eitaa logo
باران باش | قاضی‌ عسگر 🇮🇷
4.6هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
891 ویدیو
17 فایل
لیلاسادات قاضی‌عسگر هستم✋🏼 کارشناس‌ارشد روانشناسی‌تربیتی و طلبه قراره اینجا کنار هم رشد کنیم🌱 #کتابخوانی من‌دیگرماهارو داریم📚 و کلی مطلب مفید دیگه🚀 من اینجام: @leila_ghazi آدینه گالری @adine_gallery لینک ناشناس https://daigo.ir/secret/81275568965
مشاهده در ایتا
دانلود
استاد محسن عباسی ولدیمنتخب_برنامه صد و شصت و هشتم.mp3
زمان: حجم: 9.5M
🏴🍃🏴🍃🏴🍃🏴🍃🏴 ▪️شهادت مظلومانه امام مهربونمون امام حسـن مجتبی علـیه السـلام رو بـه شما عزیزان تسلیت عرض می‌کنم. قصه‌ صلح امام حسن علیه السلام 🖤 @lalaiekhoda
بریم برای معــرفی کتاب داستانی‌مون که خیلیا منتظرش بودین👇🏻👇🏻👇🏻
📚کتاب دعــوت مــردی که راســـت میگفت(داستان مباهله‌برای بچه‌ها) نویسنده: ابراهیم حسن بیگی انتشارات جمکران مناسب رده سنی کودک و نوجوان 📍داستان ایــن کتاب از زبان یکی از سه مسیــحی کــه در روز بـــه محضر پیامبر رسیدند،روایت می‌شود. لینک خرید اینترنتی 🌧 @baran_bash
سوال: 📍چه نویسنده‌هایی معرفی می‌کنین برای کودک؟ پاسخ : ⬅️ مجيــد ملامحمـدی، مهدی محدثی، مسلم ناصری،رهگذر،این موارد به نظرم کتاب‌های خـوبی دارند در حـوزه اهلبيت عليه السلام. 🌧 @baran_bash
⬅️ راســتی اگــه کســـی دوســـت داره برای راهی کــردن چــند نیازمند به کربلا کمک کنه،بهم پیام بده تا شماره کارت بفرستم👇🏻 🦋 @leila_ghazi
من شهید شدم تا راه کـربلا باز شود و شما در فردایی شیرین در حرم علیه‌السلام به یاد شهدا (باشید) و به یاد شهدا بگریید. شهید محمدعلی فتاح‌زاده 🌧 @baran_bash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روز سی و هشتم صد صلوات و یک زیارت عاشورا هدیه به شهید حسن قاسمی دانا شهید صدرزاده تعریف می‌کرد: تو حلب شب‌ها با موتور، حسن غذا و وسائل مورد نیاز به گروهش می‌رسوند. ما هر وقت می‌خواستیم شب‌ها به نیروها سر بزنیم با چراغ خاموش می‌رفتیم. یک شب که با حسن می‌رفتیم غذا به بچه‌هاش برسونیم چراغ موتورش روشن می‌رفت! چند بار گفتم چراغ موتور رو خاموش کن امکان داره قناص‌ها بزنند. خندید. من عصبانى شدم با مشت تو پشتش زدم و گفتم: مارو می‌زنند. دوباره خندید و گفت: مگر خاطرات شهید کاوه رو نخوندی که گفته شب روى خاکریز راه می‌رفت و تیرهاى رسام از بین پاهاش رد می‌شد نیروهاش می‌گفتن فرمانده بیا پایین تیر می‌خورى در جواب می‌گفت اون تیرى که قسمت من باشه هنوز وقتش نشده و شهید مصطفى می‌گفت: حسن می‌خندید و می‌گفت: نگران نباش اون تیرى که قسمت من باشه هنوز وقتش نشده. و به چشم دیدم که چند بار چه اتفاق هایى براش افتاد و بعد چه خوب به شهادت رسید... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌧 @baran_bash
هیچ وقت امیدت رو از دست نده... . . . حتی اگه کبوترا همه برگای گلتو خورده باشن بازم جوونه میزنه اگه خدا بخواد 😁 🌧 @baran_bash
تصویر مجرمین 👆🏼😁 اون دوتا که پیش هم هستن دوقلوهامونن، اون یکی هم مامانشونه 🕊🪶 راسی یادتــونه که امـروز اون ســوال خیــــــــــــــــلی مهم رو می‌خوام جواب بدم، حواستون اینجا باشه حتما👌🏼 🌧 @baran_bash
باران باش | قاضی‌ عسگر 🇮🇷
روز سی و هشتم #چله_شهدا صد صلوات و یک زیارت عاشورا هدیه به شهید حسن قاسمی دانا شهید صدرزاده تعریف
. دلم بــرای توکل این شهیــد رفت... کاش ماهم انقدر توکل داشتیم🥲 هرچی از شهدا می‌خونم، بیشتر به هیــــــــــــــــــــچ بودن خودم پی میبرم . شما چه حسی دارید؟