یادته بهت گفته بودم من دو تا بال زخمی دارم؟ یادته؟ بهت گفته بودم من خودم زخمیام، تو دیگه بهم زخم نزن، بهت گفته بودم روحم آسیب دیده و احساساتم شکنندهس، گفته بودم بهت که قبل تو چقدر زمین خوردم، چقدر زخمی شدم، چقدر شکستم و دیگه جون یه زخم دیگه رو ندارم، تو هم قول دادی، قول داده بودی، قول دادی ولی بهش عمل نکردی، تو من رو نشکستی، زیر پاهات له کردی، خورد و خاکسترم کردی، پس ازم نخواه ببخشمت، نمیشه، نمیتونم.
منِ بی تو .
در نهایت دنبال تو افتادن باعث شد احمق به نظر بیام اما من فقط سعی میکردم بهت نشون بدم که برای تو تا کجا حاضرم پیش برم.
منِ بی تو .
ولی تو یه دختری رو از دست دادی
که حتی به سیگار تو دستت هم گیر میداد..
ولی خودت کاری کردی
همون دختر سیگاری بشه.
فقط برای اینکه نبودنت رو یه جوری تحمل کنه.
منِ بی تو .
یه روز دیگه هم در حالی که به بغلت نیاز داشتم و نبودی گذشت..
یه روز دیگه بدون حرف زدنت، بدون خندههات، بدون اینکه حتی بدونم حالت چطوره.
هرچی بیشتر میگذره، بیشتر میفهمم چقدر نبودنت سخته.
کاش فقط برای یه لحظه بودی،
همون یه بغلی که این روزا بیشتر از هر چیزی بهش نیاز دارم.
منِ بی تو .
اگه قول بدی بازم بیای به خوابم،
منم قول میدم تا ابد بخوابم
چون شاید خواب تنها جایی باشه
که هنوز میتونم تو رو داشته باشم.
منِ بی تو .