eitaa logo
🌹با شهدا تا ظهور مهدی (عج)🌹
159 دنبال‌کننده
1هزار عکس
144 ویدیو
25 فایل
اینجا میقات محبین شهدا است. او با سپاهی از شهیدان خواهد آمد.... گروه جهادی فرهنگی و رسانه ای نسیم مهر شماره ثبت : 4006312414011 ادمین کانال : @Ammosafer1461
مشاهده در ایتا
دانلود
شهیدی که با دهان روزه به شهادت رسید🕊️ 🌷همرزم← حمید همیشه و در هر زمانی از شبانه روز🌙 رزمنده ها رو با وجود خطر در بین راه سوار ماشین میکرد من بهش تذکر دادم که این کار خلافه🥀حمید هم یه داستان برام تعریف کرد واز من قول گرفت تا روزی که زنده ام برای کسی تعریف نکن🍂 او گفت: یه روز هنگام غروب در منطقه عمومی دهلران کنار جاده🍃 به یه بسیجی که شال سبز رنگی به گردنش بود برخوردم، توقف کردم واونم سوار شد🚖. انگار که منو میشناخت🍂 منو به اسم صدا زد و یه سری از مشخصات شخصیمو گفت‼️بعدش هم گفت: من سید مهدی‌ام بسیجی های منو هر کجا دیدی سوار کن و نگران نباش. بعدش هم بهم دست داد و از ماشین پیاده شد، گرمای دستشو حس کردم🌼وقتی به خودم آمدم هر چه اطرافمو نگاه کرده کسی رو ندیدم‼️یا صاحب الزمان (عج)»💚 این فرمانده در ماه مبارک رمضان🌙 و با زبان روزه در حالی که سرگرم خنثی کردن مین بود🥀بر اثر انفجار مین💥 به شهادت رسید🕊️شدت انفجار به حدی بود که پیکر مبارکش متلاشی شده بود 🥀با وجود این که بدنش تکه تکه شده بود🥀اما با خنده ای بر لب به ملکوت اعلی پرواز کرد🕊️🕋
◽️ "مراد"، اهل گیلانغرب (ماجرای مقاومت تک نفره، در منطقه چغالوند) 👇 پس از 40 سال از گذشت این حماسه: نه در کتابهای درسی، کنار "پطروس" و "دهقان فداکار" نام و یادی از او پیدا می کنید نه تا امروز برایش کنگره و پاسداشت گرفته و با فتوشاپ درجه روی شانه هایش چسبانده اند نه این بنیاد و آن سازمان و مجلس انقلابی، حقوق مادام العمر برایش تعیین کرده نه تا امروز نماینده ارزشی و انقلابی مجلس شده و نه هوس کرده و احساس تکلیف کرده که برای دفاع از خاک وطنش، کاندید ریاست جمهوری شود! دی ماه 1360 در منطقه گیلانغرب، جبهۀ آوزین، سمت راست ارتفاع چُغالوند، عملیات "مَطلَعُ الفجر" برای آزادسازی بخش هایی از خاک ایران اسلامی از اشغال متجاوزین بعثی، انجام شد. تپه ای را که بچه های کرج آزاد کردند، به تپه کرجیها معروف شد. مقابل آن، تپه ای بود که نیروهای عراقی 3 شبانه روز آن را محاصره کرده و حمله می کردند تا آن را مجددا اشغال کنند. اگر آن تپه را می گرفتند، می توانستند چغالوند را دور بزنند و فتوحات عملیات و حاصل خون شهدا را پایمال کنند. 3 شبانه روز، گردان های عراقی، کاملا آن جا را محاصره کرده بودند ولی نیروهای ایرانی چنان مقاومتی از خود نشان دادند که عراقی ها را دیوانه کردند. پس از 3 روز، بچه های اطلاعات عملیات به آنجا رفتند تا بتوانند راهی برای کمک به نیروها پیدا کنند. وقتی توانستند به بالای تپه برسند، صحنه ای دیدند که همه را شوکه کرد. پیکر شهدا داخل سنگرها افتاده بود. فقط یک جوان 20-30 ساله میان سنگرها می دوید و می جنگید. "مراد" از جوانان عشایر گیلانغرب، یکّه و تنها 3 شبانه روز مقابل عراقی ها ایستادگی کرده بود. درحالی که همه نیروها شهید شده بودند، مراد به جای اینکه کم بیاورد، زانوی غم در بغل بگیرد، از نیامدن نیروی کمکی غُر و نِق بزند، جا بزند، خسته شود و ... تیربار و آر.پی.جی شهدا داخل سنگرها به طرف دشمن کار گذاشته بود و یک تنه 3 شبانه روز بین سنگرها می دوید و با کماندوهای تا دندان مسلح عراقی جنگیده و خاک وطنش را از نگاه بدخواهان و اشغالگران حفظ کرده بود. وقتی بچه ها از او پرسیدند که چه اتفاقی افتاده، فقط خندید و گفت: - وقتی همه بچه ها شهید شدند، من دیدم الان است که عراقیها مرا اسیر کنند. یک آن خواستم بروم عقب پیش نیروهای خودی، ولی دیدم اگر بروم عقب دشمن این جا را اشغال می کند و منطقه را دور می زند و تپه های دیگر را هم می گیرد. با توکل به خدا و مدد شهدا، بسم الله گفتم و در همان سنگر شهدا با اسلحه آنها جلوی دشمن را سدّ کردم. تا امروز: نه به مراد مدال شجاعت دادند. نه برایش کنگره و تجلیل و ... گرفتند. مراد، بعدها در همان شهر خودش گیلانغرب زندگی کرد و به شغل کارگری ساختمان مشغول شد تا نان حلال برای خانواده اش فراهم کند. مراد، کارت جانبازی و سابقه جبهه و کارت عبور از خط ویژه و کارت بازرگانی و حقوق ویژه و کارت سبز و ... هم ندارد. شاید که همشهریانش بخصوص نسل امروز، یادشان نیاید چه کسی شهرشان را از اشغال دشمن نجات داد. و این بود و هست الگوی هر رزمنده و انقلابی امروز؛ مُراد اهل گیلانغرب
...✨ ✍ دلبر که تو باشی؛ جرات بیراهه رفتن، چقدر آسان است. آنقدر مهربان و دلواپس، به انتظار برگشتنم می نشینی، که گویی جز من، بنده دیگری نداری…❤️ مهربانیت چنان مرا فرا گرفته... که دیگر از زنگار بی انتهای دلم نمیترسم🍃 تو همان جابِرَ العَظُمَ الکَثیری✨ که تمام شکستگی های روح مرا به ناز یک اشاره ات جبران می کنی🌸 مهمانیت سرو روی سپید می‌خواهد و من سیه چهره ترین مهمان خوان ضیافت توام😔 اما با همه سیاه دلیم🖤 پشتم چنان به آغوش مهربان تو گرم است که از خودم نمی هراسم🌺 یقین دارم که یک نگاه تو عالمی را زیرو رو میکند👌🏻 چه رسد به روح کوچک و فقیر من😞 هشتمین سحر ما هم رسید دلبرم🥰 و من.... چنان از برق چشمانت به رقص آمده ام که برای ادراک دوباره لذتش هزار تشنگی دیگر را به جان میخرم🌻 حجله گاه عاشقیم را گسترده ام، سجاده ام منتظر قدوم توست🌱 قنوت میگیرم در هشتمین ملاقات شاه و گدا🌈 به امید جرعه ای دیگر پیمانه ام را بالا اورده ام کمی عشق برایم میریزی خدا؟؟🌹
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان _ یادمان شهدای دهلاویه بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيْهِ رَحْمَةَ الاَيْتامِ، وَإِطْعامَ الطَّعامِ، وَإِفْشاءَ السَّلامُ، وَصُحْبَةَ الكِرامِ، بِطَوْلِكَ يا مَلْجَأَ الامِلِينَ. خدایا روزیم گردان در این ماه مهرورزی نسبت به یتیمان و خوراندن طعام، و به آشکار کردن سلام و هم‌نشینی با کریمان به فضل و کرمت‌ ای پناه آرزومندان.
🔷 نکات کلیدی جزء هشتم 1- همیشه مسیر اکثریت، مسیر هدایت نیست.(انعام: 116) 2- به پدر و مادر خود بی واسطه«پرستار، خانه سالمندان و…» احسان کنید. (انعام: 151) 3- فرزندان خود را از ترس فقر سقط نکنید و نکشید که روزی آنها با خداست. (انعام: 151) 4- به اموال یتیم نزدیک نشوید، مگر برای حفظ و افزایش آن. (انعام: 152) 5- کم فروشی نکنید و پیمانه و ترازویتان را درست و دقیق تنظم کنید.(اعراف: 85) 6- آراستگی ظاهری و باطنی تان را در هر نماز و مسجد رعایت کنید. (اعراف: 31) 7- خدا را با تواضع و در نهان صدا بزنید ولی«با خواسته های بیجا و دادوفریاد»زیاده روی نکنید. (اعراف: 55) 8- بعد از برقراری امنیت و آرامش در جامعه هرج و مرج راه نیندازید. (اعراف: 56) 9- با کسانی که به اعتقاد شما باور ندارند، مسالمت آمیز زندگی کنید و صبور باشید تا خدا بینتان داوری کند. (اعراف: 87)
📸 سفره هفت سین رزمندگان در دفاع مقدس 🌸پیشاپیش سال نو مبارک🌸
هدایت شده از معلمانه/ جعفر روحی
چهل حدیث امام حسنی.rar
32.41M
سال نومبارک 🌹 آغاز سال جدید که توام با ماه رمضان الکریم است ، ان شا الله سالی پر از بندگی و عبودیت برای خدای متعال باشد. این چهل حدیث امام حسن (علیه السلام) هدیه سال نو خدمت شما ☺️ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🔹در بیان پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) 3️⃣ اثر برای کسی که چهل حدیث حفظ کند ، آمده است: 1️⃣ نجات از عذاب جهنم 2️⃣ در صحرای محشر عالم و فقیه برانگیخته می‌شود 3️⃣ همنشین با پیامبران ، صدیقیان ، شهدا و صالحان خواهد بود. ┏━━ 🖌 ━┓ 🆔 @moalemanehh ┗━━ 🖌 ━┛
دوم فروردین یادآور فتحی مبین است که کام ملت ایران را شیرین کرد بطوریکه امام(ره) آنرا فتح‌الفتوح دانست و بر بازوان رزمندگان بوسه زد .... سالروز عملیات غرورآفرین فتح‌المبین گرامی باد.
🌹با شهدا تا ظهور مهدی (عج)🌹
📌 قهرمانان شهید قله های بازی دراز (بازوی ولایت) را بشناسیم. 🔷️ ۲۰ آذر ۱۳۶۰ (عملیات مطلع الفجر) سالر
شهید محسن وزوایی اواخر اسفند ۱۳۶۰ فرمانده گردان حبیب بن مظاهر و تیپ تازه تأسیس محمد رسول‌الله (ص) شد که در عملیات «فتح‌المبین»، این گردان نوک عملیات بود. اوج هنرنمایی وزوایی در این عملیات سرنوشت‌ساز است. حاج احمد متوسلیان برای این عملیات از همان اول به محسن تأکید کرده بود که گردان‌های چپ و راست شما عمل می‌کنند و تو نباید وارد درگیری بشوی و فقط باید عبور کنی. چون اگر نیرو‌ها موفق می‌شدند توپخانه دشمن را بگیرند و راه آتش را می‌بستند، نیرو‌های عراقی خلع سلاح می‌شدند. نیرو‌ها در تاریکی نیمه شب مسیر را گم می‌کنند. جز سیاهی شب چیزی معلوم نیست و در این لحظه حساس همه نگاه‌ها به تصمیم فرمانده است. شهید وزوایی به جای هراسان شدن, به جلوی تک رفت، تک و تنها قامت نماز بست و به خدا توسل کرد. پس از پایان یافتن نماز، محسن وزوایی بلند شد و راه افتاد و به نیروهایش گفت دنبال من بیایید. نیم ساعت یا ۴۰ دقیقه بعد به همراه نیروهایش به توپخانه عراقی‌ها رسیدند و ۹۴ قبضه توپ عراقی به دست رزمندگان افتاد. این فتح‌الفتوح یکی از کلید‌های مهم در سرنوشت عملیات فتح‌المبین بود. پس از این اتفاق بعثی‌ها دیگر از نام گردان حبیب و شهید وزوایی می‌ترسیدند.
عملیات فتح المبین ... و ماجرای گم شدن گردان شهید وزوایی توسل به پروردگار برای هدایت گردان گم شده.... ✍ «با پیروزی عملیات طریق القدس و قطع ارتباط زمینی یگان های تحت امر سپاه سوم عراق در دو منطقه غرب رود کرخه و غرب رود کارون، زمینه مناسب برای عملیات در هریک از دو منطقه شمالی و جنوبی فراهم شد. منطقه غرب کرخه به دلایلی همچون دور کردن دشمن از شهرهای اندیمشک، دزفول، شوش و تناسب استعداد یگان های خودی با وسعت منطقه و تناسب وضعیت طبیعی زمین آن با رزم نیروی پیاده، برای اجرای عملیات برگزیده شد. سپس یگان ها نقاط حساس زمین را شناسایی کردند. عقبه دشمن به دو جاده چنانه-فکه و پل نادری_عین خوش اتکا داشت. بنابراین با توجه به این وضعیت، عملیات طراحی و اجرا شد. در محور شمالی، دو قرارگاه و در محورهای شرقی و جنوبی، هرکدام یک قرارگاه وارد عمل شدند. در مرحله اول، تنگه عین خوش را تیپ ۱۴ امام حسین (ع) با فرماندهی حسین خرازی آزاد کرد و توپخانه دشمن در منطقه علی گره زد، با عملیات نفوذی یک گردان از تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص)، به فرماندهی محسن وزوایی منهدم شد. در مرحله دوم تنگه رقابیه مسدود شد؛ یگان های خودی با استفاده از کانالی که در زمین های رملی در انتهای میشداغ احداث شده بود، تنگه رقابیه را دور زدند و دشمن را از پشت محاصره کردند. دشمن که از همان مرحله اول، موقعیت خود را در خطر دیده بود، برای خروج از محاصره، فشار شدیدی وارد می آوردتا معبر عین خوش را باز کند، لیکن رشادت نیروهای تیپ ۱۴ امام حسین (ع) مانع از موفقیت دشمن شد. در مرحله سوم، پیشروی به سوی مقر فرماندهی دشمن آغاز شد و تیپ ۲۷ بفرماندهی احمد متوسلیان، سایت های ۴ و ۵ را به اشغال درآورد. در مرحله چهارم با پاک سازی منطقه آزاد شده و تعقیب دشمن، شرق رودخانه دویرج به تصرف درآمد و دشمن به غرب این رودخانه عقب رانده شد. بدین ترتیب همه اهداف تامین گردید و لشکر های ۱۰ زرهی و ۱ مکانیزه عراق نیز آسیب جدی دیدند.» 🌿 توسل محسن وزوایی به پروردگار برای هدایت گردان گم شده اش در مرحله اول عملیات، گردان حبیب به اتفاق گردان های سلمان و حمزه (لشکر ۲۷ محمد رسول الله)، کارنامه درخشانی از خود برجای گذاشتند. آنان در این مرحله ماموریت داشتند در عمق مواضع دشمن در تپه های علی گره زد، نفوذ و توپخانه سپاه چهارم عراق را تصرف کنند. اقدامی که بسیار دشوار بود. برای اجرای این ماموریت؛ دو گردان حمزه و سلمان مقدمات لازم را برای نفوذ گردان حبیب فراهم کردند. اما آن شب اتفاق عجیبی افتاد. نیروهای گردان حبیب به فرماندهی محسن وزوایی، نزدیک به ۲ ساعت در منطقه عملیات گم شدند و هیچ ارتباط رادیویی با قرارگاه فرماندهی تیپ نداشتند. این وضعیت نگرانی خاصی در قرارگاه به‌وجود آورده بود، طوری که نیروهای قرارگاه دست به دعا برداشتند و با تضرع، درخواست گشایش و فرج کردند. احمد متوسلیان؛ فرمانده تیپ هم آرام و قرار نداشت. به همین دلیل، نصرت الله قریب، جانشین گردان حمزه را برای جستجو و یافتن موقعیت گردان حبیب، عازم منطقه عملیاتی کرد. از سوی دیگر، محسن وزوایی؛ هنگامی که دریافت؛ مسیر را گم کرده اند، از جمع گردان جدا شد و کمی آن طرف تر، با خضوع و خشوع، دو رکعت نماز به جا آورد و چنین از پروردگار بی نیاز، طلب یاری کرد: «خدایا الآن تمام مردم ایران چشم‌انتظارند و مادران و پدران شهدا در التهاب‌اند. قلب امام نگران این حمله است. در این حمله نه آبروی ما بندگان حقیر، بلکه آبروی اسلام در میان است. خدایا اگر میدانی نیت‌های ما خالص و فقط برای توست، یاری‌مان کن و راه رانشانمان بده. خدایا تو برای موسی دریا را شکافتی و راهش دادی. تو برای محمد (ص) غاری را قرار دادی و به امر تو عنکبوت بر درگاه آن تار تنید. خدایا ما کوچک‌تر از آنیم که درخواست کنیم برای ما کاری انجام بدهی. پس خداوندا تو را به‌حق امام زمان (عج)، تو را به‌حق نایبش خمینی، تو را به‌حق حسین (ع) که ما به خونخواهی او قیام کرده‌ایم، قسمت می‌دهیم، ما بندگان حقیر و ضعیف را از این درماندگی نجات بخشی.» وزوایی پس از اقامه نماز، گردان حبیب را حرکت داد و مدتی نگذشت که نصرت‌الله قریب آن‌ها را پیدا کرد. سپس گردان در مسیر اصلی قرار گرفت و به‌سوی هدف (توپخانه سپاه چهارم عراق) حرکت کرد. این گردان‌ها پس از محاصره توپخانه سپاه چهارم عراق، توپ‌های آنان را به غنیمت گرفتند و به‌این‌ترتیب، پیروزی قرارگاه نصر در مرحله اول حاصل شد. منابع: کتاب اطلس جنگ ایران و عراق کتاب: اطلس لشکر ۲۷
🎞 دوم فروردین ۶۱، سالروز عملیات فتح المبین و اعلام فرمان حمله توسط شهید خرازی 🌴 لشکر امام‌حسین(ع) به فرماندهی حاج حسین خرازی، در عملیات فتح المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مسافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر کرد. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 💠 نقش شهید خرازی در پیروزی عملیات ⚪️ در عملیات فتح المبین نیروهای شهید خرازی در محاصره افتادند. شرایط سخت بود به طوری‌که فرمانده جنگ به شهید خرازی و نیروهایش گفت عقب‌نشینی کنند، اما خرازی می‌دانست که با این کار، عملیات فتح‌المبین منتفی می‌شد؛ برای همین اصرار داشت که در محاصره بماند و مقاومت کند تا فرمانده از طریق دیگری راهکاری پیدا کرده و مشکل را حل کند. با اصرار خرازی، فرماندهی به این فکر افتاد که شاید بشود کار دیگری کرد. به این ترتیب جرقه ورود قرارگاه فتح به عملیات و فعال کردن این قرارگاه در ذهن محسن رضایی زده شد. آنها در آن شرایط سخت مقاومت کردند و در ضمن دیگران را هم مجاب کردند تا عملیاتی را که شکسته خورده بود، به پیروزی بزرگی تبدیل کنند.
💚عنایتـــ امام حسین علیه‌السلام *🌷 ذاکر اهل بیت (ع) بود در عملیاتی موج انفجار مجروحش كرد💥تمام بدنش از كار افتاده بود🥀وقتی شهدا را جمع می‌كنند او را در پلاستیک می‌پیچند🌙حاجی صداها را می‌شنید اما نمی‌توانست حرف بزند یا حركتی كند🥀در آن حال به امام حسین(ع) متوسل می‌شود 🌙به آقایش می‌گوید،من با تو عهد بسته‌ام بدون سر شهید شوم🥀پس شرمنده‌ام نكن🥀وقتی برای بردن شهدا به سردخانه رفتند🌙دیدند كیسه‌ای كه شهید سلطانی در آن پیچیده شده عرق كرده است💫 كیسه را باز می‌كنند می‌بینند حاجی هنوز زنده است‼️فورا اكسیژن وصل می‌كنند و به بیمارستان منتقلش می‌كنند، در نهایت زنده ماند🌙همسرشهید← چهلم شهید دستغیب بود💫 دیدیم تلفن زنگ میخورد📞گروه منافقین بودند که گفتند: دستغیب را كشتیم حال نوبت توست‼️حاجی به او می‌گوید: آنچه خدا بخواهد همان میشود🕊️سردار می‌دانست كه مولایش شرمنده اش نخواهد كرد🥀تا عاقبت در عملیات فتح المبین خمپاره‌ای سرش را از تنش جدا کرد🥀پیكر بی سرش در قبر کوچکی كه با دستان خودش در كتابخانه مسجد المهدی (عج) آماده كرده بود به خاک سپردند*🕊️🕋 تاریخ شهادت: ۲ فروردین ۱۳۶۱