15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ تحلیلگر ارشد امنیت ملی و ستوننویس «واشنگتن پست»:
📍طراحی عملیاتی آمریکا و اسرائیل تا حدی نسنجیده و خام بود که شگفتزدهام کرد/طراحان نظامی دچار «بیماری سرمستی از پیروزی» شدند؛ توهمی که شخص با آن تصور میکند هر اقدامی علیه ایران به موفقیت منجر میشود...
🔻ژنرالهای ارشد به رئیسجمهور هشدار داده بودند که قدرت نظامی نتیجه دلخواه را نخواهد داشت، اما او نادیده گرفت/پنتاگون چنان در برابر مقامات غیرنظامی تضعیف شده که حتی یک ژنرال مجرب مانند جیمز متیس هم نمیتواند مانع تصمیمات غلط شود...
https://eitaa.com/bartarinha
War report42 mohammadi 83405 part2.mp3
زمان:
حجم:
11.5M
گزارش بهروزرسانی وضعیت جنگ - شماره 42 - بخش دوم (وضعیت سیاسی - راهبردی)
مهدی محمدی - 8 خرداد 1405
@mohammadi61
https://eitaa.com/bartarinha
«خصوصاً قالیباف»!
پیام رهبر انقلاب کوتاه اما صریح بود: «از تلاشهای نمایندگان خصوصاً رئیس محترم مجلس آقای دکتر قالیباف در راه اعتلای کشور قدردانی میکنم.»
این «خصوصاً»، در روزگاری که تیرهای تهمت و برچسبهای «خائن» و «نفوذی» از هر سو به سمت دکتر قالیباف روانه بود، یک تشکر ساده نیست؛ یک «شاخصسنجی» است.
۱. ترازو را درست تنظیم کنیم
سیاستورزی انقلابی، میدان «مسابقه برای خدمت» است، نه «جنگ برای حذف». وقتی باغبانِ کارکشته، ثمرهی یک شاخه را میبیند و از آن تعریف میکند، اگر ما فریاد بزنیم «این شاخه خشک است»، پیش از آنکه باغبان را متهم به ندیدن کرده باشیم، چشمِ خودمان را متهم به «غبارگرفتگی» کردهایم.
آیا این تقدیر یعنی قالیباف معصوم است؟ خیر. اما یعنی مسیر او، مسیر «اعتلا» است، نه «خیانت».
۲. نقد دلسوزانه یا انتقام سیاسی؟
مشکل برخی دوستان «سوپرانقلابی» اینجاست که مرز نقد و ترور شخصیت را گم کردهاند.
نقد یعنی: با سند بگوییم فلان مصوبه یا فلان روش در مذاکرات غلط است.
تخریب یعنی: چون با رقیب سیاسیمان اختلاف داریم، به او برچسب «کشورفروش» بزنیم.
تقدیر رهبری نشان داد که پروژهی «نفوذیسازی» از چهرههای موثر جبهه انقلاب، بیش از آنکه دغدغهی دینی داشته باشد، بوی تسویهحسابهای سیاسی میدهد.
۳. فرار به جلو با تفکیکهای بیمعنا
اینکه بگوییم «آقا بابت ریاست مجلس تشکر کرده نه مذاکرات»، یک مغالطهی آشکار است. چطور ممکن است کسی در حساسترین پروندههای ملی (مذاکرات) در حال خیانت باشد، اما رهبر حکیم انقلاب بابت مدیریت کلانش از او «خصوصاً» تقدیر کند؟ این تناقض در ذهنِ تخریبگران است، نه در واقعیتِ میدان.
۴. یک پیشنهاد منصفانه
عزیزان! معیار «حب و بغض» ما باید ولیّ جامعه باشد، نه کانالهای خبری ایتایی.
سرمایهسوزی نکنیم: زدنِ فرماندهان و مسئولان نظام به بهانهی انقلابیگری، تنها دشمن را امیدوار میکند.
حرف آخر:
انقلابیگری یعنی ماندن در جادهی انصاف. تقدیر رهبری، آبی بر آتشِ تهمتها بود. بیایید به جای «شلیک کلمات»، کمی به «نگاهِ باغبان» دقت کنیم. که سیاست مزرعه است و بیانصافی آفت؛ و ما با تهمت زدن، آفتزدهترین محصول را برای آخرت خودمان انبار میکنیم.
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑جوری از دیدن این کلیپ لذت میبرید که در پوست خودتون نخواهید گنجید ...
حجت الاسلام اسماعیل رمضانی
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
https://eitaa.com/bartarinha
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیشاپیش تا میتوانید تبلیغ ایننماز را برای روز عید_غدیر انجام دهید تا باقیات الصالحات برای شما باشد
غدیر
#حجت_الاسلام_رمضانی
https://eitaa.com/bartarinha
روزی سلطان محمّدخدابنده بر همسر خود خشم گرفت و در یک جلسه او را سه طلاقه کرد؛ ولی به دلیل علاقۀ بسیاری که به وی داشت, خیلی زود از کردارِ خویش پشیمان شد و به همین خاطر عالمان سنی را دعوت نمود و از آنان مشورت خواست.
آنها گفتند: هیچ راهی وجود ندارد، مگر این که نخست فرد محلّل (فردی غیر از سلطان) با او ازدواج کند, سپس مجدداً سلطان میتواند با او ازدواج کند.
سلطان گفت: برای من پذیرشِ این امر، بسیار سخت است. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ شما علما در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلافِ نظر دارید , فقط در همین یک مسئله همه باهم اتفاق نظر دارید؟! گفتند : بله.
در این هنگام یکی از مشاوران اجازۀ سخن خواست و اظهار داشت:
جناب سلطان! در شهر علامه ای زندگی میکند که چنین طلاقی را باطل میداند، خوب است او را نیز احضار نموده و نظر او را جویا شوید.(منظورِ وی، علامه حلی بود.)
عالمان سنی بر آشفتند و گفتند: آن عالم، رافضی مذهب بوده و رافضیان, افرادی کم عقل و بی خِرَد میباشند و اصلا در شأنِ سلطان نیست که چنین فردی را به حضور بپذیرد.
سلطان گفت: به هر حال دیدن او خالی از فایده نیست و دستور داد علامه حلی را در محضر او احضار نمایند.
وقتی علامه وارد مجلس سلطان محمّد خدابنده شد, علمای مذاهب چهارگانه ی اهل سنت نیز در آن جلسه حاضر بودند.
علامه بدون هیچ ترس و واهمه ای نعلینِ (کفش)
خود را به دست گرفت و خطاب به همۀ حاضران سلام کرد و آنگاه یک راست به سمت سلطان رفت و در کنار او نشست.
عالمان سنی رو به سلطان کرده و گفتند :
دیدید؟ ما نگفتیم شیعیان, افرادی سبک سر و بی عقل میباشند؟!
سلطان گفت: او عالِم است.
دربارۀ رفتار او از خودش سؤال کنید.
آنها به علامه گفتند: چرا به سلطان سجده نکردی و آداب تشریفاتِ حضور را به جا نیاوردی؟
علامه گفت: رسولِ خدا از هر سلطانی برتر و بالاتر بود و کسی بر او سجده نکرد، بلکه فقط به آن حضرت سلام میکردند و خدای تعالی نیز فرموده است :
(چون داخل خانه ای شدید به یکدیگر سلام کنید، سلام و درودی که نزد خداوند مبارک و پاک است.)
از سوی دیگر به اتفاق ما و شما، سجده برای غیر خدا حرام است.
پرسیدند: چرا جسارت کردی و کنار سلطان نشستی؟ علامه پاسخ داد: چون جای دیگری برای
نشستن نبود و از طرفی سلطان و غیرسلطان با یکدیگر مساوی اند و این جسارت به محضر سلطان نیست.
پرسیدند: چرا کفش های خود را به داخل مجلس آوردی؟ آیا هیچ آدم عاقلی در محضرِ سلطان و چنین مجلسی این گونه رفتار میکند؟
علامه گفت: ترسیدم حَنَفی ها کفش هایم را بدزدند همانگونه که ابوحنیفه، نعلینِ رسول اکرم را دزدید.
علمای حنفیِ حاضر در آن مجلس برآشفتند و فریاد زدند : چرا دروغ میگویی؟ این تهمت است. ابوحنیفه کجا و زمان پیامبر کجا؟ ابوحنیفه صد سال پس از پیامبر تازه به دنیا آمد.
علامه گفت: ببخشید اشتباه از من بود.
احتمالا شافعی , نعلینِ پیامبر را سرقت کرده است. این بار صدای شافعی ها درآمد که شافعی در روز مرگِ ابوحنیفه و دویست سال پس از شهادت پیامبر دیده به جهان گشوده است.
علامه گفت: چه میدانم! شاید کار مالِک بوده است. علمای مالکی هم مثل حنفی ها و شافعی ها و به همان شیوه اعتراض کردند.
علامه گفت:
پس فقط احمد بن حنبل میماند.قطعا سارق احمد بن حَنبل است. حنبلی ها هم برآشفتند و به اعتراض و انکار پرداختند.
در این لحظه علامه رو به سلطان کرد و گفت : جناب سلطان! ملاحظه کردید که اینان اقرار کردند هیچ یک از رؤسای این مذاهبِ چهارگانۀ اهل سنت در زمان حیات رسول خدا حاضر نبوده اند و حتی صحابۀ آن حضرت را هم ندیده اند...
سلطان گفت: آیا این حرف صحیح است؟ عالمان سنی گفتند: بله هیچ یک از این چهار نفری (که رئیس مذاهب اهل سنت میباشند), رسول خدا و صحابۀ آن حضرت را درک نکرده اند
آنگاه علامه گفت : ولی ما شیعیان , پیرو آن آقایی هستیم که به منزلۀ نَفس و جانِ رسول خدا بود و از کودکی در دامان پیامبر پرورش یافت و بارها و بارها از سوی آن حضرت به عنوان وصی و جانشین رسول خدا معرفی شد.
سلطان که متوجه حقانیت مذهب شیعه شده بود
پرسید: نظر شیعه دربارۀ این طلاق چیست؟
علامه پرسدید: آیا جنابعالی طلاق را در سه مجلس و در محضر دو نفرِ عادل , جاری نموده اید
سلطان گفت: نه! علامه گفت:
در این صورت طلاق باطل میباشد چون فاقد شرایط صحت است. آنگاه سلطان محمّد خدابنده به دست علامه شیعه شد و به حاکمان شهرهای تحت فرمانش نامه نوشت که از این پس با نام ائمۀ دوازدهگانه ی شیعه خطبه بخوانند و به نام ائمە ی اطهار , سکه ضرب کنند و نام آنان را بر در و دیوار مساجد و مشاهد مشرفه حک نمایند.
ارسال به دیگر گروه ها ترویج امر ولایت و امامت است لطفا از ارسال دریغ نکنید.
غدیر نزدیک هست.
❤️ التماس دعا ی فرج ❤️
https://eitaa.com/bartarinha
🔴چرا گوسفندان باید قربونی بشن؟
پاسخی منطقی به شبهات حامیان حیوانات و گیاهخوارن درباره قربانی کردن
یه پیج حمایت از محیط زیست عکس یه آهو گذاشته بود که از تشنگی مرده بود. بعد نوشته بود بهجای قربانی کردن گوسفند در عیدقربان به فکر محیط زیست باشیم، تا این حیوانات از تشنگی نمیرن. یا مثلا بجای قربانی، درختی بکاریم. این حجم از بیربط گویی و ارتباط دادن شقیقه به اون یکی بیسابقه بود. بعد یه سری هم اومده بودن میگفتن احسنت چه پیشنهاد انسان دوستانهای، یه سری کمپین نه به خشونت علیه گوسفندان راه انداخته بودن و میگفتن انسانیت کجا رفته.
🔻انقدر بحثها عجیب بود که گوسفندا هم تعجب کرده بودن، تا جایی که یه گوسفند، اینستاگرام نصب کرده بود و به نمایندگی از گسافند(جمع مکسر گوسفند) اومده بود کامنت گذاشته بود که: آقااا اینطوری که میگید هم نیستا، ما راضیایم مارو بُکُشید بخورید. اصلا ما برای همین خلق شدیم، چون نه بار میکشیم مث خر، نه میتونید سوارمون بشید مثل اسب، نه هاپ هاپ میکنیم مثل سگ، که نگهبانی بدیم براتون😃. ما فقط احوالپرسی میکنیم و میگیم بَع بع درکنارش پشگل هم تولید میکنیم، دلمون خوش بود شما مارو میکُشید و میخورید، احساس مفید بودن میکردیم. شماهم احتمالا بیکار نیستید ماهارو نگهداری کنید زیاد بشیم بعد خودمون بمیریم. اگه نگهداریمونم نکنید، گرگا میخورنمون. حداقل شما بخورید.
1⃣ اصلا اگه گوسفندا رو نکشیم و نخوریم و اینا به مرگ طبیعی از بین برن که محیط زیست رو گند برمیداره. درضمن باید قبرستونم بزنیم براشون، تو این گرونی زمین
به یکیشون گفتم اگر گوسفند و مرغ و این چیزا رو نکشید، دیگه نمیتونید کباب و جوجه و ماهیچه بخوریدا، فکراتونو کردید؟😐 گفت الانم نمیخوریم، چندین ساله گیاه خواری و میوهخواری میکنیم.
گفتم خب دلت میاد گیاه یا میوه زبون بسته رو با خشونت بکَّنی و بخوری؟ گفت اتفاقا برخی از دوستانمون بخاطر اینکه گیاهان رشته عصبی دارن، برای اینکه دردشون نیاد، گیاه هم نمیخورن، فقط حبوبات مثل عدس و لوبیا و نخود میخورن. یعنی این حجم از لطافت واقعا بیسابقه بود. اصلا ازکجا معلوم عدس و لوبیا دردشون نمیاد؟ 😩
🔻ولی تصور کن صبحونه نخود لوبیا بخوری، ناهار و شام هم عدس و لپه و لوبیا بخوری، چی میشه؟ اصلا آدم یهجورایی یک بمب متحرک میشه😷 گاز نخود خیلی قویه، در حد اورانیوم ۲۰ درصد غنی شدهس، راحت میشه از این افراد بعنوان سانتریفیوژ در تولید انرژی هستهای استفاده کرد
2⃣ اگه گوسفندو قربونی نکنیم، نسلشون منقرض میشه. چطوری؟
ببینید وقتی نخوایم گوسفندو قربونی کنیم، دیگه کسی گوسفندارو نگهداری نمیکنه. همینطوری درحالت عادی گوسفندا با چوپان و سگ گله و کلی مراقبت، گرگ حمله میکنه یه گله رو میترکونه. چه برسه نه چوپان باشه نه سگ گله. گوسفندم که نه سرعت داره نه قدرت. تا گرگ و شیر و پلنگ رو ببینه مث بُز تو چشماشون نگاه میکنه فقط میگه بَ بَ، اینطوریم نیست که گرگه هم بگه بَه بَه آقا گوسفنده، چطوری داداش، ارادت. بیا باهم دوست باشیم. انسانیت مهمه
نه اقا دوسوته گرگا همه گوسفندارو تیکه تیکه میکنن و نسلشون به سال نکشیده منقرض میشه. پس قربانی کردن و خوردن گوسفندا کمک میکنه نسلشون بمونه
3⃣ آقااا خشونت چیه؟ مگه هر خون ریختنی خشونته؟ مثلا مادری که حاملهاس و باید شکمش شکافته بشه بچه بیاد بیرون، این خشونته؟ شکمو پاره نکنیم که بچه بمونه اون تو بمیره؟
🔻یه صحبتی هم با دوستان گیاهخوارنما داشته باشم
یارو فقط روزی چند کیلو گوشت به اون سگش میده، بعد اومده میگه: به جای قربانی کردن گوسفند درختی بکاریم. حتما بعدش میخواد تنه درخت بُکُنه تو حلق سگش😃
من نمیدونم کل سال هی میگن روزه نگیرید، حج نرید، هیأت نگیرید بهجاش به فقرا کمک کنید. حالا یه عید قربان که مردم گوشت قربونی میکنن و میرسونن دست فقرا، میگن قربونی نکنید بهجاش درخت بکارید. بالاخره تکلیفمونو نفهمیدیم
🔻اصلا بنظرم خود گياهخوارها هم خيلی بيرحم هستن، خیلی به گوسفندا ظلم میکنن. هی گیاه میخورن، گیاهی که غذای گوسفندای زبون بسته و مظلوم هستش، حالا ماها که گوشت میخوریم، نهايت غذای گرگارو ميخوريم..😂😂😂
4⃣ راستی دوستان حامی حیوانات لطفا لباسها، کیفها، کفشها و مبلهای چرمی خود رو بندازید دور، همچنین لباسهایی که از پشم حیوانات گرفته میشه رو و خیلی چیزای دیگه
✍ حسین دارابی
عید سعید قربان مبارک
https://eitaa.com/bartarinha
🕌ماجرای ساخت مسجد با یک حبه انگور
✍️حاج آقای قرائتی نقل میکنند: روزی به مسجدی رفتیم که امام جماعت مسجد دوست پدرم بود، گفت داستان بنا شدن این مسجد در این شهر قصه عجیبی دارد،
👈روزی شخص ثروتمندی یک مَن انگور میخرد و به خدمتکار خود میگوید انگور را به خانه ببر و به همسرم بده
و به سر کسب و کاری که داشته میرود، بعدازظهر که از کارش به خانه برمیگردد به اهل و عیالش میگوید لطفا انگور را بیاور تا دورِهم با بچه ها انگور بخوریم.
☘️همسرش باخنده میگوید:
من و فرزندانت همه انگور ها را خوردیم
خیلی هم خوشمزه و شیرین بود!
مرد با تعجب میگوید: تمامش را خوردید..؟!
زن لبخند دیگری میزند و میگوید: بله تمامش را
✨مرد ناراحت شده میگوید: یک مَن (سه کیلو) انگور خریدم یک حبهی اون رو هم برای من نگذاشتهاید؟!
ناراحت میشود و بعد از اندکی که به فکر فرو میرود
ناگهان از جا برخاسته از خانه خارج میشود…
همسرش که از رفتارش شرمنده شده و او را صدا میزند،
ولی هیچ جوابی نمی شنود
مرد ناراحت ولی متفکر میرود سراغ کسی که املاک خوبی در آن شهر داشته…
به او میگوید:
➕یک قطعه زمین میخواهم در یک جای این شهر که مردمش به مسجد نیاز داشته باشند
و آن را نقدا خریداری میکند، سپس نزد معمار ساختمانی شهر رفته، و از او جهت ساخت و ساز دعوت بکار میکند و میگوید:
بی زحمت همراه من بیایید
او را با خود بر سر زمینی که خریده بود برده و به معمار میگوید:
میخواهم مسجدی برای اهل این محل بنا کنید و همین الان هم جلو چشمانم ساخت و ساز را شروع کنید..
معمار هم وقتی عجله مرد را میبیند تمام وسایل و کارگران را آورده و شروع کرد
به کار کردن و ساخت مسجد میکند…
مرد ثروتمند وقتی از شروع کار مطمئن میشود به خانه برمیگردد.
💌همسرش به او میگوید:
کجا رفتی مرد…؟! چرا بیجواب چرا بی خبر؟!
مرد در جواب همسرش میگوید:
هیچ رفته بودم یک حبه انگور از یک مَن مالی که در این دنیا دارم برای سرای باقی خودم کنار بگذارم و اگر همین الان هم بمیرم دیگر خیالم راحت است، که حداقل یک حبه انگور ذخیره دارم.
🔻همسرش میگوید چطور؟ مگر چه شده؟ اگر بابت انگورها ناراحت شدید حق با شما بوده ما کملطفی کردیم معذرت میخواهم…
مرد با ناراحتی میگوید:
شما حتی با یک دانه از یک مَن انگور هم به یاد من نبودید و فراموشم کردید
البته این خاصیت این دنیاست و تقصیر شما نیست…
👈جالب اینست که این اتفاق در صورتی افتاده که من هنوز بین شما زنده هستم، چگونه انتظار داشته باشم بعد از مرگم مرا به یاد بیاورید و برایم صدقه دهید؟!؟
و بعد قصه خرید زمین و ساخت مسجد را برای همسرش تعریف میکند…
🍃امام جماعت تعریف میکرد که طبق این نقل مشهور بین مردم شهر الان چهارصد سال است که این مسجد بنا شده،
۴۰۰سال است این مسجد صدقه جاریه برای آن مرد میباشد ،چون از یک دانه انگور درس و عبرت گرفت.🍇
⚠️ای انسان قبل از مرگ برای خود عمل خیر انجام بده و به انتظار کسی منشین که بعد از مرگت کار خیری برایت انجام دهد
محبوب ترین مردم تو را فراموش می کنند حتی اگر فرزندانت باشند…😔
⏳از الان بفکر فردایمان باشیم.✨👌
https://eitaa.com/bartarinha
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎈همه چی سنتی اش خوبه 😂😂
https://eitaa.com/bartarinha
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اندر حکایات حاج آقا موسوی واعظ 😂
💵 رزق بدون حساب 😍😍
#🇮🇷 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🇮🇷
https://eitaa.com/bartarinha
♦️این گل در کل جهان به نام "ماها مه رو و آریا" شناخته می شود و فقط و فقط در منطقه هیمالیا رشد می کند! گفته می شود این گیاه هر ۴۰۰ سال فقط یک بار گل می دهد !
اگر می خواهیم آن را بار دیگر ببینیم بایستی ۴۰۰ سال دیگر صبر کنیم !
نسل ما خیلی خوش شانس است که این گل را می بیند.
https://eitaa.com/bartarinha
742.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عجب دعایی...🤣🤣🤣
🪖https://eitaa.com/bartarinha