نوشته «اگر شب با یاد کسی میخوابی و صبح با یادش بیدار میشی، حداقل شیشماه وقت نیاز داری که فراموشش کنی». من اما شب که میخوابم به یادتم، صبح که پامیشم، سر صبحونه، هر جرعه از قهوه، سر ناهار، شام، در رو که پشت سرم میبندم، تو خیابون که راه میرم، تو ماشین، تو مهمونی، تو همهجا.
منِ بی تو .
هنوزم قول نرفتنت توی صفحهی چت هست؛
همون پیامی که مث احمقا باورش کردم.
فکر میکردم این یکی فرق داره، فکر میکردم این بار قراره بمونی.
ولی رفتی و فقط یه مشت حرف موند که هر بار میخونمشون، هم دلم برات تنگ میشه، هم از خودم حرصم میگیره که چطور تونستم حرفاتو باور کنم.
منِ بی تو .