یه جایی میرسه
که نه دلت میخواد برگردی،
نه میتونی ببخشی..
فقط میمونی و یه عالمه حرف
که دیگه هیچوقت بهش نمیگی.
منِ بی تو .
هنوزم نمیدونم
چشمات قشنگتر بودن
یا حسی که وقتی نگام میکردی
تو دلم میافتاد.
منِ بی تو .
یه وقتایی دلم فقط خودتو میخواد..
نه حرفات، نه خاطرههات،
فقط خود تو رو
همون آدمی که یه زمانی
با بودنش همهچی برام کافی بود.
حیف که الان حتی دلتنگیت هم
درد میکنه.
منِ بی تو .
تا حالا پینم بودی،
ولی از این به بعد
حتی ک•رمم نیستی.
دیگه نه دلم برات تنگ میشه،
نه منتظرت میمونم.
منِ بی تو .
دست و پای الکی نزن، حیف ذهنت که درگیر باشه، حیف قلبت که سنگین باشه، حیف چشمهات که خواب نره، حیف دستت که بلرزه، حیف زانوهات که بخواد سست شه، هیچی مهمتر از آرامش و خوشحالیت در لحظه، در دقیقه به دقیقهای که زندگی میکنی نیست، در آخر چیزی که سهم تو باشه سمتت میاد، موندی میمونه و رفتنی هم میره.
منِ بی تو .