eitaa logo
باران باش | تربیت فرزند
4.8هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
622 ویدیو
7 فایل
لیلاسادات قاضی‌عسگر هستم✋🏼 کارشناس‌ارشد روانشناسی‌تربیتی و طلــــــــــبه قراره اینجا کنار هم رشد کنیم🌱 #کتابخوانی جلد 2و3و4 و 8و9و 10 من‌دیگرما و کلی مطلب مفید دیگه🚀 صفحه ادمین درایتا و اینستاگرام: @leila_ghazi لینک ناشناس: gkite.ir/es/9759827
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام روزتون پر از یاد خدا شهید سی و هشتم: یکی از دوستان شهید تعریف می‌کند: قرار شناسایی بود. شهید به دنبال من آمد و گفت: با میرزایی باید برای شناسایی به داخل خاک عراق برویم. در حین عکس‏‌برداری و عملیات شناسایی، محمدمهدی مرا صدا زد، به طرفش رفتم. گفت: «مگر صدای اذان را نمی‏‌شنوی؟» گفتم: «خیر.» گفت: «چرا، صدای اذان به گوش می‏‌رسد.» من از روشنایی هوا فهمیدم که وقت نماز است، ولی او صدای اذان را از درون خود می‌شنید. در همان حال که آب نداشتیم، آب رادیات ماشین را کمی خالی کردیم و سه نفری با آبی حدود دو لیوان وضو گرفتیم. بعد از اتمام وضو نماز را در آن منطقه پر خطر به جماعت برپا کردیم. پدر شهید می ‏گوید: «یک هفته قبل از شهادت به مشهد آمد. گویی از شهادت قریب الوقوعش خبر داشت. تمام وسایل اتاقش را با یادداشت مشخص کرده بود. آنچه متعلق به سپاه بود با برچسب مشخص کرده بود که ما آنها را به سپاه برگردانیم. موتوری خریده بود که به دلیل مسائل سال ۱۳۶۰ و ترورهایی که در آن زمان انجام می‏شد، از آن استفاده نمی‌‏کرد. وصیت کرد موتورش را بعد از شهادتش به جبهه اهدا کنند. بعدها فهمیدیم از آن موتور در جبهه برای حمل مجروح استفاده می‏‌کرده‌‏اند. در روز عید مبعث، یعنی روز شهادتش، برای نماز جماعت صبح حاضر نشد و خود به تنهایی در محلی دور نماز خواند. صبحانه نیز با بقیه نخورد و گفت: می‌خواهم صبحانه را از دست پیامبر(ص) در بهشت دریافت کنم. یک سیب به وی تعارف کردند، نخورد و گفت: «می‏ خواهم در بهشت تناول کنم.» 🌧 @baran_bash