eitaa logo
بَــرق‌ِنگــاه.
163 دنبال‌کننده
46 عکس
49 ویدیو
0 فایل
بسم رب‌نگاهش.‌‌.. . . شما که اورا ندیده اید ! باورکنید من هم سیرندیدمش ؛ برقِ چشم‌هایش‌نگذاشتند... اینجا؟ ترکیبی از شور و شیدایی، غم و شادیِ عشق.. نیستی‌بِبوسَمَت‌؛عِجالتا‌ًمینِویسَمَت.. به‌تاریخ ¹⁰'²'¹⁴⁰⁵
مشاهده در ایتا
دانلود
آمدی جانم به قربانت بمان دیگر نرو! جان به لب آورده هِجرانَت بمان دیگر نرو...
با خبر هستی نگاهم بی قرار چشم توست؟
هدایت شده از کافه نادری.
نوشته بود؛ آدمیزاد تاب نمی‌آورد .. بالاخره باید یک جایی را داشته باشد تا به آن پناه ببرد! شهری، دیاری، خانه‌ای، سایه‌ای، تنی، وطنی، بغلی بغلی بغلی
مرده ی صد ساله بودم از فراق و هجر تو آمدی جانا...چه خوش جانی دگر دادی مرا
لحظه‌ی تشییع من از دور بویت می‌رسید تا دو ساعت بعد مرگم همچنان جان داشتم
جز آمدنت؛ هیچ نخواهد دل ما…
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت؛ آنچه در خواب نشد، چشم من و فکر تو بود
"وقتی به تو فکر می‌کنم، حس می‌کنم بخشی از وجودم، همیشه در کنارِ تو بوده و خواهد بود. حتی اگر هزاران سال و هزاران فاصله، ما را از هم جدا کند. این، فراتر از عشق است؛ این، پیوندِ ابدیِ دو روح است..
رابطه‌یِ ما، شبیه به افسانه‌ها بود؛ سرشار از فراز و نشیب، مبارزاتِ درونی و بیرونی، اما همه‌چیز، در نهایت، به این سمت سوق داده می‌شد که ما،برایِ هم، خلق شده‌ایم. این، عشق بود.. این، تقدیر بود..