eitaa logo
محکوم
163 دنبال‌کننده
963 عکس
132 ویدیو
1 فایل
بیش‌از‌حد‌اندیش ناکافی انزواطلب خوددرگیر _و مرگ بر ما سایه افکنده‌است. قفسه کتاب و فیلم: https://eitaa.com/mahkoomarchive صدای مشتری: https://daigo.ir/secret/56010530 @sani135
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از میم ر میم
«بذل مهجته فیک، لیستنقذ عبادک عن الجهالة و حیرة الظلاله» داغ مادر دیدم داغ برادر دیدم داغ حیدر دیدم داغ پیمبر دیدم داغ فرزند برومندم علی اکبر را داغ شش‌ماهه‌عزیزم علی اصغر دیدم رفته عبدالله، رفته است اگر قاسم هم و زهیر و وهب و رفته اگر مسلم هم رفته نعمان و سعید و انس و عابس و جون رفته حجاج و حبیب و حرّ و جعفر و عون سهمم از رفتن عباس اگر غم شده است اگر از داغ برادر کمرم خم شده است قسمت سینه‌ی من تیر سه‌شعبه است اگر تیغ و سنگ است و عصا، خنجر و نیزه است اگر اگر از کشتن من نیت قربت دارند نعل تازه زده و قصد جسارت دارند اگر این گونه قرار است سرم را ببُرند بعد از آن هم حرمم را به اسارت ببَرند نوبت آتش و هیمه است اگر بعد از این نوبت غارت خیمه است اگر بعد از این این همه هیچ غمی نیست خدا می‌بیند گرچه که داغ کمی نیست خدا می‌بیند از من آن چه که خدا خواسته این است اگر این همه، لازمه‌ی ماندن دین است اگر هرچه داریم و نداریم به دین تقدیم است معنی اصلی اسلام همین تسلیم است راه حق، راه خدا، روشنی‌اش از خون است هر که با نور در افتاد بدان ملعون است خون من مایه‌ی آبادی دین خواهد بود روشنای چشم اهل زمین خواهد بود با چراغی که برافروخته خونم امروز راه و بی‌راهه عیان می‌شود از هم امروز می‌نماید به جهان آن که منم را زینب می‌رساند به جهانی سخنم را زینب هرکجا نام حسین است، بهشتی آنجاست تا ابد پرچم خونین حسینی بالاست - محمدرضا معلمی 📚 t.me/mimremeembook
اثری که تنهایی بر غم داره مثل ریختن نفت روی شعله آتیشه.
چه بسا غربت یعنی همین
کوتاه ترین داستان غمگین: "شام سوپ‌ داریم."
از اینجا ببعد محرم و بعد از اون صفر _غیر از چند روز منتهی به اربعین- مثل هوای ابری میمونه دلگیره، نه بارون میاد سبک شی، نه آفتاب میزنه که دلت باز شه. کاش حداقل یه ده روز دیگه ام عزاداری میکردن آدم میرفت میشست تو مسجد از تنهایی درمیومد.
خلاصه که ابری ایم کیومرث
روزای خوب کانال همون روزایی بود که راجع به فیل فودن و زنش صوبت میکردیم اینجام دیگه بدرد نمیخوره.
یه دختره تو کانالش به مدرسه سلام کرده بود با یه عکس تو آینه و ناخون های بلند یاد دوران دبیرستان خودم افتادم خیلی فضای سمی بود ورود به طبقه دوازدهمی ها ممنوع بود گوشی ازت میگرفتن حسابت با کرام الکاتبین بود. بعد تازه یادمه یه بار دم عید ناخونام برا عید بلند کرده بودم معاونمون اومد ناخونا رو ببینه از ترس جمع شدیم دم سطل آشغال ناخونامون گرفتیم. سیبیل و ابرو و اینارم که نگم براتون تازه یه مدرسه دولتی معمولیم بودیما ازین اسلامی مسلامیا نبود.
ولی با همه اینا هنوز حاضرم برگردم اون دو سالی که کرونا مدرسه رو ازم گرفت بگذرونم. احتمالا یکی از قشنگ ترین بازه های زندگیم همون دبیرستان نصفه نیمه بود. دلم تنگ شده:(
محکوم
ولی با همه اینا هنوز حاضرم برگردم اون دو سالی که کرونا مدرسه رو ازم گرفت بگذرونم. احتمالا یکی از ق
منظورم واضح بود دیگه؟ ینی برگردم برم دبیرستان تباهم خودتونید. چخه
من خیلی برای بزرگ شدن صغیر غیر ممیزم. همین دیروز یه نفر ازم پرسید کلاس چندمم.