"تو آنقدر خوبی که میخواهم خدایی که تو را
آفرید ببوسم ، راستی گفتی خدایت کجاست ؟
نزدیک به رگ گردنت ؟ :)
بَــرقِنگــاه.
امد به در خانه نگار مستم..
از لطف به شیوه ای که برد از دستم
میگفت عجب که زنده باشد عاشق؟
فریاد زدم خجل که هستم،هستم
هر ثانیه بیشتر دوست دارم؛
حتی الان که اینو میخونی بیشتر از وقتی که خواستم برات بنویسم دوست دارم...