغال دغدغه نیستند؟
⚠️اگر موضوع موتورسواری زنان مطرح میشود، باید روشن شود که بحث اصلی چیز دیگری است و آنچه او «تبرج» و گسترش برهنگی مینامید نباید پشت یک مسئله فرعی پنهان شود.
‼️ او یادآور شد که در صدر اسلام زنان سوار شتر و اسب میشدند و بنابراین مسئله، ذات سوار شدن زن بر وسیله نقلیه نیست، بلکه از نگاه او مسئله تبرج و نوع پوشش است.
👌با این حال، سخنران تصریح کرد که نقد دولت به معنای مخالفت با دولت نیست. دولت مستقر در جمهوری اسلامی، دولتی است که بر اساس قانون شکل گرفته و احترام و دفاع از آن بر همه واجب است.
🔺او گفت وقتی رئیسجمهور از مسیر قانونی رأی گرفته است، رئیسجمهور همه مردم است و همه باید به او احترام بگذارند. نقد اما موضوع دیگری است و مطالبهگری نیز اخلاق و چارچوب خود را دارد.
💢برای مطالعه قسمت ششم اینجا کلیک کنید
🎞روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱٠۶ | ۲ مهرماه (۶/۱۱)
🔰قسمت ششم
🔺برای نمونه، او گفت خودش از مواضع رئیسجمهور در سازمان ملل دفاع کرده و حتی از دیدارها و فعالیت رسانهای او حمایت کرده است؛ خصوصاً در شرایطی که جمهوری اسلامی در بایکوت خبری جهانی قرار دارد، اینکه رئیسجمهور تصاویر دیدارها را ببرد و آنها را تبیین کند و در صحنه رسانهای فعال باشد، قابل تقدیر است.
✴️او جمعبندی این بخش را با یک جمله روشن انجام داد: «خوبیها را میبینیم، مشکلات را هم میبینیم.»
🔶بعد از آن، سخنران وارد بخش سوم، یعنی «وظایف ملت در مطالبهگری» شد.
اگر ملتی مبعوث و در تراز شده، دولت و همه ارکان نظام نیز باید متناسب با آن تراز عمل کنند. او تأکید کرد که وقتی از «دولت» سخن میگوید، فقط قوه مجریه منظور نیست. به قوه قضائیه نیز نقد دارد و برای این مسئله به سه پیام مهم رهبری درباره مجلس در هفت خرداد، دولت در هفته دولت و قوه قضائیه در هفته قوه قضائیه اشاره کرد.
🔺برداشت شخصی سخنران این بود که این پیامها بیش از آنکه صرفاً پیامهای اداری یا تشریفاتی باشند، نوعی «دردنامه» بودهاند؛ هرچند خودش تصریح کرد که ممکن است دیگران با این برداشت موافق نباشند.
🔷او سپس به قوه قضائیه رسید و گفت وقتی سخنگو اعلام میکند با یک پیامک هفت میلیارد دلار پول بازگردانده شده است، این سؤال مطرح میشود که اگر چنین امکانی وجود دارد، چرا نود و پنج میلیارد دلار پولی که از سال ۱۳۹۷ رفته و بازنگشته، تعیین تکلیف نمیشود؟ چرا برای چند میلیارد دلار باید به قطر رفت، گردن کج کرد و منتظر ماند تا قطر منت بگذارد یا آمریکا بگوید من نمیدهم و قطر بگوید من از جیب خودم میدهم و بعداً پس میگیرم؟
🔻سخنران همچنین درباره نفتی که به ادعای او «پنجاه و چند میلیون لیتر» از آن صادر شده و پولش بازنگشته سؤال کرد و گفت انتظار از قوه قضائیه این است که نسبت به این پروندهها فعالتر عمل کند. البته پس از حکم جدید رهبری تحرکاتی در این زمینه شکل گرفته و او از اقدامات جدید حمایت میکند.
🔷او در حوزه عفاف نیز به تحولات برخی شهرها اشاره کرد و گفت در بعضی شهرها دادستان بهعنوان مدعیالعموم وارد عمل شده، با برخی آرایشگاههای زنانه، اماکن و بعضی رستورانهای دارای مسئله حجاب برخورد شده و وضعیت بیحجابی در آن شهرها در حال جمع شدن است.
🔺او از دادستان قم نیز نام برد و گفت باید از چنین دادستانی تقدیر کرد. از این منظر گفت: وقتی او از دولت سخن میگوید، منظورش صرفاً رئیسجمهور و هیئت دولت نیست، بلکه همه ارکان سهگانه نظام و مسئولیتهایی است که هر یک در قبال جامعه دارند.
🔻در ادامه، سخنران بار دیگر به مطالبهگری بازگشت و این پرسش را طرح کرد که اگر درباره عملکرد دولت نقد داریم، چگونه باید آن را مطرح کنیم؟ او مثال دیگری درباره قیمت نفت آورد: اگر قیمت نفت بالا برود، آیا نباید دولت در این شرایط برای استفاده از فرصت اقتصادی فعال باشد؟
〽️او با اشاره به افزایش قیمت نفت تا حدود یکصد دلار و بالاتر، نقد خود را نسبت به وزارت امور خارجه و گرایش آن به مذاکره مطرح کرد و پرسید اگر نفت به ۱۵۰ دلار برسد و امکان فشار اقتصادی بر آمریکا بیشتر شود، چرا باید همزمان به سراغ مذاکره رفت؟
⚠️از نگاه سخنران، در جامعه بخشی از مردم شور دینی و احساسات انقلابی دارند و وقتی یک مشکل میبینند، گاهی به میدان میآیند، اما بهجای استدلال و مطالبه منطقی، فحاشی میکنند. مشکل اینجاست که ممکن است اصل حرف درست باشد، اما شیوه مطالبهگری آنقدر نادرست باشد که اصل حرف قربانی شود.
👌او تأکید کرد مطالبهگری «قانون» دارد و برای توضیح این قانون، سراغ چند نمونه تاریخی رفت؛ نمونههایی که از نگاه او بارها نشان دادهاند جبهه اسلام تا مرز پیروزی پیش رفته، اما اختلاف درون جبهه، پیروزی را به شکست تبدیل کرده است:
🔷نخستین نمونه، ماجرای حکمیت در جنگ صفین بود. سپاه امیرالمؤمنین(ع) تا خیمهگاه معاویه پیش رفت، اما اختلاف درون جبهه باعث شد کار به حکمیت برسد و حتی فردی مانند ابوموسی اشعری وارد آن فرآیند شود. درون جبهه اسلام اختلاف به وجود آمد و بخشی از نیروهایی که همراه امیرالمؤمنین(ع) بودند، تدبیر و هماهنگی لازم را نداشتند.
🔷سپس به امام حسن(ع) پرداخت. بعد از شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین(ع)، موجی از شور انقلابی در مردم ایجاد شد و آنان با امام حسن مجتبی(ع) بیعت کردند همانطور که پیش از اعلام خبرگان مردم به خبرنگار میگفتند: «آقا سیدمجتبی را معرفی کنید». به باور او، این نوع محبتها الهی است و با تبلیغات و کانال و سخنرانی بهوجود نمیآید.
💢برای مطالعه قسمت هفتم اینجا کلیک کنید
🎞روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱٠۶ | ۲ مهرماه (۷/۱۱)
🔰قسمت هفتم
🔷او خاطرهای از سالهای بعد از امام خمینی ره نقل کرد که خود و برخی طلبهها از سر شور میپرسیدند آیا رهبر جدید در جایگاه خود باقی خواهد ماند یا نه؛ و او از فردی بزرگتر پرسیده بود.
🔺پاسخ او این بود که باید چند روز صبر کرد؛ اگر محبت رهبری بهعنوان رهبر در دل مردم افتاد، آن محبت نشانهای است که انتخاب خداوند بوده، نه صرفاً انتخاب خبرگان.
🔷سخنران سپس این نگاه را به امروز تعمیم داد و گفت در اعتقاد او نیز امام و رهبر باید با یک انتخاب الهی در دل مردم جای بگیرند.
👆اما همان امام حسن(ع) که با موج شور مردم به رهبری رسید، تنها شش ماه بعد در جنگ با معاویه آنگونه تنها شد که حتی در خیمه لشکر خود به خیمهاش حمله کردند. سخنران این را نشانه دیگری از خطر اختلاف درون جبهه دانست.
🔷پس از آن، به ماجرای امام حسین(ع) و کوفه پرداخت. او از داستان هانی و حضرت مسلم(ع) یاد کرد و گفت وقتی هانی را گرفتند، مسیحیان و شیعیان آمدند و حضرت مسلم از حالت اختفا خارج شد و به سلیمان بن صرد پیام داد که تو پنج هزار نیرو داری، بیاور.
🔺روی کاغذ، پنج هزار نفر از یک سو و چند هزار نیروی دیگر از سوی دیگر بودند و دارالاماره نیز فقط چند هزار محافظ داشت. بنابراین اگر همین نیروها در یک زمان و در یک صحنه وارد میشدند، دارالاماره سقوط میکرد، عبیدالله بن زیاد دستگیر میشد، مسلم بن عقیل نایب امام حاکم کوفه میشد و امام حسین(ع) میتوانست وارد کوفه شود. روی کاغذ «دو دو تا چهار تا» بود.
⚠️اما چه شد؟ دروغ یک قاضی درباره هانی، شایعات و چند روایت متناقض، ترس و پراکندگی و تحلیلهای اشتباه باعث شد جمعیت پراکنده شود. او در ادامه به سلیمان بن صرد اشاره کرد و گفت او در آن مقطع نیامد و حتی استدلال کرد که میترسم باعث خونریزی شود.
🔺سخنران این تصمیم را «اجتهاد در برابر نص» خواند و نتیجه آن را چنین توصیف کرد: وقتی پنج هزار نفر در موقعیت پیروزی پشت مسلم قرار نگرفتند، یک روز بعد مسلم شهید شد و سر امام حسین(ع) نیز به کوفه رسید.
⚠️پنج هزار نفری که اگر بهموقع میآمدند میتوانستند پشت مسلم پیروزی را رقم بزنند، اگر در کربلا هم میآمدند، ورق میتوانست برگردد؛ اما «حضور بهموقع نداشتن» خود تبدیل به عامل شکست شد.
‼️در اینجا سخنران یک بار دیگر به ترس از قدرت دشمن اشاره کرد و به ماجرای تهدیدهای عبیدالله بن زیاد و لشکر شام پرداخت. او گفت آنها مردم را میترساندند که سپاه شام میآید، همه را میکشد، زنان را بیوه و بچهها را یتیم میکند.
🔺این منطق همان منطقی است که امروز با عبارتهایی مانند «ناو آمریکایی حرکت کرده، پدرتان را درمیآورد» بازتولید میشود.
🔷او خاطرهای از «امام شهید» نقل کرد که میگفت "سلاحی که بتواند ناو را بزند، از خود ناو خطرناکتر است" و سپس گفت اتفاقات اخیر نشان داده ایران توانمندیهایی دارد که میتواند اهداف متحرک دریایی را مورد اصابت قرار دهد.
🔺او درباره آزمایش اخیر نیز روایتی نقل کرد مبنی بر اینکه هدف غرق کردن ناو نبوده، بلکه صرفاً ایجاد آسیب و نشان دادن توانایی بوده است و سپس درباره ویژگی سامانهای که با چیپ و بدون نیاز به ارتباط ماهوارهای، هدف متحرک را تشخیص میدهد توضیح داد.
🔷سومین نمونه تاریخی که سخنران مطرح کرد، ماجرای مختار بود. او گفت مختار توانست فتنه کوفه و فتنه عمر سعد و شمر را مهار کند، بعد با جریان عبیدالله و شامیان و بنیامیه مقابله کرد و آنان را شکست داد.
🔺اما زمانی که کار به رویارویی با عبدالله بن زبیر رسید، اختلاف عرب و عجم و اختلاف درون لشکر باعث شد حتی فرمانده سپاه مختار کم بیاورد و اختلاف داخلی پیروزی را به شکست تبدیل کند.
✴️نتیجه این شد که مصعب بن زبیر حدود هفت هزار نفر از یاران مختار را فقط در کوفه گردن زد؛ حادثهای که او آن را در تاریخ کمسابقه دانست.
♦️این مجموعه مثالها، نقطه اتصال مستقیم بحث تاریخی سخنران با وضعیت امروز بود. او خطاب به نیروهای انقلابی هشدار داد که مراقب باشند وارد بازیای نشوند که دشمن در فضای مجازی طراحی کرده است. مطالبهگری حق مردم است و در مسائل اقتصادی، فرهنگی، عفاف و حجاب، سیاسی و حتی مذاکره، مردم میتوانند مطالبهگر باشند؛ اما مطالبهگری با فحاشی، اعتراض بیقاعده و ایجاد اختلاف متفاوت است.
⚠️او هشدار داد بسیاری از مطالبی که در فضای مجازی به نقل از این و آن منتشر میشود، دروغ است و نفوذ دشمن میتواند از طریق یک کانال با ظاهر انقلابی صورت بگیرد و به اسم انقلاب به مسئول اهانت میکند.
💢برای مطالعه قسمت هشتم اینجا کلیک کنید
🎞روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱٠۶ | ۲ مهرماه (۸/۱۱)
🔰قسمت هشتم
🔺در همین زمینه، سخنران به صراحت گفت: ما منتقدیم، اما حق نداریم به مسئول فحش بدهیم. حق داریم نقد کنیم. برای تأیید این نکته نیز به قرآن استناد کرد و آیه ۱۰۸ سوره انعام را یادآور شد: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ...»؛ / حتی در برابر باطل نیز نباید رفتاری کرد که نتیجهاش هتک حرمت مقدسات و تولید واکنش متقابل باشد.
⚠️از نگاه او، اختلاف درون جبهه میتواند امنیت کشور و نتیجه تلاشها را زمین بزند. بنابراین باید روحیه انقلابی را حفظ کرد، مطالبات را مطرح کرد و در میدان ماند. او گفت اگر از وزیر امور خارجه سؤال داریم، راهش این است که وقتی وزیر به مجلس برگشت، نمایندگان از او توضیح بخواهند که چرا چنین دیداری انجام شده است.
پلاکارد هم مینویسیم، پرچم هم داریم و در میدان هم میمانیم؛ اما میدان را به خاطر حرف این و آن خالی نمیکنیم. جملهای که سخنران با تأکید تکرار کرد این بود: «ما با حرف این و آن نیامدیم که با حرف این و آن برویم. ما با حرف آقا آمدیم و با حرف آقا میرویم. ما برای آقا آمدیم و تا ظهور هم شده میمانیم در میدان.»
🔺از همین زاویه، او «اتحاد» را بالاترین ضریب امنیت معرفی کرد و تفاوت شرایط رهبر شهید و رهبر امروز را نیز در همین چارچوب توضیح داد. به گفته او، اینطور نیست که در گذشته «مصلحتکاری» صورت گرفته باشد؛ تفاوت اصلی این بوده که آن زمان مردم در میدان نبودند و دست امام شهید خالی بود، اما امروز مردم در میداناند و دست رهبر امروز بازتر است. بنابراین مطالبهگری باید ادامه پیدا کند، اما همراه با اتحاد و گوشبهفرمانی.
🔶بخش پرسش و پاسخ؛
در پرسش نخست، یکی از حاضران پرسید نمایندگان مجلس چگونه رئیسجمهور را به مردم معرفی میکنند و اساساً چه کسی رئیسجمهور را برای مردم تعیین میکند؟
🔺 سخنران برای پاسخ ابتدا از شورای نگهبان دفاع کرد و گفت بارها سوال میکنند چرا شورای نگهبان فلان رئیسجمهور را تأیید کرد؟ اما باید وظایف نهادها را از هم جدا کرد.
وظیفه شورای نگهبان «انتخاب رئیسجمهور» نیست، بلکه بررسی صلاحیت نامزدها و فراهم کردن این است که گروههای مختلفی که نظام را قبول دارند، بتوانند نمایندهای در انتخابات داشته باشند.
🔷او توضیح داد اگر شورای نگهبان مثلاً بگوید از اصلاحطلبان هیچ نامزدی نمیآوریم، این بخش از جامعه ممکن است احساس کند نمایندهای ندارد و در انتخابات شرکت نکند.
🔺آنگاه انتخابات با بیست یا سی درصد مشارکت برگزار میشود و بحران مشروعیت و مقبولیت شکل میگیرد؛ رسانههای خارج از کشور نیز همین عدد را برجسته خواهند کرد و خواهند گفت نظام فقط با درصد محدودی از جامعه انتخابات را برگزار کرده است.
✅ بنابراین شورای نگهبان باید از هر طیف، در چهارچوب قانون، گزینههای واجد شرایط آن طیف را بررسی کند و بهترین گزینه موجود را برای رقابت انتخاب کند.
👌سپس او با صراحت بیشتری وارد مثال انتخابات اخیر شد و گفت شورای نگهبان رئیسجمهور انتخاب نمیکند. بلکه برای بخشهای جامعه مذهبی، اصولگرا؛ یا کسانی که گرایش انقلابیتر دارد و اصلاحطلب و... از میان گزینهها، بهترین آن را معرفی میکند چرا که هر کدام از اینها بخشی از جامعهاند.
⚠️ در میان اصلاحطلب هم کسانی هستند که نظام را قبول دارند و حتی در روزهای سخت پای کشور میایستند و شهید میدهند. در فضای اصلاحطلبی آدمهای نامناسب هم وجود دارند، اما همه را نباید یککاسه کرد.
✅بنابراین شورای نگهبان باید امکان حضور نامزد این بخش از جامعه را نیز در چهارچوب قانون فراهم کند. نتیجه این که شورای نگهبان رئیسجمهور را تعیین نمیکند؛ صرفاً میگوید چه کسانی شرایط قانونی حضور در رقابت را دارند. بعد از آن مردماند که رئیسجمهور را انتخاب میکنند.
⚠️سخنران در همین بخش، به رفتار انتخاباتی نیروهای انقلابی نیز انتقاد کرد. گفت ما در انتخابات با یکدیگر رقابت و گاهی دعوا میکنیم، وقتی رأی نمیآوریم به جان شورای نگهبان و دیگران میافتیم، در حالی که باید سهم خودمان را هم ببینیم.
‼️او مدعی شد بسیاری از خانوادههای مذهبی به آقای پزشکیان رأی دادهاند، از جمله با توجه به وعدههایی مانند رفع فیلترینگ، و پزشکیان نیز در این زمینهها وعدههایی داده بود و اکنون نیز در جهت آنها حرکت میکند.
🚫بنابراین اگر کسی با سیاستهای او مخالف است، راهحل فحاشی و اهانت به رئیسجمهور نیست. چون رئیسجمهور از مسیر قانونی انتخاب شده، حمایت از جایگاه قانونی او وظیفه عمومی است؛ اما مخالفت با سیاستهایش میتواند در قالب مطالبهگری و انتخاب سیاسی در انتخابات آینده دنبال شود.
💢برای مطالعه قسمت نهم اینجا کلیک کنید