#تلنگرانہ 🌱
تو اگہ موقع گـناه ڪردن ؛ یاد همیــن یه جمله بیوفتی مطمئــن باش اون گنـاه ڪوفتت میشــه ...
هر گناه = یـه سیلی به صورت امام زمان(عج)
به خــدا از شهدا هم جلو میزنید اگہ لذّت
گناه کردن ڪوفتتون بشـه :)
#حاجحسینیڪتا
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @baShoohada🕊
#حرفدل
باورڪنشهیددوستتدارد ...♥
همینکہبرمزارشانایستادہاۍ ، یعنےتورابه
حضورطلبیدہاند🌱
همینکہاشکهایتروانمیشود😭
یعنینگاهتمیکنند
همینکہدستمیگذاریبرمزارشان ، یعنےدستت
راگرفتہاند🌹
همینکہسبکمیشویاز ناگفتہهاۍغمبارت یعنے وجودتراخواندہاند🖋
همینکہقولمردانہمیدهے ، یعنےتورابه
همرزمۍقبولکردہاند☺️
باورکنشهیددوستتدارد♥
که میاناینشلوغیهایدنیا🌍
هنوزگوشہیخلوتےبراۍدیدار☔️
نگاہمعنویشانداری ...
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @baShoohada 🕊
#یڪروایتعاشقانہ 💍
مدتےبود حسن مثل همیشه نبود
بیشتر وقت ها تو خودش بود ؛
فهمیده بودم که دلش هوایی شده!!
تا اینکه یه روز اومد نشست روبروم ؛
گفت :
از بـی بـی زینب یه چیزی خواستم اگه حاجتمو بدن
مطمئن میشم راضی ان به رفتن من!☺️
ازش پرسیدم چـے خواستی؟
گفت : یه پسر کاکل زری😉😅
اگه بدونـم یه پسر دارم که
میشه مرد خونت ،
دیگه خیالم از شما راحت میشه😍
وقتۍ رفتم سونوگرافی فهمیدم بچه پسره ، قلبم ریخت😢💔
چون خودمم مطمئن شدم
حسن باید بره سوریه😔
وقتی رسیدم خونه :
پرسید بچه چیه ؟!!
نگاهش کردم و گفتم :
دیدارمـون به قیامت💚
روایتےازهمسر↓
#شهید_حسن_غفاری
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @baShoohada 🕊
4_299597183194235084.mp3
10.74M
#روایت_شنیداری / حسین یکتا
برای جا مانده ها ... دلتنگ ها ...خسته ها...بریده ها ...برای همه...
#گوش_بدهید ...
.
.
#درد_دل
یک روز و شب هایی اینجا(شلمچه)
#زندگی می کردیم ...
دلمان که می گرفت ...
می رفتیم و روی این خاک ها
می نشستیم ...
چقدر غر به شهدا که نزدیم و...
.
اما الان ...
معنی دلتنگی بیشتر حس می شود ...
وقتی در این هوای نفس گیر شهر ...
جای برای خودت پیدا نمی کنی ...
و گرم نمی کند دلت را ... نگاه مردم !
و روشن نکند چشمانت را ، چراغ ها...
.
سال گذشته این ایام ...
عمرمان در شلمچه ...
بی محاسبه ...!
کنتور می انداخت ...
و حالا ... در هوای ...
آلوده ی دنیا !
زندگی در بهشت چه لذتی دارد ...
بهشتِ خاکی ...
#شلمچه_بهشت ...
#دلتنگی_سخت_است ...
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @baShoohada 🕊
💠یاحـــــیُ یا قَیـــــوم💠
#شهیدانه
هنوز هم شهادت میدهند
امابه"اهل درد"😞
نه بے خیال ها😏
فقط دم زدن ازشهـ🕊ـدا افتخارنیست…😐
باید
زندگی مان،حرفمان،نگاهمان،لقمه هایمان،رفاقتمان
هم بوی شـ🌹ـهدا بگیرد❣
#شهدا_گاهی_نگاهی
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @baShoohada 🕊
#طنزجبهه😂
مسئول تبلیغات🔊
مثل این که اولین بارش بود پا به منطقه عملیاتى مى گذاشت.
از آن آدم هایی بود که فکر مى کرد مأمور شده است که انسان هاى گناهکار به خصوص عراقى هاى فریب خورده را به راه راست هدایت کرده، کلید بهشت را دستشان بدهد. 🤦♂😄
شده بود مسئول تبلیغات گردان.
دیگر از دستش ذلّه شده بودیم.
وقت و بى وقت بلندگوهاى خط اول را به کار مى انداخت و صداى نوحه و مارش عملیات تو آسمان پخش مى شد و عراقى ها مگسى مى شدند و هر چى مهمات داشتند سرِ ماىِ بدبخت خالى مى کردند.
از رو هم نمى رفت. 😅
تا اینکه انگار طرف مقابل، یعنى عراقى ها هم دست به مقابله به مثل زدند و آن ها هم بلندگو آوردند و نمایش تکمیل شد.
مسئول تبلیغات براى اینکه روى آن ها را کم کند، نوار "کربلا کربلا ما دار می آیم" را گذاشت.
لحظه اى بعد صداى نخراشیده از بلندگوى عراقى ها پخش شد که "آمدى، آمدى خوش آمدى جانم به قربان شما". 😂
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @baShoohada 🕊
#طنز_جبهه😂🤣
بذله گویی و شوخی های علی رضا کوهستانی نظیر نداشت ، طوری بود که آن شوخی ها هیچ وقت از ذهن من پاک نمی شود .
یک روز در فاو نشسته بودیم . درهمان اروژانس خط اول ، با علی رضا چای می خوردیم . یک لحظه هر دویمان متوجه شدیم که یک مگس روی لبه ی لیوان چای علی رضا نشسته . همین طور خیره به مگس بودیم ؛ مگس روی لبه ی لیوان راه رفت و راه رفت تا این که یک دفعه مثل این که سر خورده باشد ، افتاد توی لیوان علی رضا .
علی رضا هم برگشت گفت :
- نگاه کن ! می رود روی جنازه ی عراقی ها می نشیند و غسل میت اش را می آید توی چایی ما انجام می دهد .😂😂
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @baShoohada 🕊