هدایت شده از راویا
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 #همیشه_کنارتونیم | گزارش #ایران_همدل از بستهبندی تا ارسال محموله دارو، پتو، مواد غذایی و لباس به مردم مقاوم لبنان
🔸برای مشارکت در پویش کمک به مردم مظلوم فلسطین و لبنان از اینجا وارد شوید.
@iranehamdel_contact
**************************
#ایران_همدل #روایت_مقاومت
#به_نفع_جبهه_مقاومت
#غزه #لبنان #حزب_الله
#راویا
🏷https://eitaa.com/raviya_pishran
هدایت شده از راویا
از همین دیروز
یه روزمرِگی مفید بگیم؟!
البته شاید با گفتنش بعضی از عزیزان اعتراض کنند و از کانال خارج بشن،
چون میدونم دین شون انسانیته!😉
🍀🌹🍀
از طلاهای دوران نوجوانی و قبل از ازدواج فقط یه دونه گردنبند زنجیر 💫 مونده بود!
یادگاری روزهای
پر از اشتیاق ، پر از تلاش ✨
پر از خنده و نشاط! ✨
روزهایی که تنها دغدغه ام خودم بودم!
نه خبری از جیغ و گریه های بچه بود
نه خبری از «مامان باهام بازی کن»
نه دغدغه ظرف های تلنبار شده ی داخل سینک!
نه غم «ناهار چی بذارم، شام چیه بپزم!!»
نه پاک کردن روی اجاق!
نه سر و سامان دادن یخچال!
نه انتظار لباس های همسر برای اتو کشیدن
نه ....
زمانی که خودم بودم و تنهایی و یه عااااالمه کتاب هایی که عاشق شون بودم
زمانی که هیچ گاه از خلوت خودم و کتابخونه ام سیر نمیشدم....
هر وقت این زنجیر نازک طلایی رو نگاه می کردم ، طی الوقت!! میشدم به دوران نوجوانی و جوانتری! 😁
به قول خواهرم
اون وقتها که خیلی شادتر بودم (منظورش بی مسئولیت و بی دغدغه بودنه)
آدمی که مسئولیت میگیره، کمی از گرماش رو میده برای وظیفه اش و معلومه کمی سرد میشه...
بگذریم
وقتی رهبری برای کمک به #جبهه_مقاومت حکم دادند، تصمیم گرفتم نصف پس اندازم رو برای کمک واریز کنم.
اما هر وقت تو آینه خودمو نگاه می کردم میدیدم، زنجیر طلاییم میگه:
خیلی منو دوست داری؟! 💫
دلت نمیخواد منو از دست بدی؟ از من خیلی خاطره داری؟
اون آخرای ذهنم بود که این زنجیر رو عاقبت به خیر کنم و بفرستمش جبهه!! اما فقط به خاطرِ خاطره هاش نمی تونستم!
تا اینکه طی اتفاقات پیچیده ای که در جریان فروش ماشین مون و همّ و غم های حساب نشده ای که ناگهان رخ داد!
متوجه شدم باید این زنجیر هم برای جبران خسارت ها فروخته بشه! ⚡️
یاد زمانی افتادم که این گردنبند تو آینه با من حرف میزد!
شاید اگه به حرفش گوش میدادم دچار این سردرگمی ها نمیشدیم
با همسرم صحبت کردم
گفتم اگه مسئله حل شد این زنجیر طلامو به آرزوش برسونم،
لبخند زد....گفت نذر قشنگیه، «تنفقوا مما تحبون»
همّ و غم ما، همون روز حل شد....
به طور معجزه آسا!
زنجیر طلایی به آرزوش رسید
، مادر همسر و خواهر همسر عزیزم هم وقتی دیدن این زنجیر عازم جبهه اس هر کدوم یه انگشترشون رو راهی کردن! 🤩
تنها یادگار دوران نوجوانی ام،
عاقبت بخیر شد! رفت تا به سهم خودش
دیگه به جای گردنبند بودن گردنْ زن استکبار باشه....
@Yaddasht_moshaver
**************************
#ایران_همدل #روایت_مقاومت
#به_نفع_جبهه_مقاومت
#غزه #لبنان #حزب_الله
#راویا
🏷https://eitaa.com/raviya_pishran
هدایت شده از راویا
نخهای پرمهر🧶🧶🧶
من معلمم، معلم تدبر در قرآن، حقوق نمیگیرم اما روز معلم بغلم پر میشود از هدایای پر مهر شاگردانم🎁🎁🎁🎁 امسال یک عالمه روسری به من هدیه دادند. روسریهایی که هر کدام با سلیقه انتخاب شده بود.
وقتی رهبرم کمک به جبهه مقاومت را فرض کرد روسریها را به نفع جبهه مقاومت فروختم. شاگردانم هم وسایل نو از کمدهایشان آوردند و فروختند چادر نو، انگشتر نقره، لباس نو، کفش نو همه را فروختیم و کاموا خریدیم حالا وقت هنرنمایی هنرمندان بود کامواها را با خود به کلاس و مسجد بردیم و به دست بافندگان رساندیم بافندگان بافتند هر رج با ذکر صلوات و دعا بافته شد📿📿📿 سراغ فامیل رفتیم فامیلهایی که سالی یک بار عید نوروز به خانه هم میرویم و مدتی است از هم دور شدهایم چقدر کامواهای مقاومت بهانه خوبی بود، کاموا های پرمهر🥰 چقدر دلتنگ هم بودیم هر تعداد زیاد که رفیق داشته باشی جای فامیل را نمیگیرد این است اهمیت صله رحم..
امیدواریم حس محبت وعشقی که دربافتنی ها،تنیده شده، به دوستانمان درجبهه های مقاومت منتقل شود.💐
#مادران_مقاومت_محله_پاسدارگمنام
🇵🇸🇱🇧🫶🇮🇷
ble.ir/ommahatalqods
**************************
#ایران_همدل #روایت_مقاومت
#به_نفع_جبهه_مقاومت
#غزه #لبنان #حزب_الله
#راویا
🏷https://eitaa.com/raviya_pishran
هدایت شده از راویا
🔻در سیر حرکت #آشپزخانه_مقاومت نخودها نیز تبیین گرند. 🔻
پرده یک :
توی مغازه آقاجانم ایستاده بودم تا نخودهایی که برای آشپزخانه خریده بود را بسته بندی کند
پسر بچهای ۱۳ ۱۴ ساله آمد آدرس بپرسد
گفت این همه نخود را میخواهید چه کنید؟!
داستان نخودها را برایش گفتم
هیجان زده شد و گفت ما هم در روستا کلی نخود داریم که هنوز پدرم نتوانسته آنها را بفروشد .
پرده دوم :
با شماره ای که پسر برای هماهنگی داده بود تماس گرفتم آقایی تلفن را جواب داد
قصه بازار و نخودها را گفتم
گفت خب چقدر میخواهید؟؟
گفتم هرچه شما دارید
گفت واقعا ؟!
گفتم بله ، چقدر دارید ؟!
اقا با شک و تردید گفت ۶۰۰ کیلو
کارتان را راه میاندازد ؟!
گفتم ان شا الله
گفت گونی های پنجاه کیلویی میکنم و میاورم برایتان و من شماره آقاجان را برای تحویل دادم .
پرده سوم :
با شور و شوق میگفت خانم همه را بسته بندی کردم
شما را خدا از آسمان فرستاده تازه خانهای خریده بودم و دستم تنگ بود از طرفی رو به زمستان میرفتیم و بارم مانده بود در روستا و مجبور شدم کیلو کیلو روی دست بگیرم و ببرم برای فروش .
گفتم ما هم برای کار خیر میخواهیم
و داستان آشپزخانه را شرح دادم
گفتم حالا که هم کار ما خیر است و هم گرهی از شما باز شده کمتر حساب کنید
گفت ای خانوم بچههای من از بچههای لبنان و غزه مظلومتر و محتاجترند قیمت همان است که از اول طی کردهایم
گفتم عیب ندارد
خدا به شما و خانوادهتان سلامتی بدهد
اما بچههای زیر بمب و موشک غزه و لبنان که هر لحظه جانشان تهدید میشود با بچههای ما در ایران قابل مقایسه نیستند .
پرده چهارم :
چند روزی از آقای کشاورز خبری نبود
زنگ زدم سراغ نخودها را بگیرم
گفتم چه خبر ؟!
با بغض گفت خبرهای خوبی نیست
پسرانم را با وانت فرستادم برای آوردن نخودها که توی راه تصادف کردندو با اینکه تقریبا از ماشین چیزی نمانده اما جان سالم به در بردند
با وحشت پرسیدم خودشان حالشان خوب است
گفت بله الحمدالله خون از دماغشان نیامده
تا خبر رسید و خانمم شنید
یاد صحبتم با شما افتاد
گفت مرد چوب خدا صدا ندارد
یادت هست به آن خانم چه گفتی
بچههایمان را به دور از جنگ و در امنیت با بچه های غزه مقایسه کردی ؟!
الحمدالله که بچههای ما سالمند ولی اگر …
نگذاشتم ادامه بدهد
گفتم خدا را شکر که اتفاق بدی نیفتاد
این چوب خدا نیست
اینطور نبینید
شما برای قیمت تا جایی که شد با ما راه آمدید این دعای بچههای مظلوم مقاومت است که بحمدالله سالمند
مرد تقریبا داشت گریه میکرد
گفت میخواهم به جبران و شکرانه سلامتی پسرانم چند کیلو هم خودم هدیه کنم
پرده پنجم :
نخودها به دستمان رسید
وزن کردیم دیدیم هر گونی پنجاه کیلویی
یک و نیم کیلو اضافه دارد که در حساب و کتاب آقای کشاورز محاسبه نشده ….
#آشپزخانه_مقاومت
#جهاد_تبیین
#مواسات_کشاورزان
@ashpazkhane_moqavemat
**************************
#ایران_همدل #روایت_مقاومت
#به_نفع_جبهه_مقاومت
#غزه #لبنان #حزب_الله
#راویا
🏷https://eitaa.com/raviya_pishran
حضرت علی علیه السلام میفرمایند: « بارها من به شما گفتهام که از خانۀ خود بیرون بروید و در آن نقطهای که دشمن میخواهد به سوی شما حمله کند، در همانجا به دشمن ضربه بزنید! نگذارید دشمن به لبِ مرز خانههای شما برسد که آنگاه ذلیل خواهید شد و ضربه خواهید خورد»
پ ن۱: به لطف خدا و حمایت مدیر و حراست محترم و همت همسایگان عزیز مجتمع، چهارشنبه هفته پیش با پخت و بخش آش در حیاط مجتمع مبلغ دو میلیون و ششصد هزار تومان جهت کمک به عزیزان غزه ای و لبنانی تهیه و به حساب ایران همدل پرداخت گردید.
پ ن ۲: با توجه به استقبال صورت گرفته این حرکت به امید خدا با حفظ قوانین مجمتع ادامه پیدا خواهد کرد .
پ ن ۳ و مهم: این کمک با کمک به عزیزان نیازمند هموطنمان در تضاد نبوده بلکه در راستای همان کمک می باشد، چرا که با توجه به حدیث ابتدای بحث ما باید با دشمنان بیرون از مرز کشور مبارزه کنیم تا اجازه ورود به حریم کشورمان را پیدا نکند.
✍؛ ع.محسنی
**********************
#ایران_همدل #روایت_مقاومت
#به_نفع_جبهه_مقاومت
#غزه #لبنان #حزب_الله
#راویا
🏷https://eitaa.com/raviya_pishran
هدایت شده از راویا
هدایت شده از راویا
یا هادی
این روز ها طعم دیگری از این آیه را زیر زبانم مزه می کنم، ملموس تر و شیرین تر و قشنگ تر؛
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ۶۹ عنکبوت
اگر ببینند کسانی در راهشان قصد جهاد دارد، به راه های خودشان هدایت می کنند و الله همراه کسانی هست که کار را به بهترین وجه انجام می دهند.
پنج شنبه ۲۴ آبان، هم زمان با شهادت خانم حضرت زهرا سلام الله علیها دومین مرحله از آشپزخانه مقاومت را در صحن حیاط مجتمع برگزار کردیم.
همین دو هفته پیش بود که با همراهی همسایگان و دوستان عزیز و مدیر و حراست محترم مجتمع با موفقیت، اولین آش را پختیم و پخش کردیم.
اما این بار کمک ها متفاوت تر شد
درست است که باز اجاق خانه ما سعادت روشن شدن برای این امر مهم را داشت، اما
یکی از همسایگان کل زحمت خرید و هزینه آن و دیگر هماهنگی ها را عهده دار شد.
یکی از نوجوانان پوستر طراحی کرد و نوجوان دیگری پخش و قسمت مالی را عهدهدار شد.
دیگری دیگ بزرگتر تهیه کرد و آورد، عزیز دیگری زحمت پخت را عهده دار شد.
و از آن جالبتر که مداح انقلابی محل سپرده بود هر آنچه از آش که فروش نرفت را برای خادمان هیئت بفرستیم. با اینکه پنج شنبه بود و مجتمع خلوت تر، دیگ بزرگ آش همینجا فروش رفت و قابلمه کوچک را برای هیئت فرستادیم.
الحمدلله با فروش همان اندازه آش یک میلیون بیشتر از مرحله اول سود حاصل شد.
راستش هربار، از همان اول صبح که حبوبات آش را بار میگذارم، انگار فقط یک حاجت دارم، با تمام وجود از خدا میخواهم؛ با هر جوشی که این آش می خورد به سر سلامتی و عمر امام و رهبرم تا ظهور امام زمان اضافه شود. (قطعاً استجابت این دعا باعث امنیت و عزت و سربلندی هر هم وطن است) و بعد می خواهم جمیع امت از خطرات در امان باشند.
شاید مستجاب بود که دقیقاً بعد از پخش آش مرحله اول یکی از همسایگان مجتمع که اتفاقا خانواده اش در پخش و تبلیغات فروش همکاری داشتند، دچار سکته قلبی شد و به لطف خدا و حضرات معصوم و به قول پزشکان با معجزه عجیبی و با شوک در آمبولانس همین مجتمع مجدد به زندگی برگشت
به حتم این ها از برکات نیات قشنگ همسایگان است.
ان شاء الله که با همین قدم های خیر هرچه زودتر ریشه ظلم برچیده شده و برای تمامی آحاد مسلمین آرامش ابدی حاصل شود .
#آشپزخانه_مقاومت
#طعم_همدلی
#نهضت_روایات_طلایی
**************************
#ایران_همدل #روایت_مقاومت
#به_نفع_جبهه_مقاومت
#غزه #لبنان #حزب_الله
#راویا
🏷https://eitaa.com/raviya_pishran