eitaa logo
بارانه های انتظار
379 دنبال‌کننده
5.5هزار عکس
3.8هزار ویدیو
80 فایل
❁ـ﷽ـ❁ خیر مقدم خدمت تمامی اعضای محترم کانال🌱 جمع حاضربه منظور زنده نگه داشتن مبانی دینی واعتقادی است.بصیرت افزایی ازضروریات فرهنگ انتظار است. طلاب حوزه علمیه خواهران فاطمه الزهراعلیهاالسلام ودانشجویان عزیز استاد انصاری میزبان شما خوبان هستند.🌸
مشاهده در ایتا
دانلود
🫀 یه داستان کوتاه درباره اینکه نگرش ما به اطرافمون چطور میتونه توی رفتار ما با افراد تاثیر بذاره؟؟؟؟ 🚌 صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. 👬 بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. ⚡ بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.» ❓ استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و.... ⌛ اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .» بارانه های انتظار ☘ http://eitaa.com/joinchat/2000486559Cba193ea66f
انگیزشی 😇😇😇😇😇😇 *✍🏼وقتی انتظارمان از دنیا کم باشد، یک اتفاقِ کوچک هم می تواند خوشحالمان کند. اما اگر دنبالِ کامل بودن همه چیز باشیم، حتی بهترین لحظه ها هم جذابیتشان را از دست می دهند. آدمی که همیشه دنبالِ بی نقصی ست، هیچ وقت خوشحال نمی شود؛ چون همیشه چیزی هست که هنوز کافی به نظر نمی رسد. خوشبختی از کامل بودن نمی آید؛ از دیدنِ زیبایی های ناقصِ همین لحظه می آید بارانه های انتظار ☘ http://eitaa.com/joinchat/2000486559Cba193ea66f
🫀دلانه خدایا، در دل مان دانه‌ای از عشق و امید بکار! ❤❤❤❤ بگذار این دانه در زمین ایمان و محبت رشد کند و میوه‌های نیکی و مهربانی به بار آورد! تا هر روز با یاد تو، به دیگران محبت کنیم و در مسیر زندگی، نور امید را پخش کنیم! آمین یا رب العالمین 🙏🏻 بارانه های انتظار ☘ http://eitaa.com/joinchat/2000486559Cba193ea66f
حکیم باشی 🌾🌿☘🌱🍀🌴🍂 🔸چه خوراکی هایی با هم تداخل دارن: - شیرین بیان + داروی قلب - گریپ فروت + داروهای کلسترول - موز + داروی فشارخون - لبنیات + تتراسایکلین و قرص آهن - گردو + داروهای تیروئید - اسفناج + داروهای رقیق کننده خون 🔸خطرناک ترین نوشیدنی ها برای خوردن دارو: - دوغ - قهوه - شیر - چای سبز - آب گریپ فروت - نوشابه - آب انار بارانه های انتظار ☘ http://eitaa.com/joinchat/2000486559Cba193ea66f
🗞 فرزند ایران تک نگاره هایی از زندگینامه شهدای جنگ ۱۲ روزه 💗 پاسدار شهید علیرضا محمدی 🔹️ علیرضا از همان کودکی خیالی بزرگ در سر داشت؛ با تفنگ پلاستیکی‌ دور حیاط می‌دوید و زیر لب می‌گفت: «صدامو می‌کُشم و شهید می‌شم.» تک‌پسرِ خانواده بود و تکیه‌گاه چهار خواهرش؛ مادر هر بار می‌آمد، هفت‌بار دورش می‌چرخید. هفده‌سالگی راهی سپاه کاشان شد و بیست‌سالگی داماد. سه فرزندش مهدی، فاطمه و ابوالفضل تمام دنیایش بودند، اما دلش جای دیگری گره خورده بود. یک هفته پیش از شهادت، آرام به مادر گفت: «مامان… حلالم کن. تنها آرزوم شهادته.» سه ماه بیشتر تا بازنشستگی‌اش نمانده بود، اما حسرتی پنهان در نگاهش موج می‌زد؛ همان رویای دیرینه‌ای که از کودکی در دل می‌پروراند. ۲۷ خرداد، با اینکه مرخصی بود، دلش طاقت نیاورد و خود را به پادگان رساند. عصر همان روز، رژیم صهیونیستی محل خدمتش را هدف قرار داد و پاسدار علیرضا محمدی، مردی که عمری برای لحظه رفتن آماده بود، آسمانی شد. مادر، مثل همیشه، با آمدنش هفت‌بار دورش چرخید؛ این‌بار اما گردِ پیکری که بوی آسمان می‌داد. خوابش را به یاد آورد؛ پرچم امام حسین(ع) را بر فراز خانه دیده بود. همان پرچم، حالا بر دوش مردم، همراه پیکر علیرضا بالا می‌رفت؛ نشانه‌ای روشن از اینکه آرزوی یک عمرِ پسرش، برآورده و علیرضا شهیدِ سربلندِ یک ملت شده بود بارانه های انتظار ☘ http://eitaa.com/joinchat/2000486559Cba193ea66f
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🏴🏴 شنیدم کام تشنه جان سپردی گل ام البنین شیرم حلالت برگزاری مراسم سوگواری مادر ادب حضرت ام البنین سلام الله علیها 💢سخنران و مداح: استاد حوزه و دانشگاه سرکار خانم انصاری 💢 مکان: کرج شهرک خاتم الانبیا فجر دوم شرقی پلاک 26 طبقه همکف 💢 زمان : ۱۳ آذر ساعت ۱۰ الی ۱۲ __^^^^^ http://eitaa.com/joinchat/2000486559Cba193ea66f
🔺چند برج مسکونی تجاری در هنگ کنگِ پر از تجهیزات، در آتش سوختند و صدها نفر مفقود و کشته شدند... ولی این پلاسکو نیست که سلبریتی هاش استوری کنند: وطن جان خسته ام پایان خوب داستانت کو!!!!!! 💬 برهان مجد ـــــــــــــــــــــــ http://eitaa.com/joinchat/2000486559Cba193ea66f
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴سخنرانی تاریخی عالم اهل سنت افغانستان راجع به ایران ـــــــــــــــــــــــ http://eitaa.com/joinchat/2000486559Cba193ea66f