eitaa logo
بَــرق‌ِنگــاه.
163 دنبال‌کننده
46 عکس
49 ویدیو
0 فایل
بسم رب‌نگاهش.‌‌.. . . شما که اورا ندیده اید ! باورکنید من هم سیرندیدمش ؛ برقِ چشم‌هایش‌نگذاشتند... اینجا؟ ترکیبی از شور و شیدایی، غم و شادیِ عشق.. نیستی‌بِبوسَمَت‌؛عِجالتا‌ًمینِویسَمَت.. به‌تاریخ ¹⁰'²'¹⁴⁰⁵
مشاهده در ایتا
دانلود
و من تورا بسیار آرزو کردم..
چه جمعِ دلنشینِ عاشقی داریم من و یک استکان چای و خیالِ تو!
و چه آرام خیالت به دلم هست هنوز..
.پرسیدند: آیا او را تا حد مرگ دوست داری!؟ گفتم: بالای قبرم از او صحبت کنید و ببینید چطور مرا زنده می‌کند.
دلتنگ تو ام مثل یتیمی که ببیند در کوچه‌ باران زده بابای کسی را((:
دکترم حال مرا دید و چنین نسخه نوشت؛ اندکی شانه، کمی بوسه، شبی هم آغوش...
بَــرق‌ِنگــاه.
_
نفس بلند و عمیقی می‌کشم و به‌سمتش می‌روم. دقیقاً شش قدم آن‌طرف‌تر می‌ایستم. چشمانش با همان گرمای همیشگی مرا نگاه می‌کنند. اکسیژنِ سیاری ندارم، سخت نفس نمی‌کشم، کانولای بینی ندارم. من کاملا یک استلای دیگر شده‌ام. به‌جز در یک مورد. به او لبخند می‌زنم. یک قدم دیگر می‌دزدم. الان فقط پنج قدم فاصله داریم ..
کاش می‌شـد فکرم را برایـت بفرستم، که یک روزِ تمـام پر از "تـو" بوده است ..
هدایت شده از  -اَنتَ‌قلبی از زاویۀ دیگر .
بیزارم ...! بیزارم از روزهای تکراری بیزارم از لیستِ آهنگ‌های تکراری بیزارم از خودم ؛ مردم و همه و همه بیزارم از جنگیدن‌ها و نرسیدن‌ها بیزارم از تلاش‌های بی‌وقفه ولی بیهوده بیزارم از بلاتکلیفی و دست روی دست گذاشتن بیزارم از دستِ این مردمِ زنده کُش مرده پرست بیزارم از این خونه ؛ از این شهر ؛ از این جهان بیزارم از رقیب که تا آمدم تو را از دور چند لحظه تماشا کنم، نشد بیزارم از حالی که بی تو، مرگی مکررست . نه بیمارم نه خوشحالم نه از حالم خبر دارم ... گهی از جان گهی از دل گهی از هر دو بیزارم. گهی شاد و غزل خوانم؛ گهی از درد بی‌تابم... چه غوغایی‌ست در این عالم که من حیران حیرانم...!