محکوم
بیوی یک انسان ۱۴ ساله رندوم:
این مشاور کنکوره چرا تشنج کرده این فقط یه جمله بود.
اون جملههه:
دارم با کنکوریهای سالن مطالعه دوست میشم و شبیه یه نوجوون ذوقزدهام که دوست جدید پیدا کرده.
وای خدایا من تا آخر عمر میخوام با ۱۸ سالهها دوست باشم.
مثلا احساس میکنم بیشتر از همه دلم میخواد اگر رتبه خوبی آوردم برم تو سالن مطالعه به بچههای اونجا بگم.
انگار اونها آدمهایی بودن که تلاشمو دیدن و لیاقت دونستن نتیجهشو دارن.
بعد به چشمم بچههای خیلی تلاشگر و مودبی میان.
متفاوت از چیزی که از عموم این نسل توقع دارم.
یه نفرم داریم بهمن دفاع ارشدشه.
کاش اونم بعدا بیاد برامون تعریف کنه چی شد.
وقتی میبینم دلتون میخواد باهام دوست شید تازه به قدرت فضای مجازی در تقدیس آدمها پی میبرم.
امروز داشتم به بچههای کتابخونه مشاوره کنکور میدادم
چقدر خراب کردن آینده ملت حال میده.
محکوم
امروز داشتم به بچههای کتابخونه مشاوره کنکور میدادم چقدر خراب کردن آینده ملت حال میده.
البته آینده خودمم همزمان خراب کردم.
به خودم اومدم دیدم ساعت کاری داره تموم میشه نصف بودجه مونده💅