موج جدید حملات موشکی ایران به اراضی فلسطین اشغالی
موشکها رسیدن و اصابت کردن
هدف حیفا و الخضیرة
تاسیسات انرژی دشمن
انفجار های سنگین در خلیج حیفا
(منطقه پالایشگاه)
🔥پایگاه اشغالگران آمریکا ویکتوریا در نزدیکی فرودگاه بغداد زیر آتش است
✍🏻 امشب حیفا رسما پوکید
♨️انفجارهای مهیب از جنوب حیفا تا شمال تل آویو
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
🔴حملات موشکی و پهپادی به کویت مجدد آغاز شد
هدف قرار دادن مخازن سوخت در فرودگاه بینالمللی کویت در حملهای با پهپادها
🔻منابع خبری از گسترش دامنه آتشسوزی در بندر «السلمان» در کشور بحرین خبر میدهند.
انبارهای سلاح های آمریکایی در بحرین هدف قرار گرفتند
🔺انفجار در پایگاه های آمریکا در ریاض، پایتخت عربستان سعودی
اگه جنگ به زیر ساخت ها و پالایشگاه ها برسه قطعا اسرائیل بازنده میدانه
اسرائیل یکی از روستاهای ایران حساب میشه و کلا ۴ تا پالایشگاه داره
ما بیش از ۴۰ پالایشگاه در سراسر ایران داریم
دیگه تا ته مطلب رو خودت بگیر دیگه...
🔴الجزیره: رژیم صهیونیستی هتلی در الروشه بیروت را هدف گرفته است
ادعای آنها ترور یک مقام ایرانی است
شوخی کاربران خارجی با حملات جدی ایران به پایگاههای آمریکا بعد از صحبتهای پزشکیان
نوشته: «ایران نیم ساعت بعد از عذرخواهی از کشورهای همسایه»
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴پخش برخورد موشک ایرانی به قلب تل آویو و احتمال اخراج خبرنگار شبکه NBC
یک موشک بالستیک ایران حین پخش زنده شبکه خبری NBC به تل آویو برخورد کرد.
با توجه به سانسور شدید ویدئوها و تصاویر در اسرائیل و «ممنوعیت پخش زنده هنگام آژیر خطر و ورود موشکها» احتمال اخراج خبرنگار و تصویربردار این شبکه تلویزیونی وجود دارد
عصر ایران - زهرا حداد عادل، دختر غلامعلی حداد عادل و همسر مجتبی خامنه ای، در حملات اسرائیل به شهادت رسید. به همین مناسبت، مروری داریم بر خاطره حداد عادل از روند آشنایی پسر آیت الله خامنه ای با دخترش و نهایت ازدواج و آغاز زندگی مشترک.
این خاطره سال 1394 به نقل از خبرگزاری زنان ایران در عصر ایران منتشر شده بود و اینک به نقل از غلامعلی حداد عادل، بازنشر می شود:
«سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد. ایشان دوباره پرسیده بودند اگر امکان دارد ما بیاییم دخترخانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.
بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند؛ من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود: «ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم.» آن زمان خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود .
بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آنها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اینکه اگر آنها نپسندیدند، لطمه یی به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند: «خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است .»
یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم. خانم بنده پرسیده بودند چطور تصمیم تان عوض شده؟ آقا گفته بودند: «خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند.» و خانم آقا هم گفته بودند: «چون دخترتان دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم .»
آن زمان دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند .
بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند: «آقای دکتر، داریم خویش و قوم می شویم.»
گفتم: «چطور؟» گفتند؛ «خانواده آمدند و پسندیدند و در گفت وگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟»
گفتم: «آقا، اختیار ما دست شماست .»
آقا فرمودند: «نه، شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانم تان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من این طور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه یی اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کنند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتاً خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اینها را به او بگو بداند .»
من هم به دخترم گفتم و ایشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئیس جمهوری شان، در جنوب تهران خانه یی داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن درمی آورند؛ ایشان حقوق رهبری نمی گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند .
هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهریه و ... آقا فرمودند: «در مورد مهریه، اختیار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه عقد می خوانم، سنت من این بوده که بیشتر از 14 سکه عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهید، می توانید بیشتر از 14 سکه مهریه معین کنید، ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بیش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم .»
من گفتم: «آقا، این طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند: «می توانید در تالار بگیرید، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم؛« آقا هر طور شما صلاح بدانید.»
فرمودند: «می خواهید این دو تا اتاق اندرونی و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنیم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنیم.» ما حساب کردیم و دیدیم بیشتر از 150 ، 200 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اول مان را هم نمی توانستیم دعوت کنیم، اما قبول کردیم.
کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin
🎦هتل در حال سوختن کویتی ساختمان تامین اجتماعی و مرکز فرماندهی جدید آمریکاییها است که در آن پناه گرفتند
🔹«پس از دست دادن تأسیسات کلیدی در پایگاه علیالسالم، نیروهای آمریکایی عملیاتهای فرماندهی و کنترل خود را به ساختمان تأمین اجتماعی (Public Social Insurance) در کویت منتقل کردند و با یک سازه غیرنظامی و «نرم» مانند یک مرکز عصبی موقت برخورد کردند.
🔹دستهای از پهپادهای انتحاری ایران آن را در هم کوبیدند. شما میتوانید فروریختن ساختمان را در تصاویر ویدیویی مشاهده کنید.
کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin