جواب خودارزیابی صفحه ۱۵۱ فارسی هفتم
۱- چرا آدم آهنی از شاپرک خوشش آمد؟
جواب: چون به او گفته بود تروم عزیزم.
۲- چرا آدم آهنی پس از مرگ شاپرک به سؤالات جواب درست نمیداد؟
جواب: زیرا از مرگ شاپرک دگرگون شده بود و تلاش میکرد پاسخی خارج از آن چه برنامه ریزی شده است، بدهد.
۳- آخرین جمله درس، چه پیامی دارد؟
جواب: شاپرک با محبت و مهربانی در وجود آدم آهنی حس و عاطفه ایجاد کرده بود. محبت توانایی تغییر همه، حتی آدم آهنی را دارد.
کلمه های درس ۱۶ فارسی هفتم
کلمات را پیدا کنید و معنای آنها را بالای آنها بنویسید و ارسال کنید .
صفحه ۱۴۲ فارسی هفتم:
سر جعبه مانند: تشبیه
سرو بازوانش: مراعات نظیر
صفحه ۱۴۳ فارسی هفتم:
تضاد: سوال ، جواب
تکرار: سوال
خیره شدن: نگاه عمیق ، زل زدن
قید: البته ، هرگز ، اصلا
فهرست: لیست ، سیاهه
بازدید: دیدار ، دیدن
صدای خشن و خرخر مانند: واج آرایی حرف (خ)
صفحه ۱۴۴ فارسی هفتم:
هرگز ، هیچ گاه: قید
موقع: وقت ، زمان
اوقات: جمع مکسر وقت ، زمان ها
شاپرک: نوعی پروانه ، نماد انسان های مهربان
موذیانه: حیله گرانه ، آزار دهنده ، اذیت کننده
توجه: نگاه کردن ، دقت کردن
جلب: جذب ، ربایش
ناامیدی: یاس
نور سرد: حس آمیزی
نورد سرد: کنایه از بی احساس بودن
طراحی: برنامه ریزی ، نقشه کشی
صفحه ۱۴۵ فارسی هفتم:
تکه: پاره ، ریزه ، جزء
مزه: طعم
متاسفانه: با تاسف
صدای ریز: حس آمیزی
گونه: لپ ، دو طرف صورت
خوب از آب در نیاید: کنایه از اینکه خوب نتیجه ندهد ، نامناسب بودن
تحسین: تشویق ، آفرین گفتن
خوشایند: دلخواه ، پسندیده ، مقبول ، مطلوب
صفحه ۱۴۶ فارسی هفتم:
صدای شیرین: حس آمیزی
انبوه: پر ، فراوان ، انباشته
سرشناس: نامی ، معروف ، نام آور
وضعیت: چگونگی ، حالت ، موقعیت
مطمئنم: یقین دارم ، شک ندارم ، اطمینان دارم
خفاش: شب پره ، شب کور
نجوا: آوا ، صدا ، زمزمه ، آهسته حرف زدن
تحسین: تشویق کردن
غرش: فریاد ، صدای ترسناک و بلند
دل آدم آهنی گرفت: ناراحت و غمگین شد
صفحه ۱۴۷ فارسی هفتم:
مودبانه: با ادب و با تربیت
مرتبا: با نظم و ترتیب ، پی در پی ، پشت سر هم
بد جنس: بد ذات ، پست
آویزان: معلق ، آویخته
درخشنده: تابان ، تابنده ، پرنور
خیره شدن: زل زدن ، به دقت نگاه کردن
عجیب: شگفت آور
شتاب: عجله
التماس: درخواست ، خواهش
صفحه ۱۴۸ فارسی هفتم:
باد در گلو انداختن: کنایه از مغرور شدن ، متکبر شدن
آسیب: صدمه دیدن ، لطمه
مراقب: مواظب ، نگهبان
ببلعد: قورت بدهد
بلافاصله: بی درنگ ، فورا
صفحه ۱۴۹ فارسی هفتم:
فرفره: چرخنده ، هر چیزی که با باد بچرخد
مثل فرفره: با سرعت و سریع
غژغژ: صدای کشیده شدن دو سطح بر روی یکدیگر
نفس زنان: در حال نفس زدن ، به سرعت نفس زدن
اصلا: هر گز ، قید
نفس آخر را کشیدن: کنایه از مردن
مرگبار: مرگ آور ، کشنده
حاکم: فرمانروا ، چیره و مسلط
کنجکاو: جستجوگر ، دقیق ، ریز بین
حلقه: چیز گرد و دایره و ار