eitaa logo
جامانده
130 دنبال‌کننده
392 عکس
15 ویدیو
0 فایل
بیا عزیزکم، بیا تا برایت بگویم از طوفان‌های ذهن نویسنده‌ای فراموش شده... از هرآنچه دل بگوید... بمان برایمان که بودنت انگیزه‌ای‌ست برای ادامه‌ی این راه!🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
کنار این همه مهمان چقدر تنهایم میان این همه ناخوانده، کفش‌های تو نیست!
نوستالژی-خونه‌ی بابابزرگ
باران دستِ ابر را رها کرد، برگ آغوشِ درخت را، تو مرا. و اینگونه پاییز شد!
او را که نه، عطر گل‌هایی که برایش گرفته‌بودم را در آغوش می‌کشیدم!
همه‌چیز تار بود ، اما تو را به وضوح می‌دیدم . .
وقتی که من خیابان‌ها را بی هدف می‌پیمودم تو در افکار من شانه‌ی شانه‌ی من می‌آمدی!
هنوز هم می‌توانم گرما و سنگینی دستش را بر شانه‌ام احساس کنم، همیشه می‌توانم!