eitaa logo
با نهج البلاغه
2.6هزار دنبال‌کننده
186 عکس
47 ویدیو
18 فایل
رسیدن به نهج البلاغه هدف نیست، هنر آن است که از دروازه نهج البلاغه بگذریم و به صاحب نهج البلاغه برسیم. کانال با نهج البلاغه فرصتی است برای تامل در نهج البلاغه و آرزویی است برای رسیدن به او. ادمین تبادلات: @sardar_1313 ادمین کانال: @ashaiery
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله ، شماره 26 🌾🌴🍃🌻☘🌛 🔵هفت ویژگی دیگر رانتخواهان در نهج البلاغة پیش از این (، شماره23) هشت ویژگی رانتخواهان بیان شد. در بُرش دیگری از نامه 53 به چند ویژگی دیگر رانتخواهان نیز اشاره یا تصریح شده است که عبارت‌اند از: 1. خود را بر دیگران مقدم می‌کنند (استئثار) 2. بر مردم تکبر می‌ورزند (تطاول) 3. در معامله با مردم کم‌انصاف هستند (قِلَّةُ إِنْصَافٍ فِي مُعَامَلَةٍ) 4. از بیت المال توقعات مالی ویژه دارند (لَا تُقْطِعَنَّ لِأَحَدٍ مِنْ حَاشِيَتِكَ وَ حَامَّتِكَ قَطِيعَةً) 5. با سوء استفاده از انتساب به مسئولان، به مردم ظلم می‌کنند (تَضُرُّ بِمَنْ يَلِيهَا مِنَ النَّاس) 6. وظایف اجتماعی خود را بر دوش دیگران می‌اندازند (يَحْمِلُونَ مَئُونَتَهُ عَلَى غَيْرِهِم) 7. سود رانتخواری را آنان می‌برند و ننگ دنیوی و اخروی‌اش بر مسئولان می‌ماند(فَيَكُونَ مَهْنَأُ ذَلِكَ لَهُمْ دُونَكَ و عَيْبُهُ عَلَيْكَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة) @banahjolbalaghe
بسم الله ، شماره 17 🌾🍃🌻🌴🍃🌻🌴 «لا یرقی إلیّ الطّیر» (هیچ پرنده‌ای را به قلّه‌ی من راهی نیست). 🔷عناصر زیباشناختی: 1️⃣استعاره کوه از وجود مبارک حضرت امیر(ع)، 2️⃣استعاره پرنده از خیال و اندیشه اندیشوران، 3️⃣ایجاز، 4️⃣ سجع بین کلمه «طیر» با کلمه «سیل» (که در جمله قبلی به کار رفته است) ✍️نکات: 🍃حضرت در این عبارت، خود را در شمایل یک "کوه بلند" ⛰به تصویر کشیده‌اند و اندیشه اندیشوران را نیز در شمایل "پرنده‌هایی"🕊 به تصویر کشیده‌اند که هیچ یک از این پرندگان به بلندای آن کوه نمی‌توانند برسند. در هم تنیدگی دو تصویر (تصویر کوه و تصویر پرنده) زیبایی این عبارت را بسیار دلپذیرتر کرده است. 🔹مهم آن است که این دو تصویر در هم تنیده در کوتاهترین قالب لفظی (Minimal) بیان شده و گوینده در بیان آن، نه تنها به هیچ تکلفی نیافتاده بلکه مرکب سخن آنقدر در دست ایشان رام بوده که حتی توانسته‌اند عبارت «لایرقی الیّ الطیر» را با عبارت قبلی‌اش (ینحدر عنی السیل) به یک سجع بسیار زیبا هم تبدیل بکنند. ◀️ال در « الطیر» ال جنس است یعنی هیچ پرنده ای بر اوج من نرسد و این بیانی دیگر از آن روایت شریف است که فرمود: اهل بیت را به مقام خدایی نرسانید، جز آن هر چه می خواهید در عظمت و شأن آنها بگوئید. (بر اوج غنایت نرسد هیچ کمندی/ بیهوده رسن باف خیالند گمانها). @banahjolbalaghe
بسم الله ،‌ شماره 21 🌾🌺💐🌺🍃 🔵 امیرالمومنین ع در درباره وضعیت فکری مردم در ایام حکومت خلیفه دوم فرموده‌اند: فَمُنِيَ النَّاسُ لَعَمْرُ اللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اعْتِرَاضٍ یعنی مردم در ایام خلافت خلیفه دوم به چهار مشکل گرفتار شدند: حرکت بدون آگاهی و معرفت (خبط)، تندخویی و دشمنی با یکدیگر (شماس) بی‌ثباتی در پندار و کردار (تلون) بیهوده فعالیت کردن (اعتراض) 🔹کلمه اعتراض در اینجا به معنای این است که رونده در زمانی که می‌خواهد طول مسیری را بپیماید، در عرض مسیر حرکت بکند و کنایه از شدت گمراهی است و نتیجه‌اش هم این است که فعالیتش بیهوده باشد و راه به جایی نبرد. ✍️متاسفانه برخی از مترجمان، کلمه اعتراض را به معنای همان اعتراض فارسی پنداشته و در فارسی هم به اعتراض برگردانده‌اند! @banahjolbalaghe
بسم الله ، شماره 27 🌾🌴🍃🌻☘️🌛 🔵دسترسی معترضان به حاکمان وَ اجْعَلْ لِذَوِي الْحَاجَاتِ مِنْكَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِيهِ شَخْصَكَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِيهِ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَكَ وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَكَ وَ أَعْوَانَكَ مِنْ أَحْرَاسِكَ وَ شُرَطِكَ حَتَّى يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُمْ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ در نامه به مالک اشتر، امام ع و گفتگو با آنان را به رسمیت شناخته و درباره آن، به جناب مالک توصیه کرده‌اند: 1. حاکم برای معترضان وقت ویژه قرار بدهد. (وَ اجْعَلْ لِذَوِي الْحَاجَاتِ مِنْكَ قِسْما) 2. در آن وقت مشخص، کاملا در اختیار آنان باشد (تُفَرِّغُ لَهُمْ فِيهِ شَخْصَك) 3. ملاقات کنندگان افراد خاص و از پیش انتخاب شده ای نباشند بلکه همگان امکان راه یافتن به آن ملاقات را داشته باشند (مجلساً عاماً). 4. با معترضان بی‌چشمداشت و به قصد قربة الی الله (نه برای خودنمایی!) فروتنی کند (تَتَوَاضَعُ فِيهِ لِلَّهِ) 5. با مداخله‌های نگهبانان و محافظانش، آرامش معترضان را سلب نکند (تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَكَ وَ أَعْوَانَك) 6. حتی نگهبانان ناشناس و بادیگاردهای لباس شخصی (أَحْرَاسِكَ وَ شُرَطِك) را هم از مداخله منع کند تا فضا امنیتی نشود. 7.سخنگوی معترضان بتواند بدون نگرانی و با راحتی سخن بگوید (يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُمْ غَيْرَ مُتَتَعْتِع) در ، نیز به مأموران جمع آوری مالیات دستور داده‌اند هیمنه خودشان را چنان بر مؤدیان مالیات تحمیل نکنند که آنان نتوانند مشکلات و موانع مالی خود را با آنان در میان نهند(وَ لَا تُحْشِمُوا أَحَداً عَنْ حَاجَتِهِ وَ لَا تَحْبِسُوهُ عَنْ طَلِبَتِهِ). @banahjolbalaghe
بسم الله به مناسبت فاطمیه س 🔵برشی از مرثیه فاطمی امیرالمومنین ع، شماره1 نهج البلاغه مرثیه ای است که امام علی ع پس از دفن حضرت زهرا س به صورت مناجاتی با پیامبر ص ایراد کرده اند، در این خطبه آمده است: فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ () آن ودیعه‌ [که به من سپردی، از من] باز ستانده شد. 1️⃣ ، باب است. استرجاع در قالب مجهول به گونه‌ای است که حضرت می‌خواهند بگویند ودیعه از من پس گرفته شد. یعنی می‌خواهند اشاره کنند که خودم به اختیار و اراده خودم پس ندادم، ودیعه خودش به اراده و اختیار خودش هم برنگشت، بلکه کسانی آن را از من بازستاندند انتخاب فعل مجهول برای این است که آن کسان را معرفی نکنند. 2️⃣ نیز اشاره به این است که پیامبر ص در هنگام وفاتشان دست حضرت صدیقه را در دست حضرت علی ع نهادند و به ایشان فرمودند: «يا أبا الحسن هذه وديعة اللّه و وديعة رسوله محمّد عندك. فاحفظ اللّه و احفظني فيها» (ای اباالحسن این ودیعه خدا و ودیعه رسول او است در نزد تو. پس [حق] خدا را و حق مرا درباره این ودیعه حفظ کن) ، شماره13 @banahjolbalaghe
بسم الله به مناسبت فاطمیه س 🔵برشی از مرثیه فاطمی امیرالمومنین ع، شماره2 نهج البلاغه مرثیه ای است که امام علی ع پس از دفن حضرت زهرا س به صورت مناجاتی با پیامبر ص ایراد کرده اند، در این خطبه آمده است: سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا ای پیامبر، دخترت از همدستی امتت در ظلم [و غصب خشونت آمیز] به او به تو خبر خواهد داد. امام (ع) در این جا برای بیان ظلمی که به همسرشان شده از استفاده کرده‌اند، این کلمه را استعاره‌ برای ظلم می‌داند و ظاهراً استعاره‌ی گویا و موجزی است که به قول ابن سیدة، لغت‌پژوه بزرگ عرب، هر سه معنای "خشونت، ظلم و غصب" را همزمان افاده می‌کند. 🔹بنابراین کلمه هضم به معنای این است که هم ملک او را غصب کردند و هم با خودش رفتار خشنی داشتند! 🔸آن چه در این خطبه آمده همین است که کسانی به دختر پیامبر (ص) ستم کرده‌اند اما امام (ع) به خاطر اصراری به معرفی صریح آمران و مباشران این ستم نداشته‌اند. ، شماره14 @banahjolbalaghe
بسم الله ، شماره 18 🌾🍃🌻🌴🍃🌻🌴 « كَيْفَ يَكُونُ حَالُ مَنْ يَفْنَى بِبَقَائِهِ وَ يَسْقَمُ بِصِحَّتِهِ وَ ...ِ» فردی از حال حضرت پرسید. ایشان در پاسخ فرمودند: چگونه باشد حال كسى كه با هستى خود، در حال فنا است و با تندرستىاش بيمار مىشود و ... 🔷عنصر زیباشناختی: باریک بینی شگرف در ایجاد رابطه میان اضداد و ارجاع امری به ضد خویش. ✍️توضیح عبارتِ «كَيْفَ يَكُونُ حَالُ مَنْ يَفْنَى بِبَقَائِه»⏬ یکی از اموری که مایه آرامش و خرسندی دنیوی انسان میشود، بقای عمر است و در مقابل چیزی که موجب نگرانی و دلشوره انسان است فنا است. در حالیکه امام علیه السلام می‌خواهند به انسان بفهمانند با همان بقای خودش در حال نابودن شدن است درست مانند روشنایی شمع که چون وجود دارد، از بین می‌رود. زیبایی این جمله به آن است که حضرت «خود ِ بودن» را «نابودی» قلمداد کرده‌اند نه حرکت به سوی آن را و به تعبیر دیگر به ما فهمانده‌اند وقتی بقاء روی دیگرش همان فنا است چرا از یکی بیزار و به دیگری مشتاق هستی؟ 🔸استمراری که از فعل مضارع «یفنی» فهمیده می شود به تدریجی و مستمر بودن این فنا اشاره می کند و نشان میدهد که این «فنا شدن» به خاطر تدریجی و مستمر بودنش مورد غفلت قرار گرفته است. @banahjolbalaghe
بسم الله ،‌ شماره 22 🌾🌺💐🌺🍃 🔵 2 «فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِيَّة» (ملائکه همگی سجده کردند جز ابلیس که خودخواهی مانعش شد) فیروزآبادی در قاموس اصل معنای کلمه اعتراض را مانع شدن از چیزی دانسته است. به چوبی که در عرض نهر می‌ایستاد و راه آب را می‌بست، عربها می‌گفتند: معترض. در این حدیث هم حضرت میخواهند بفرمایند که آنچه مانع از سجده شیطان شد، تکبر و حمیتش بود. گویا این عبارت تفسیری است برای این آیه که "یا ابلیس ما منعک ان تسجد" (ای ابلیس، چه چیزی مانع از این شد که سجده کنی؟) ✏️تنها یک شارح دیدم که کلمه «اعترضته» را به معنای حائل شدن و مانع شدن گرفته باشد ( _الولاية في شرح نهج البلاغة، ج 2، ص939) 📢مترجمان چه کرده‌اند؟ 🔹مترجمان غالبا «اعترضته الحمیة» را به معنای عارض شدن خودخواهی دانسته‌اند! 🔹یکی از آنان به معنای «رشک بردن» برگردانده است(!) 🔹یکی به معنای «اعراض کردن» برگردانده است (!) 🔹برخی اصلا این عبارت را ترجمه نکرده‌اند (!) 😲عجیبتر از اینها این است که یکی از مترجمان اصلا کلمه «حمیت» را به معنای حسادت برگردانده است (!) @banahjolbalaghe
بسم الله 🎾مطلب ارسالی از سوی استاد سید مرتضی حسینی کمال آبادی؛⏬⏬ ✍️استاد گرامی جناب آقای عشایری در یادداشت اخیر کانال فخیم با نهج البلاغة از دلالت فعل مضارع بر استمرار بهره برده اید. سالیانی پیش از بعض المشایخ شنیده بودم که این دلالت از فعل مضارع از مشهورات قم است!! از آنجا که به وفور این اصل را شنیده بودم ، سخن استاد مرا کنجکاو کرد و درصدد جست و جو بر آمدم... در آن سال در هیچ کتاب و تفسیر ادبی نیافتم که چنین ادعایی را مطرح کرده باشند، البته ایستاده بر قله ها را در نظر دارم. حتی زمخشری در آیه ای برای استفاده استمرار کنار آمدن فعل مضارع با ماضی را دلیل می آورد تا استمرار را ثابت کند. با وجود این در تفاسیری مانند تسنیم و نمونه از این اصل بهره برده شده است. از کانال زیبایتان بهره مندم. ، شماره 15
.. .. بسم الله جناب استاد سید مرتضی حسینی کمال آبادی سلام علیکم با سپاس از الطاف فراوانی که به کانال «با نهج البلاغه» داشته اید و دارید، درباره دلالت فعل مضارع بر استمرار؛ فعل مضارع را ارباب بلاغت دال بر استمرار میدانند اما این معنا را معنای وضعی فعل مضارع نمیدانند بلکه معتقدند فعل مضارع اگر همراه با قرینه باشد، بر استمرار دلالت میکند. سپاس مجدد از همه الطافتان.