موقعی که احمدشاه در لندن حاضر نشد در دعوت رسمی دولت انگلیس از قرارداد [۱۹۱۹] اسمی ببرد و آن را بشناسد با این که ناصرالملک به او گفته بود اگر مقاومت کند از سلطنت خلع می شود؛ شاه وطن پرست[احمدشاه] بر مقاومت خود افزود و از قرارداد اسمی نبرد. برای شاه چه بالاتر از این که امروز نامش به نیکی برده شود، حوادثی که موجب بلندی نام میشود کم است و شاید در عمر کسی به این حوادث تصادف نکند. خوشبخت کسانی که از این حوادث استفاده کنند و بدبخت کسانی که خود را مطیع پیشآمد نموده و با هر ناملایمی بسازند. در سلسله سلاطین قاجار هفت نفر سلطنت کرده که از آنها فقط دو نفر پادشاه نامی شدهاند؛ اول مظفرالدین شاه است که در سلطنت او آزادی نصیب ملت شد و بعد احمدشاه است که تن به اسارت نداد و از سلطنت گذشت، ای کاش که این پادشاه جوانبخت به کودتا تسلیم نمیشد و زودتر مقام سلطنت را ترک میکرد.
نطق محمد مصدق
در مجلس چهاردهم
#محمد_مصدق
#پهلوی
@Barlabeietarikh
چه خوب بود که رضاشاه حیات داشت و قانون از کجا آوردهای را جلوی ایشان میگذاشتند تا معلوم شود آن ثروت هنگفت را از چه ممری تحصیل نمود. جنبهی حقوقی از این نظر که ملکی را به زور و به ثمن بخس مالک میشد و بعد به جان و مال دیگر مالکین مجاور ابقا نمیفرمود و بدین طریق در ظرف بیست سال پنج هزار رقبه تملک نمود و کسی ندید او که خود بانی ثبت اسناد بود راجعبه یکی از این املاک اعلام ثبت بدهد و حق اعتراض را از مردم سلب نکند.
#محمد_مصدق
#پهلوی
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
چه خوب بود که رضاشاه حیات داشت و قانون از کجا آوردهای را جلوی ایشان میگذاشتند تا معلوم شود آن ثروت
✍️ رضاخان و املاک غصبی
رضاخان اگرچه شاه بلامنازع ایران بود و عملاً از مشروطه چیزی جز نام باقی نگذاشته بود، اما روح و اندیشهاش همچنان فقیر و گرفتار عقدههای دوران قزاقیاش ماند. او که بر تمام ارکان قدرت سیطره داشت، باز هم احساس میکرد باید همانند دوران قزاقیاش، زمین و ملک به نام خود بزند.
در دههی پایانی سلطنتش، روند تصاحب املاک شدت گرفت. روستاییان و مالکان محلی، در برابر فشار دربار و ارتش چارهای جز واگذاری زمینهایشان نداشتند. گاه سندها را با تهدید و زور امضا میگرفتند و گاه اصلاً بدون رضایت مردم، زمینها به نام شاه ثبت میشد. در پایان کار، بیش از ۴۴ هزار سند ملکی در سراسر ایران به نام رضاشاه درآمده بود؛ از بهترین زمینهای شمال تا دشتهای حاصلخیز غرب و حتی موقوفات.
فقر فکری رضاخان باعث شد در اوج قدرت، هنوز خود را محتاج انباشت زمین بداند؛ گویی تاج و تخت برایش کافی نبود، مگر آنکه روستاهای کشور هم در دفتر املاک شخصیاش ثبت شوند.
#رضاخان
#پهلوی
@Barlabeietarikh
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍صدای وحشت!
یکی از هولناکترین صداهایی که در تاریخ معاصر ایران ضبط شده، صدای کودتاچی ۲۸ مرداد است.
خودتان را جای یک شهروند عادی در تابستان ۱۳۳۲ بگذارید؛ شما فقط میدانید که دکتر مصدق، نخستوزیر محبوب، همچنان قدرت را در دست دارد. روزهاست که زمزمهی آشوب و تنش در شهر میپیچد، و در ۲۸ مرداد برای فهمیدن اوضاع، رادیو را روشن میکنید. ناگهان برنامهها قطع میشود و یک صدای زمخت و نخراشیده در گوشتان میپیچد: صدای یک کودتاچی که سقوط دولت را اعلام میکنند.
برای شما که از پشت پردهی کودتا بیخبر هستید، این صدا چیزی جز ترس و وحشت نیست؛ لحظهای است که همهچیز فرو میریزد. این همان تجربهی تلخ مردم عادی در روزی بود که سرنوشت ایران دگرگون شد.
#مصدق
@Barlabeietarikh
امینالملک! از خواندن این کاغذ و احوالات و بیشعوری حاکم دماوند خیلی تعجب کردیم. عجب مردکهی خر بیعقل بیفهمی است. نایبالسلطنه! کاغذی به حاکم در کمال سختی و تلخی و بدی بنویسد که مردکه، دولت منابع گزاف خرج آبلهکوبی (نوعی واکسیناسیون) میکند، پول میدهد، مأمور میفرستد از برای این که آبله مردم را بکوبند که به واسطهی مرض آبله اطفال تلف نشوند یا کور و افلیج و صاحب عیبهای دیگر نشوند؛ اگر اهل یک بلد یا یک قریه این نکته و این محسنات را نفهمد بر عهدهی حاکم است که مردم را مجبور کند اطفال خود را حتماً آبله بکوبند نه این که خود حاکم در مجلس اینگونه نامربوطها بگوید، اینها نیست مگر از احمقی و نادانی حاکم دماوند. همین عبارات را بلکه تلختر بنویسند و مضمون کاغذ این مأمور را هم در کاغذ حاکم دماوند بنویسند که اگر کاری بکنند آبله شایع بشود و رواج بگیرد از حکومت عزل خواهد شد و حاکم دیگر خواهد رفت. باید چنان آبلهکوبی را رواج بدهد که تمام مردم خودشان طالب این کار بشوند. خلاصه به این نوع مضمونها کاغذ سختی بنویسند، بفرستند و جواب آن را به عرض برسانند.
از اوامر ناصری در باب واکسیناسیون
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
عدهای از طرف آیتالله کاشانی زنگ خانه ما را زدند، پیام دادند که کاشانی میخواهد شما را ببیند، پدرم لباس پوشید و با آنها رفت. کاشانی به او میگوید اگر شاه نباشد ناموس در کشور نمیماند. پدرم را با یک عده پیش زاهدی فرستاد، آنجا با زاهدی صحبت داشت، بعد برگشت و داش مشتیهای تهران را برای حمایت از زاهدی در روز ۲۸ مرداد ساماندهی کرد.
از خاطرات پسر طیب حاجرضایی
#متفرقه
#پهلوی
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
عدهای از طرف آیتالله کاشانی زنگ خانه ما را زدند، پیام دادند که کاشانی میخواهد شما را ببیند، پدرم
پینوشت: مرحوم طیب حاج رضایی که از عوامل اصلی کودتای ۲۸ مرداد بود، بعدها به جرم حمایت از امام خمینی (ره) در حوادث ۱۵ خرداد، به دست رژیم شاه اعدام شد.
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان رواج چای به جای قهوه در ایران
@Barlabeietarikh
در مورد شهرام جزایری؛ من یک روحانی هستم و اجازههایی از امام دارم که هیچکس این اجازهها را ندارد. آقای جزایری را آوردم، دو مرتبه هم به من پول داد که ۳۰۰ میلیون تومان بوده است. [در قبال این پول] بخدا جزایری هیچی از من نخواست.
خرداد ۱۳۸۸
مهدی کروبی
#کروبی
#متفرقه
@Barlabeietarikh
سر ناهار رفتم. شاهنشاه با من سرسنگین بودند. باز هم باعث تعجب شد ولی چون پهلوی دستشان نشسته بودم سر صحبت را باز کردم. بالاخره مطلب دستم آمد که از [🔞] راضی نیستند! واقعاً من بدبخت چه گرفتاریها دارم. گنه کرد در بلخ آهنگری… ولی چه کنم؟ شاه را دوست دارم و علاوه بر دوست داشتن او را قدرتی مفید و مؤثر به حال کشور میدانم که بدون وجود او این پیشرفتها با این دموکراسیهای شرقی پیشرفت نداشت و ندارد. یعنی یک قدرت [نیکخواه] benevolent است و حقیقتاً در ایران و بزرگی ایران مسحور است و وجود او هم ضروری است.
۱۶ آبان ۱۳۵۱
#اسدالله_علم
#محمدرضا_پهلوی
#پهلوی
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️سخنرانی «خون و آهنِ» صدر اعظم آهنین اتو فون بیسمارک (Otto von Bismarck)، صدر اعظم پروس (آلمان)، ا
کسی به خاطر قدرشناسی و اعتماد، به نفع کشوری دیگر وارد نبرد نمیشود، فقط ترس از قدرت است که سبب میشود تا دیگران به راه ما بیایند؛ به شرطی که بتوانیم از این ترس محتاطانه و ماهرانه استفاده کنیم… سیاست، علمی نسبی است.
مکاتباتِ لیوپولد فون گرلاخ با بیسمارک
#بیسمارک
#آلمان
@Barlabeietarikh
تا دلتان بخواهد از این موسسات و بنیادها داریم که هیچ بروندادی ندارند و ما داریم پول به آنها میدهیم. چرا باید به اینها پول بدهم؟
مرداد ۱۴۰۴
#مسعود_پزشکیان
#متفرقه
@Barlabeietarikh