توی نمایشگاه کتاب باسلام بفروش!
باسلام، امسال برای غرفهدارهایی که توی نمایشگاه کتابش حضور دارن، امتیازهای ویژهای درنظر گرفته.
اگه میخوای توی نمایشگاه کتاب امسال باشی، کافیه غرفه خودت رو توی باسلام ایجاد کنی و از امکان «ارسال رایگان» و «بن مخصوص خرید از غرفهداران» توی نمایشگاه کتاب استفاده کنی
روی لینک زیر بزن و شروع کن
https://bslm.ir/QIQQDN
توان ما از این مشکلات بزرگتر است.
باسلام؛ دلگرم به ایران
قدرتگرفته از خودمان
#بازار_به_راهه
هر اتفاقی هم که بیفته، بازار باسلام به راهه.
کرکره فروشگاهت رو تو باسلام بالا نگه دار.
https://basalam.com/landings/create-vendor
خرده روایتهای محرم | این قسمت: #استکان_روضه
وقتی خانومجان سرپا بود و روضههایش رونق داشت، من دختر کم سنوسالی بودم که اجازه پذیرایی نداشتم و فقط میتوانستم استکانهای خالی را به آشپزخانه برسانم. من که قد کشیدم و قلق گرداندن سینی پر از چای دستم آمد، خانومجان کمر خم کرد و از پس اداره روضههای مفصل هرسالهاش برنیامد. سماور بزرگش را به مسجد سپرد و پرچم و کتیبهها را داد دست تنها پسرش. استکانهایی که لبپر نشده بودند هم بین دخترهایش تقسیم شد. از ششتایی که سهم مامان شد دوتایش را من وقت عروسی با خودم آوردم خانهمان و قایمشان کردم ته کابینت. سالهاست هرکداممان که مریض میشویم چای و نبات و بازدم معطر به آیتالکرسی را در دل کوچک یکی از همان استکانها جا میدهم و هر محرمی که به مسجد و مجالس روضه نرسم کمی از چای هر روزهمان را در همان یادگاریها میریزم و مینشینم پای مراسم عزاداری تلویزیون. خانومجان روضهاش را تعطیل نکرد فقط تبدلیش کرد به شعبههای کوچک و خودمانیتر. شعبههایی به تعداد استکانهای چای روضه.
خرید انواع استکان روضه و هیئت از بازار باسلام
#امروز_چی_بخریم؟
کتیبه مخمل این خانه عزادار حسین است
ابعاد: ۱۰۰ در ۷۰ سانتیمتر
قیمت اصلی: ۱۹۵۰۰۰
قیمت با تخفیف: ۱۷۵۵۰۰
برای خرید اینجا رو ببینید
خرده روایتهای محرم | این قسمت: #دمام
اولین دمام را خودم برایش خریدم. شب اول محرم آن سال هم خودم یادش انداختم همراهش بیاورد. همان هم شد آخرین شبی که با من به روضه آمد. وقتی دید در مراسم زنانه خبری از سنج و دمام نیست از فردایش دبه کرد که من بزرگ شدهام و دیگر سینهزنی نمیآیم. باید بروم سینه مردی! سینه دور مردانه را میگفت. خانه که میآمد سعی میکرد شبیه سیدموسی که دمامزن قهاری بود ضرب بگیرد. دمامش کوچکتر از چیزی بود که صدا بدهد. با دهانش ادایش را درمیآورد و وانمود میکرد صورتش خیس عرق شده. من ولی دوست داشتم صورتش خیس اشک باشد. دلم میخواست روضهخوان بشود و اشک بگیرد از مردم برای امام حسین. ولی اِشکونزن شد. همان کسی که ریتم سنج و دمام را تغییر میدهد و ضرباهنگ متفاوتی مینوازد.مثل چای داغی که یکباره در یک فنجان سرد ریخته شود. میگوید کار من ترکانداختن روی دلهای سختی است که چشمه اشکشان خشک شده باشد.
خرید انواع دمام از بازار باسلام
#امروز_چی_بخریم؟
پاوربانک ردمی شیائومی
۲۰ هزار میلیآمپر
قیمت اصلی: ۱,۲۹۰,۰۰۰
قیمت با تخفیف: ۱,۰۹۶,۵۰۰
برای خرید اینجا رو ببینید
خرده روایتهای محرم | این قسمت: #زنجیر
دایره میزدند وسط حیاط. صدای مداح که اوج میگرفت دایره بسته میشد و با دو ضرب طبل، دایره باز. زنجیرهایشان کت و کلفت بود، بالا و پایین میرفت و رد آهن زنگزده بر پیراهنهای مشکی خودنمایی میکرد. شب اول محرم بغ کرده نشستم گوشهای و گفتم:«نمیام.» بابا گفت:«چرا؟» گفتم:«زنجیر میخوام!» حلقه گوشتی حیاط مسجد از شب سوم به راه میافتاد، از دو شب قبل پایم را کرده بودم توی یک کفش تا شب سوم زنجیر داشته باشم. بابا سرم را بوسید و جوری لبخند زد که فکر کردم کار تمام است. اما شب سوم، با طبل کوچکی به خانه برگشت.
- زنجیر برای پسرهاست. تو دختری
آن شب، طبل توی خانه ماند و من حین باز و بستهشدن حلقه زنجیرزنها به خودم قول دادم بزرگ که شدم برای خودم یک زنجیر بخرم! بزرگ شدم؛ هیچوقت زنجیر دست نگرفتم و منتظر ماندم دخترم بگوید:«زنجیر میخوام.» تا با سر برایش بخرم. یک شب اما از هیئت که برگشتیم خانه دخترک زد زیر گریه:«من طبل میخوام!»
انواع زنجیر عزاداری در بازار باسلام
#امروز_چی_بخریم؟
کلاه ایمنی مدل سابرینا
رتبه ۶ محصولات پرفروش لوازم موتور سیکلت
۹۵۰ هزار تومان
برای خرید اینجا رو ببینید
این تابستون خاطرههای تازه بساز
خرید انواع دوچرخه و تجهیزات در بازار باسلام
اینجا رو ببینید