eitaa logo
بانو امین
307 دنبال‌کننده
372 عکس
87 ویدیو
9 فایل
تقاطع علوم انسانی و جنسیت از منظر پژوهشگر علوم اجتماعی صفورا سادات امین‌جواهری دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین @Safoora_AminJavaheri
مشاهده در ایتا
دانلود
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 دومین دوره آموزشی "مأموریت اقتصاد جبهه مقاومت" - زمستان ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. 📂 موضوع: روایتی از تولد یک ایده در دل تاریخ؛ اقتصاد مقاومتی! 📚 جزئیات دوره: ▪️ ۵ ترم (مجموعاً ۲۲ درس) ▪️مدت زمان دوره: ۱۰ ساعت ▪️ آفلاین ▪️ برگزاری جلسات آموزشی تکمیلی با اساتید ▪️ هزینه شرکت در دوره : رایگان ⏰ مهلت ثبت‌نام: ۱۶ الی ۱۹ دی‌ماه 📅 بازه برگزاری دوره: ۲۰ دی‌ لغایت ۲۴ بهمن‌ماه 🔸 مدرس دوره: حجت‌الاسلام حسین مهدیزاده؛ معاون علمی‌ پژوهشی مرکز مطالعات پیشرفت عماد به همراه؛ 🎓 اعطای گواهی‌نامه معتبر 🏆 استفاده از برگزیدگان در باشگاه کنشگران عماد 🔻 جهت ثبت‌نام اولیه در دوره از طریق لینک زیر اقدام نمایید: 🔗 لینک ثبت‌نام 💢 با توجه به درخواست های مکرر مخاطبان عزیز جهت برگزاری مجدد دوره های مرکز، افرادی که در نوبت اول دوره ماموریت اقتصاد جبهه مقاومت امکان حضور نداشتند، اکنون می‌توانند با ثبت نام در دوره، از محتوای آن بهره مند شوند. 📲 برای کسب اطلاعات بیشتر و ارتباط با پشتیبانی از طریق شناسه زیر در پیام‌رسان ایتا اقدام نمایید: @emaad_doreh 🔹 مرکز مطالعات پیشرفت عماد ایتا 🔅 ویراستی 🔅 آپارات 🔅 بله 🔅 وبسایت 💠 @emaadcenter
🇮🇷 بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
سلام بر ما🇮🇷 شاید خیلی‌ها همچنان توصیه‌شون دوری از فضای مجازی و فرو رفتن در خلوت خمارکننده و رسیدگی به کارهای شخصی باشه، من اما با اینکه این مدت از قطعی پیام‌رسان‌ها نهایت لذت و استفاده را بردم، همون آدم قبلی‌ام. لذت و آرامشی که با فروبردن سر زیر برف به دست می‌یاد، با آفتاب تیز تموز قطعا به بدترین شکل از بین میره! من هنوز همون آدمی‌ام که معتقده و توصیه میکنه برای آرامش و لذت واقعی بیاین به ملاقات واقعیت بریم و اون را بسازیم، فرار سرانجامش ناکامی و مرگه. ایستادن سرانجامش سربلندی و حیاته. از اول امسال و نام‌گذاری سال با معنای اقتصادی، مثل ده سال اخیر خیلی واضح بود و هست که قطعا گسل اقتصادی ما با بروزات مختلف: چه تورم، چه افق مادی‌گرایی اقتصاد، چه روش‌‌های تامین نقدینگی، چه تولید، چه مافیاهای بازار، چه سبک مصرف پاشنه آشیل‌اند. آیا می‌شود دشمن یک ملت از پاشنه آشیل ملت برای زمین زدن ملت استفاده نکند؟ آیا می‌شود دشمن ملت ایران نخواهد ثمره‌ی فشارها و نقشه‌های ده‌ها ساله‌ی خودش در اقتصاد را بچیند؟ تلاش برای طراحی ساختار اقتصادی سرمایه‌داری در ایران و به دست گرفتن گلوگاه‌ها در وقت نیاز. تلاش برای زمین ماندن ایده ی اقتصاد مردم‌محور، خودکفا و مقاومتی، تلاش برای کاهش تولیدات بومی، تلاش برای ایجاد مافیا در بازارهای مختلف، تلاش برای اختلاف طبقاتی و حاکمیت سرمایه‌دارها، تلاش برای بت‌سازی از پول، تلاش برای هویت مصرفی، تلاش برای تزریق افق‌های مصرف‌گرایانه به ملت ایران، تلاش برای ترویج تجمل‌گرایی و ریخت‌وپاش، نه برای رفاه و به روز بودن، بلکه برای تزریق حس بدبختی در فقدان تجمل. جریان‌های موسوم به الگوی سوم که همچنان سر اندر لاک تئوری‌زایی و تئوری‌خواری دارند و توجه‌ها را صرفا سمت گرداب عمیق گزاره‌های نظری می‌برند، عامدانه و آگاهانه یا جاهلانه و ناشیانه فرقی ندارد، اما زن باسواد و آگاه و باهوش مسلمان را از میدا‌ن‌داری مهم‌ترین مسائل روز کشور دور می‌کنند. او را درگیر فرعیاتی پر زرق و برق می‌کنند و نهایتا یکی دوتا میوه ی مصنوعی به این درختان بی‌ثمر می‌چسبانند تا حس کارآمدی را هم ایجاد کنند. قطعا هر حرکت موثر و جدی مبانی نظری قوی و مستحکم نیاز داره، اما آیا ما در مرحله ی تولید مبانی و بحث و نقل در نقطه‌ی مبانی هستیم؟ آیا وقت آن نشده که مباحثه پیرامون کارآمدی مبانی نظری را در امتدادهای تازه‌ و نهادسازانه ناظر به حل مسئله پی بگیریم؟ و بعد از دل این امتدادها راه‌حل‌ها و راهکارهایی برای میدان واقعیت اجتماعی پیدا کنیم؟ من دوباره می‌نویسم، با قلم همان آدم قبلی که نمی‌خواهد سر در برف فرو کند و نمی‌خواهد، میدان‌های اصلی درگیری را نبیند. اینبار جدی تر از قبل، زرق و برق حوزه زنان را پس می‌زنم و جدی‌تر می‌گویم این زن باید با حفظ سنگر خانواده وارد سنگر حل مسائل واقعی جهان شود و این ورود، منوط به خود زن هست، نیازی به اجازه و تشکیلاتی از بیرون ندارد، تشکیلات هم اگر نیاز دارد، در مسیر طبیعی حضور زن ساخته می‌شود. دشمنان ملت مسلمان ایران از زنان در نقاط حساس و استراتژیک حقوقی استفاده می‌کنند در حالی که زنان ما هنوز تنها محل موثر حضور خود را فقط در فرزندان خود می‌بینند، حال آنکه فرزندان میوه ی دل یک مادر هستند و رویش‌هایی از وجود مادر، نه چیز جدا و پروژه ای جداگانه‌. مسئله امروز زن مسلمان این است که نمی‌گذارند وارد میدان حل مسئله شود و خودش هم به این جایگاه تن داده است و به نمایش صرف و چرخ دنده بودن رضایت داده است. @BanooAmin
هدایت شده از نهضت مادری
*کارگروه اقتصاد تشکل نهضت مادری برگزار میکند:* راه حل زنانه و مادرانه برای حل مشکلات اقتصادی خانواده های خودمون و جامعه، مبتنی بر مبانی قرآنی و اقتصاد اسلامی *چهارشنبه ۱بهمن ماه ساعت ۱۰ صبح با حضور دکتر سعید قربانی فعال اجتماعی و فعال اقتصادی؛ عضو مجموعه شیپا* لینک نشست: https://skyroom.online/ch/nehzate_madari/omahat-alqods 🌟 این شناسه شما رو به محله‌تون وصل می‌کنه 👇🏻 @h_sadat_hz @nehzatemadari
عدالت، تولید، مصرف 🖊یادداشت تولید و مصرف را باید در یک طیف چهاربخشی ببینیم. وسط طیف که شامل یک بخش از تولید و یک بخش از مصرف است عدالت است. عدالت توحید است. هرچه از وسط طیف دور می شویم و به بخش های دو سر طیف نزدیک می شویم، یا تولیدزده می شویم و یا مصرف زده می شویم. ظلم است. ظلم شرک است. دو جلوه مختلف از تمرکز پرستش در ماده دنیا هستند. دنیاپرستی هستند. شرک هستند. تعادل مادیت و معنویت را از بین می برند. تعادل عینیت و ذهنیت را از بین می برند. ما بیشتر مصرف زده شده ایم. به دلایل متعدد که یکی از آنها سوبسیدهای حکومت است. یکی از آنها وابستگی به درآمدهای نفت است. تولید را به حاشیه برده ایم. توجه به تولید مهم است. افزایش تولید با سرمایه گذاری در زیرساخت ها، تحقیق و توسعه، نوآوری، اقتصاد دانش بنیان، بهبود تکنولوژی، افزایش بهره وری، ارزش افزوده بالا و خلق ثروت است. فرهنگ برنامه ریزی و آینده نگری برای پس انداز و انباشت سرمایه برای افزایش ظرفیت های تولید است. فرهنگ کار و تلاش است. ولی اگر خیلی زیاد به تولید توجه کنیم، تولیدزده می شویم. برداشت زیاد از منابع طبیعی و فشار بر آنها و فرسایش آنهاست. ضایعات و پسماند زیاد می شود و آب و خاک و هوا آلوده می شود. یک فرهنگ تولیدزده می سازد که همه جنبه های زندگی ما را تحت الشعاع منطق سرمایه و پول و سود قرار می دهد. تمرکز پرستش در ماده دنیاست. دنیاپرستی است. شرک است. سرمایه داری به تعبیر مارکس است. عقلانیت ابزاری به تعبیر مکتب فرانکفورت است. انسان ها به ابزارهایی برای تولید انبوه کالاها تبدیل می شوند. اهمیت و ارزش آنها بر اساس سودمندی اقتصادی و میزان انباشت سرمایه و گسترش تولید توسط آنها سنجیده می شود نه انسانیت آنها. یک فرهنگ انضباطی به تعبیر فوکو می سازد که کارخانه، اداره و دانشگاه آن بر پایه نظم سخت و سلسله مراتب سازمان یافته کنترل می شوند تا مبادا تولید کم شود. همه چیز کالایی می شود. فرهنگ کالایی. آموزش کالایی. سیاست کالایی. هنر کالایی. زندگی تحت سلطه استانداردسازی تولید و روتین های یکنواخت و تکراری و خسته کننده قرار می گیرد و حس خلّاقیت و معناداری در تولید از بین می رود و از خود بیگانگی به تعبیر مارکس ایجاد می شود. لذا باید به مصرف در اقتصاد توجه داشت. مصرف، نقش محوری در جهت دهی به سرمایه گذاری، اشتغال و تولید دارد. میزان دستمزد افراد نقش محوری در خروج از رکود و رسیدن به رونق به تعبیر کینز دارد. توجه به نیازهای مصرف کننده، تولید کالاها و خدمات مطابق با سلایق و ترجیحات واقعی است و نوآوری و بهبود کیفیت کالاها را جهت دهی می کند. پاسخگویی سریع به تغییرات بازار و توجه به مزیت بخشی در تولید است. پیشبینی میزان مصرف، از تولید مازاد یا کمبود کالا که باعث رکود و تورم می شود جلوگیری می کند. سیگنال های مصرف، به بخش تحقیق و توسعه جهت می دهد. ولی اگر خیلی زیاد به مصرف توجه کنیم، مصرف زده می شویم. زندگی فراتر از امکانات تولید، باعث فشار اقتصادی و دلالی و سفته بازی و گرفتن وام های زیاد برای مصرف می شود که منجر به افزایش بدهی و کاهش پس انداز می شود. کاهش پس انداز باعث کاهش سرمایه گذاری برای افزایش ظرفیت های تولید می شود. کاهش سرمایه گذاری باعث استهلاک سرمایه مثل تجهیزات و ماشین آلات و از بین رفتن زیرساخت های صنعتی و عقب ماندگی در تکنولوژی می شود. توان تولید داخلی را کاهش می دهد و منجر به افزایش واردات شده و اقتصاد را به واردات وابسته می کند و در برابر شوک های خارجی و اختلال در زنجیره تأمین مثل تحریم ها و تغییرات نرخ ارز آسیب پذیر می کند. یک فرهنگ مصرف زده می سازد که در آن مصرف کالاها و خدمات بر همه جنبه های زندگی غلبه پیدا می کند. روابط همراه با عشق و محبت با برادران و خواهران با روابط بر اساس ثروت مادی جایگزین می شود. نمایش خانه و ماشین و لباس و ساعت به عنوان معیار انسانیت سنجیده می شود. یک مصرف متظاهرانه به تعبیر وبلن ایجاد می شود. مصرف به عنوان تنها راه دستیابی به رضایت و خوشبختی معرفی می شود. موقعیت اجتماعی و حتی هویت افراد از طریق مصرف تعریف می شود. یک فرهنگ «استفاده و دور ریختن» ایجاد می شود. یک فرهنگ تبلیغات زده ایجاد می شود که هزینه های زیادی را صرف تبلیغات می کند و خواسته های مصنوعی می سازد. استرس و اضطراب و احساس کمبود دائمی ایجاد می کند. 🖊 @hosseinbayanimoghaddam @BanooAmin
☫ایرانِ متحد☫ @BanooAmin
اگر پروژه‌ی دشمن متنفر سازی ملت از هم باشد که به نظر برخی دوستان، چنین است، آنگاه پروژه‌های معطوف به حیات عاطفی فوریت می‌یابد. در شرایطی که عقل محاسبه‌گر به غیریت‌سازی و مرزکشی دستور می‌دهد، عقلانیت عاطفی دستور به اتحاد و همدلی ایرانیان می‌دهد تا وحدت ملی که وظیفه یکایک ماست، تقویت شود. به یاد بیاوریم بعد از جنگ ۱۲ روزه، اولین وظیفه ی ما در وضعیت آماده باش حفظ اتحاد بود، این وظیفه، بر دوش یکایک ماست، یکایک ما... . برای طراحی عملیات‌های دوستی‌زا، امت‌آفرین، همزیستی‌آور، تقویت روابط در هم تنیده باید فکر کنیم، ولی بدانیم که در این نقطه باید طراحی عملیات کنیم. هر طوری که می‌تونیم. ☫ایرانِ متحد☫ @BanooAmin
☫ایرانِ متحد☫ @BanooAmin
از خون جوانان وطن لاله دمیده 🌷 جنگ خوب نیست، خصوصا از نوع داخلی‌اش، خصوصا وقتی دو طرف جنگ دشمن حقیقی هم نباشن. ولی خب ایران اسلامی یه قابلیت عجیبی داره از هر اتفاق بدی لاله سر میزنه. رویش لاله‌ها از خون شهدا، رویش هسته های مردمی از سوخته ی مسجدها، رویش نویسنده ها از سوخته ی کتابخانه ها، رویش تعاونی ها و قرض الحسنه ها از دل بانک‌های سوخته، خار چشم دشمنه. روز سیزدهم جنگ، باعث شده لحظه به لحظه قلبم برای تک تک عناصر خیابان پر از شوق بشه، دلم برای آسفالت خیابان‌هامون ضعف میره و هزاران بار خدا را بابت این کشور و شهرهای تمیز و زیباش شکر می‌کنم. این‌ شکرها رویش لاله‌های درون وجود ماست. در قلب ما به جای ترس و وحشت، پُر از شکر شده، چشم ما به نعمت‌هایی از جنس امنیت بیناتر شده. و سنت الهی لان شکرتم لازیدنکم هست. تا اینجای انقلاب با اتکا به سنت‌های الهی پیش آمدیم، بعد از این هم با اتکا به همین سنت‌ها حرکت می‌کنیم. گرچه ناقص، گرچه پر خطا، ولی در میسرش حر‌کت می‌کنیم. در جمهوری اسلامی حتی اتفاقات بد، مثل روز سیزدهم جنگ، قابلیت این رو داره مبدل به خیر بشه. همونطور که در شب‌های قدر، سیئات مؤمنان مبدل به حسنات می‌شود. و این راز سرزدن لاله از خون شهید است ... ☫ایرانِ متحد☫ @BanooAmin
آن دوازده روزِ تمام نشدنی+ ۱ در جست‌وجوی مختصات حیات زن ایرانی در جنگ تحمیلی ۱۲+۱ روزه قسمت اول پایداری معجزه آسای ملت ایران در جنگ 12 روزه، حاصل پیوند بین زندگی روزمره و مقاومت است. این پیوند، شاهکار زن ایرانی است که با هنرمندی تمام در طول چند دهۀ اخیر آن را برقرار کرده است. از همین باب، برای زن در جریان مقاومت و نیز در زندگی، نقشی به مثابه قلب تپندۀ زندگی قائلیم. زن ایرانی با تکیه به تبار مقاوم زنان ایرانی، در طول این سال‌ها روزمره‌هایی متعالی ساخته است به‌گونه‌ای که در خلال سنگرسازی‌‌های جدید در جامعه و یا فتح قله‌های گوناگون در ساحت علم و هنر و ورزش و خانواده و اقتصاد و سیاست، پرچم عزت بر آن افراشته است و هرگز به اسم زندگی مقاومت را و به اسم مقاومت زندگی را دچار رکود و جمود نکرده است. اکنون و در ادامه دختران نوجوان و جوان ایرانی، درخشش ملت در آن 12 روز را به 12 روزِ تمام‌نشدنی تبدیل کرده‌اند و با سوگواری‌ها و یا حماسه‌سرایی‌ها و یا پیشرفت‌های گوناگون نمی‌گذارند، حیات واقعی و جدید ایرانیان در جریان روزمره‌زدگی به دست فراموشی سپرده شود و کم فروغ شود. آتش‌بار جنگ ایرانیان، آخرین روزهای بهار ۱۴۰۴ را با خبری تلخ حاکی از تجاوز گروه حاکم خبیث و جنایتکار صهیونی به خاک و جان ملت مسلمان ایران آغاز کردند و با جگری افروخته و مشت‌هایی گره کرده به استقبال تابستان رفتند. سایۀ جنگِ نظامی بر سر شهرها و خانه‌های ایرانیان رسیده بود و درگیری جریان حق و باطل در نقطۀ واضحی میان جمهوری اسلامیِ ما ایرانیان و رژیم جعلی صهیونیست‌های شرور، در شهرهای مرکزی ایران، هویدا شد. این جنگ البته آن‌طور که طراحان ابله و کوته‌بین آن طراحی‌اش کرده بودند پیش نرفت و دشمن به هدف خود نرسید. بلکه طبق همۀ وعده‌های صادق ایرانی، حیفا تقریباً با خاک یکسان شد و به برکت خون حدود هزار لاله از گلستان ایران، غرور و همبستگی و عزت و انسجام ایرانیان چنان افزوده شد که در طراحی هیچ سناریوی ملی‌مذهبی دیگری نمی‌گنجید. صدای بلندِ آن 12 روز، پایداری و مجازات سخت متجاوز بود. دیگر صداها، نه اینکه وجود نداشته باشد، اما خیلی بی‌رَمَق در میان صدای جمهور گم می‌شد. آتش‌بس جنگ آتش‌بس اما، پایانی شد موقت و مقطعی برای مجازاتِ آشکار متجاوز صهیونی و حامیانش و سایۀ جنگ به‌ظاهر از روی شهرها کنار رفت. اما، در دل و ذهن مردم یک پرسش پررنگ باقی ماند: سرانجام این جنگ چه می‌شود؟ آیا نبرد جریانی ایرانیان با مستکبران دیگر روی درگیری نظامی و جغرافیایی را نمی‌بیند؟ مختصات اکنونِ آتش‌بسی ما چیست و در آینده چه خواهد شد؟ ایرانیان در چهل سال اخیر به قدری به لحاظ اجتماعی و تمدنی بالغ شده‌اند که می‌دانند، پیش‌بینی سرانجام جنگ نظامی، حتی در پیش‌بینی‌های تخصصی و نظامی دقیق نیز وابسته به صدها متغیر است، اما گزارۀ ثابت و تغییرناپذیر برای پیش‌بینی وضعیت تاریخی اجتماعی‌مان در میانۀ جنگ تحمیلی این است که سرنوشت ملت‌ها تابع وضعیت انفسی آن ملت است. خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی‌دهد، تا وقتی که مردم آن ملت خودشان را تغییر دهند (آیۀ 11، سورۀ رعد). این گزارۀ قطعی به ما نشان می‌دهد مختصات ایستادن عموم مردم در میانۀ جنگ و در اکنونِ آتش‌بس کجاست، در واقع به ما نشان می‌دهد سرنوشت ما، در دستان خودمان است. 🖊صفوراسادات امین‌جواهری فصلنامه علوم اجتماعی خردورزی، ش ۹، پاییز ۱۴۰۴ @BanooAmin
آن دوازده روزِ تمام نشدنی+ ۱ در جست‌وجوی مختصات حیات زن ایرانی در جنگ تحمیلی ۱۲+۱ روزه قسمت دوم میدان جنگ وجودی شروع جنگ تحمیلی صهیونیستی اخیر به خلاف همۀ جنگ‌هایی که ایرانیان تا کنون با دشمن اجنبی و خارجی داشتند، از تهدید مرزهای جغرافیایی آغاز نشد. این جنگ مستقیم از داخل شهرها و توسط نفوذیان و مزدوران صهیونی آغاز شد. همانطور که رهبر حکیم انقلاب نگران اقدامات نظامی از بیرون مرزهای ایران نبودند، بلکه نگران نفوذی‌ها و دستان آلودۀ داخلی بودند. در این جنگ، به خلاف همۀ تهاجم‌های نظامیِ دیگر که مرزنشینان آماج حملات بودند، مرکزنشینان و خصوصاً پایتخت‌نشینان آماج تهاجم‌های نظامی اخیر بودند. همچنین، به خلاف جنگ‌های نظامی دیگر که مردان بیش از زنان و بزرگسالان بیش از خردسالان آماج حملات نظامی هستند، این‌بار ایرانیان حسب زندگی در خاک ایران، فارغ از جنسیت و سن و طبقۀ اجتماعی در معرض حمله بودند. تنها چیزی که افراد را نقطۀ کانونی و اصلی هدف حمله‌های دشمن قرار می‌داد، دانشمند بودن، نخبه بودن و سردار بودن، بود. افزون بر این‌ها، مهم‌ترین و کانونی‌ترین تفاوت این جنگ با سایر جنگ‌های تحمیلی به ایران عزیز، تفاوت در سرنوشت ماست، این جنگ برای هر دو طرف درگیری جنگ وجودی است. این جنگ، صرفاً جنگ سرزمینی و برای کشورگشایی نیست، صرفاً جنگ اقتصادی و بر سرِ ثروت‌های سرزمینی نیست، جنگ وجودی است و یکی از نیروهای حاضر در صحنه در این نبرد قدرت فائقۀ خودش را از دست می‌دهد و از دایرۀ قدرت محو می‌شود. به همین علت است که رژیم خون‌خوار صهیون هزینۀ گزاف نسل‌کشی در غزه را می‌پردازد و زیر بمباران توبیخ افکار عمومی همچنان به توحش خودش ادامه می‌دهد؛ چون دیگر ماجرا برایش ماجرای مرگ و زندگی است. در چنین میدان جنگی که وجودی است، ما به عنوان عضو محور مقاومت، وضعیت در هم‌تنیدگی زندگی و جنگ را تجربه می‌کنیم. در چنین میدان جنگی، دیگر جنگ الزاماً مساوی وضعیتی مرگبار و صلح الزاماً مساوی زندگی و خوشی نیست. حتی به لحاظ تکلیف الهی نیز جنگ سخت نظامی الزاماً شجاعت و سکوت الزاماً بزدلی نیست، وضعیت بسیار پیچیده شده است و فقط سنن الهی است که راه سعادت را به ما نشان می‌دهد. در وضعیت درهم تنیدگی زندگی و جنگ، مؤثرترین استراتژی جنگی بر دوش مردم این است که زندگی را امتداد دهند. اما چگونه؟ و آیا ایرانیان در این زمینه چطور عمل کردند؟ 🖊صفوراسادات امین‌جواهری فصلنامه علوم اجتماعی خردورزی، ش ۹، پاییز ۱۴۰۴ @BanooAmin
آن دوازده روزِ تمام نشدنی+ ۱ در جست‌وجوی مختصات حیات زن ایرانی در جنگ تحمیلی ۱۲+۱ روزه قسمت سوم طرح حیات جدید ایرانیان نباید انکار کنیم که زندگی روزمرۀ ایرانیان پیش از شروع جنگ ۱۲ روزه و پس از آن دگرگونی‌های فراوانی را تجربه کرده است. حتی نحوۀ اندیشیدن ایرانیان به آینده، پیش از شروع جنگ و پس از آن متفاوت شده است. ایرانیان در حدود ۴۰ سال پس از انقلاب و دفاع مقدس، رفاه نسبی و امنیت نسبی و عزت ملی بیشتری را تجربه کرده‌اند و طبق محاسبات مادی، دور شدن از امنیت و رفاه برای نسل جدید ایرانیان حتی در ادراک هم نمی‌گنجید. چه برسد به اینکه نسلِ نجنگیدۀ ایرانی از طرحی جدید برای زندگی سخن بگویند، طرحی که در جنگ قابلیت دوام و پیش روی و رویش داشته باشد و بروز آن به بیان مقام معظم رهبری صورتی معجزه‌آسا از پایدرای مردم داشته باشد. با این صورت‌بندی از میدان، پرسش‌هایی که در ذهن سربرمی‌آورد این است که پایداری معجزه آسای ملت ایران از کدام نقطۀ زندگی‌های امروزی ایرانیان سربرآرود؟ چگونه در میان انبوه دلهره‌ها و صداهای رعب‌انگیز هواپیماهای جنگی، همت طرحی برای زندگی و امید به آینده از روی میز ایرانیان حذف نشد و نبض زندگی با قوت می‌زد؟ چه شد که ما به خلاف انتظارهای جامعه‌شناسانۀ مادی‌گرا به طور همه‌گیر شاهد دستپاچگی و وادادگی درجریان زندگی نبودیم، بلکه بسیار پررنگ‌تر و چشم‌گیرتر شاهد آفریدن جریان جدیدی برای زندگی بودیم؟ پیش از پرداختن به زمینۀ اصلی بروز جریان جدید زندگی و نظم نوین زندگی ایرانیان، باید بگویم به نظرم، زندگی جدید ایرانیان، بهرۀ بیشتری از حیات واقعی دارد. به گونه‌ای که زندگی روزمره را تعالی می‌بخشد و آن را به حیات واقعی انسان سعادتمند نزدیک‌تر می‌کند. در طرح این حیات جدید، اتکای انسان بیش از پیش به وعده‌های صادق الهی است و غیب عالم دست واضحی در زندگی مردم می‌شود. توسل‌ها و چله‌های ختم و دعاهای جمعی یکی از نشانه‌های آن است. روآوردن مردم به ایجاد جمع‌های همدلانه از دیگر مشخصه‌های طرح جدید ایرانیان برای زندگی است که آنان را برای مقابله با جنگ روانی مستحکم و جدی‌تر می‌کند. همدلی‌ها ،مداراها، همبستگی‌ها همگی حاکی از این است که نظام محاسبات در طرح زندگی جدید ایرانیان سوی محاسبات الهی جهت یافته‌تر شده است و معادلات زندگی ایرانیان بیش از پیش با بیانات ولی فقیه تنظیم می‌شود. ما به خوبی می‌دانیم و می‌بینیم که طرح حیات جدید ایرانیان، خلق الساعه و بی تبار نبود. این حیات جدید که در جنگ ۱۲ روزه به شکل شکوهِ پایداریِ معجزه آسای ملت ایران بروز کرد، پیش و بیش از هرچیزی مرهون قلب تپندۀ جریان اصیل زندگی در ایران بود، یعنی زنان مسلمان ایرانی. همان‌ انسان‌های مؤنثی که در تمام این سال‌ها، مؤمنانه، نه بازیگر سناریوهای اجنبی‌نویس شدند و نه حاشیه‌نشین و تماشاگر سناریوهای آبا و اجدادی، همان زنان الگوی سومی که سبک سومی از زندگیِ نه شرقی و نه غربی را ۴۰ سال زندگی کرده بودند و زیر پوست جامعه بی نام و نشان آن را در بطن زندگی و در هر ساحتی که سنگر جدید ساخته بودند، امتداد داده بودند. 🖊صفوراسادات امین‌جواهری فصلنامه علوم‌ اجتماعی خردورزی، ش ۹، پاییز ۱۴۰۴ @BanooAmin