ماه شعبان که به نیمه میرسد، غربتی از جنس دلتنگی دلم را میپوشاند. راستش سختتر از ندیدنت، بیخیالی من است از این ندیدن. دل من سالهاست به نبودت عادت کرده و عجب واژهٔ بیرحمیست این عادت.
میترسم؛ آقا! از دلی سرمازده که جا برای شما ندارد. از روزهای بدون شما که برایم بیتفاوت میگذرد؛ میترسم. حتی من از لذتهای بی شما میترسم. از لذتهایی که رنج هستند در لباس لذت. از لذتهایی که در چشمبرهمزدنی تبدیل به ذلتی دامنگیر میشوند. از لذتی که تا ابد نماند میترسم. از لذتی که گذر زمان کمرنگش کند، میترسم و شما راهنمایی به سوی بزرگترین لذتها و من از دور شدن از شما میترسم.
میترسم اما امید دارم. مگر میشود بهترین خلق روی زمین به من امید داشته باشد و من امید خویش را ببازم؟ ایمان دارم که تنها نیستم...
خدا بهترین خلقش را در مسیر زندگی، راهنمای من قرار داده است.
جشن بزرگ میلاد حضرت مهدی علیه السلام
مگر میشود نیمهی شعبان از راه برسد...
منتظرانِ ظهور...
آرام و قرار داشته باشند؟!
مگر میشود فصلِ وصل در راه باشد...
دوستدارانِ شما...
دَمی بدون یادِ شما، نَفَس بکشند؟!
مگر میشود نامِ شما درمیان باشد...
همهجا بوی بهار بیاید...
و دست روی دست بگذاریم؟!
آرزویی نداریم...
جز نگاهِ مرحمتی از جانب آستانِ مقدس مهدوی!
به امید لبخندِ مهربانانهی حضرت مادر!
(از جمعه۱۲اسفندبه مدت ۶شب ازساعت ۸الی۲۳ مشهد مقدس حدفاصل میدان صاحب الزمان ومیدان شهدا)
#پذیرایی
#شهربازی
#نورافشانی