☫ برات بگم؟ ☫ | 🇮🇷
تاحالا خود عمود ۱ رو دیده بودین؟ همیشه دوست داشتم از اول اولش ببینم طریقو🙃
.
بعد شونصد ساعت تازه رسیدیم خود طریق 🥵
نتیجه تا الان:
1⃣ از خود نجف تا طریق هیچ فرقی نداره و خادمی عراقیا انصافا همه جا از
جون و دله
2⃣ برخلاف شنیده هام اتفاقا مردم عراق
همونطور که تو تشییع آقا دیدیم به شدت
عاشق رهبرن و به هیچ عنوان از ایرانیا
متنفر نیستن🙄( قانونِ همه جور آدمی
همه جا هست اینجام صدق میکنه)
3⃣ یکی از جلوه های تربیت فرزند
که نمود قشنگی تو شخصیت بچه های
عراقی داره ، اجازهی آزادی دادن به
بچههاست که بیان کف خیابون خادمی
کنن حتی زیر آفتاب! (از ناز نازی شدن
بیش از حد جلوگیری میکنه و اجتماعی
بار میان)
تو یه موکب خوشگل عراقی ایم
که دوبلکسه و پر از اتاقه، اینجا حس
پرنسس بودن دارم 😭💖
چایی عراقی با نعلبکی طلایی و قاشق
خوشگلش بهم دادندرحالی که روی مبل خونشون نشسته بودم...
و لحظاتی واقعا رفتم تو دنیای فیلما
و عجیب اینکه همشون فارسی بلدن🙄
تازه یکی از خادمای اینجا باهام شوخی
کرد که بیا چراغو خاموش کنیم بقیه
تعجب کنن بخندیم😂
پ ن: چون موکب زنونه هست
از گرفتن و گذاشتن عکس معذورم🙏🏻
ولی دوست داشتم این خاطره رو اینجا
بگم
حالا من دارم قشنگیارو براتون میذارم😂
بذارید یه حقیقت دارکی بهتون بگم که
خودمم ترسونده!
انقدر این کاروان پرفشار میاد و
تند تند میره و پشت ماشین صوت
مجبوریم با پرچم و اینا حماسه بیافرینیم🙄
(که من نمی آفرینم)
صبح از درد گریه میکردم...
و هیچکس گردن نمیگرفت
و نمیذاشتن استراحت کنم
و متوجه شدم چه جااالببببب!!!
پارسال یه دختره وقتی رسیدن به
کربلا مُرده!( ظاهراً از شدت فشار
و سختی یا ...)
و برام تروما ایجاد کرده😐💔
جالب تر اینکه حاجاقای کاروان
اینو دستاورد سفر اعلام کرد😭
و گفت سفر ما پر برکت بود
چون آقا اون خانومو خوب خریدن!!!
الله اعلم🤷🏻♀