eitaa logo
رفاقت باشهدا
3.1هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
791 ویدیو
17 فایل
بِســـمِ الله الرّحمـــنِ الرّحیـــم أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهـمْ لِلتَّقـوَی آن‌ها کســانی‌اند که خدا قلب‌هاشان را برای تقـــوا امتحان کرده🕊 تأسیس1399/2/25
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از آرامش حس حضور خداست
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای آستان قدس تو تنها پناه من 💚 ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من 💚 ای مظهر عنایت حق هشتمین امام 💚 ای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه من💚   🎊پیشاپیش میلاد باسعادت امام رضا علیه السلام مبارک باد🌸 🍃 🦋🍃 @takhooda
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‍ سلام دوستان مهمون امروزمون داداش محمد مهدی هست🥰✋ *نوجوانی که به اسارت تکفیری ها درآمد*🥀 *شهید محمد مهدی احمدی*🌹 تاریخ تولد: ۱۳ / ۷ / ۱۳۷۷ تاریخ شهادت: ۲۱ / ۵ / ۱۳۹۴ محل تولد: افغانستان محل شهادت: سوریه 🌹 *مادرش← پیش از به دنیا آمدن مهدی✨ پدرش خواب دیده بود یک نفر مهدی را به آغوش او می‌دهد💛 و می‌گوید که این پسر صالح و خوبی است که به تو داده می‌شود🍃 اما مال تو نیست و در جوانی در خارج از ولایت و کشورت در راه خدا کشته می‌شود.🕊️ می‌دانستم یک روز شهید می‌شود🍂 هر وقت او را می‌دیدم دلم می‌لرزید🥀 او از شهدای لشکر فاطمیون بود و تنها 17 سال سن داشت که در راه دفاع از حرم عمه سادات💛 طبق خواب پدرش به شهادت رسید.🕊️ او داوطلبانه به سوریه رفت(تیپ فاطمیون).✨ و حسین وار سرش را فدا کرد.🥀مرا به جایی که شهدا را شناسایی می‌کنند بردند🥀 چند تا شهید آورده بودند✨ مهدی را نتوانستم شناسایی کنم🥀 چون سر نداشت🥀برادرها بدنش را شناسایی کردند، اما مسئولان گفتند باید آزمایش بدهید🍃 و از DNA فهمیدند که پسر من است و تحویل‌مان دادند.🍂 محمدمهدی همراه با جمع دیگری از همرزمانش به اسارت تکفیری‌ها در می‌آیند🥀 او مورد شکنجه تکفیری‌ها قرار گرفته🥀و بخش‌های مختلف بدنش با چاقو مجروح🥀🖤 و در نهایت سر از تنش جدا کردند بودند*🥀🕊️🕋 *شهید محمد مهدی احمدی* *شادی روحش صلوات*💙🌹 *Zeynab:Roos..🖤💔*
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
!!! 🌷سال ۶۶ برای اعزام به ستاد مربوطه رفتم، ولی از سنم ایراد گرفتند،‌ گفتم: من نیروی ایمان و عشق دارم و شما آن را نمی‌بینید. می‌خواهم همسنگر «حسین فهمیده» باشم تا روز قیامت یقه ما بچه های سیزده ساله را نگیرد. خلاصه با زبان ریختن و پارتی‌بازی رفتم جبهه. 🌷موقع عملیات که شد و می‌خواستند نیروها را از “دزفول” به غرب ببرند دوباره سن و سال، اسباب دردسرمان شد. به مسئول پنجاه ساله ای که می‌گفت: شما نمی‌خواهد بیایید. گفتم: شما اگر مهمان منزلتان بیاید گل پژمرده را جلویش می‌گذارید یا غنچه تازه شکفته و شاداب را. (فهمید چه می‌خواهم بگویم) گفت: حالا دیگر ما پژمرده شده ایم! امان از زبان شما بسیجیها. دیگر چیزی نگفت. 🌹خاطره ای به یاد شهید معزز حسین فهمیده 📚 کتاب "فرهنگ جبهه" جلد سوم (شوخ طبعی ها) نوشته سید مهدی فهیمی 🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @baShoohada 🕊