اونجایی که داشتم ازشدت درد جون میدادم و هیچکس نبود
رفتم خوابیدم تا بلایی سر خودم نیارم از اونجا به بعد من ادم سابق نشدم.
منِ بی تو .
در هر مرحلهای از بزرگسالی ، بیشتر به این پیمیبرم که اعتماد به آدمها ، صبحهای غمانگیز و شب های دلگیری به همراه داره .
منِ بی تو .
میشه
بیای بگی دوستت دارم عاشقتم و بعدش بری
من مشکلی با رفتنت ندارم اینکه هرشب از خودم میپرسم چی کم داشتم که دوسم نداشت رفت روانیم کرده ..
منِ بی تو .
ببین شرافت یعنی اینکه :
اگه نمیتونی کسی رو تا ابد پیشت نگه داری و دوستش داشته باشی پس مرد باشی و کسی رو وابسته خودت نکنی !
منِ بی تو .
خیلی مریض بودم
خودم حلش کردم
پول نداشتم
خودم حلش کردم
تو جاده موندم
خودم حلش کردم
خیلی ناراحت بودم
خودم حلش کردم
منِ بی تو .