من همیشه همهچیتو میدونستم، حتی روز تولدت رو با اینکه تاریخ تولد هیچکس یادم نمیموند،
تاریخ تولد تو تنها تاریخی بود که هیچوقت فراموش نکردم و نمیکنم.
من همیشه حواسم بهت بود، به چیزای کوچیکت، به حرفات، به همهچیت
در حالی که تو حتی یه ذره هم سعی نکردی منو بشناسی.
برای همین این بار، منم بیخیالت شدم.
منِ بی تو .
درسته، بعد هر دعوا و بحث
چند دقیقه هم نمیگذشت، دوباره باهم آشتی میکردیم ولی این دفعه واقعاً فرق داشت.
این دفعه هرچی منتظر موندم، برنگشتی.
کاش فقط یه دعوای دیگه بود،
که آخرش مثل همیشه دوباره برگردی پیشم.
منِ بی تو .
شاید تقصیر من بود
زیادی دوستت داشتم.
زیادی بهت وابسته شدم.
هر بار ناراحتم کردی، بخشیدمت.
هر بار رفتی، منتظرت موندم.
آخرشم رفتی و من موندم و یه مشت حرف نگفته.
کاش فقط یه بار برمیگشتی.
منِ بی تو .
شاید ازم ناراحت باشی،
شاید حتی نخوای باهام حرف بزنی
ولی هنوز وقتی یکی بدِ منو میگه،
تو ازم دفاع میکنی.
من چجوری از آدمی دل بکنم
که حتی توی قهر هم هوامو داره؟
منِ بی تو .
کاش میشد حبس ابد چشمات باشم؛
جایی که هیچوقت دلم نخواد ازت دور بشم،
جایی که حتی گذر زمانم نتونه منو ازت بگیره.
کاش میشد هر روز
همینقدر نزدیکت باشم،
بدون ترس رفتنت،
بدون فکر نبودنت
فقط من باشم و تو،
برای همیشه.
منِ بی تو .
مواظب فور هاتون باشید کم فور بدید ، زیاد ببینم فور دادید چنلتونو رگباری میزنم !
https://eitaa.com/joinchat/2405107354C451c8bb8a1