سلام و احترام به شما ساکنان عزیز ایرانِ امام رضا علیه السلام 😇🇮🇷
خداقوت حافظان امنیت خیابان و میدان ❤️
امشب انشاءالله در ۲ قسمت، یکی دیگر از نوشته های ارسالی شما عزیزان برای مسابقه ایران امام رضا علیهالسلام رو ارسال میکنیم 🌱
بعضی شبها اصلاً دلم نمیخواهد از خانه بیرون بیایم. نه اینکه کشورم را دوست نداشته باشم، فقط خسته میشوم. اما کمی که میگذرد همان سوال تکراری توی سرم میچرخد که "نهایت تلاشت برای عمل به حرف رهبرت همین بود؟"و اوضاع را متشنج تر میکند.
ذهنم پرت میشود سمت تابستان سه سال پیش در قطار مشهد، وقتی داشتیم از حرم دور میشدیم، موبایل را زوم کردم روی گنبد تا شاید بتوانم یک عکسِ نیمهواضح بگیرم، هرچند نتوانستم اما آن خاطره را با تمام احساس در دلم ثبت کردم. همان لحظه فهمیدم که دلکندن یعنی همین: چند ثانیه زوم کردن روی نوری که از دستش داری میدهی. از آن شب تا حالا، خیلی چیزها را از دست دادهام و نگرانم که نکند از مسیری که باید طی میکردم تا به کمال برسم به بی راهه کشیدهشده ام؟ و بعد وقتی به دلم نگاه میکنم و میبینم هنوز محبت امام رضا در آنمیدرخشد، کمی خیالم راحت میشود.
ادامه دارد ...
#مسابقه_ایران_امام_رضا ع
#بسیج_دانشجویی
#انجمن_هوش_مصنوعی
#علمی_کاربردی_زائر_شفیعه
🇮🇷 @basij_ghorbani
بعضی شبها در راه برگشت، وقتی خیابانها خلوت شده و صدای شعار هنوز در گوشم هست، ناگهان احساس سرما و تنهایی میکنم و صدای دلتنگی ام برای آغوش امام رضا بلند میشود. سه سال پیش، وقتی برای آخرین بار از حرم بیرون میآمدم، خادمی جلوی درِ بابالرضا وقتی ناراحتی ام از رفتن را میدید گفت: «دخترم، هرجا بروی، این حرم همراهت است. مال ما ایرانیهاست، اصلا ایران مال امام رضاست» آن موقع زیاد متوجه نشدم؛ اما امشب که تولد امام رضاست، توی تجمع، یک دختر نوجوان کنارم ایستاده بود و پرچمی تکان میداد که رویش نوشته بود «یا فاطمه بنت موسی». وقتی دید به پرچمش نگاه میکنم گفت: «خواهرِ امام رضا (ع) کوچهی مشهد را برای ما باز کرد. ما ایرانیها از خواهر یاد میگیریم که برادر را دوست داشته باشیم. و حالا همه بیشتر امام رضا رو دوست دارند» راست میگفت. ایران شده بود خانهی امام رضا (ع) نه چون او اینجا به دنیا آمد یا اینجا را انتخاب کرد، بلکه چون ما ایرانیها از همان اول فهمیدیم که یک امامِ تنها را تنها نمیشود گذاشت، اصلا در مرام مان نیست. همان طور که در همین خیابانها، شبها کنار هم میایستیم برای کشوری که تنها مانده.
✍ ن.د
#مسابقه_ایران_امام_رضا ع
#بسیج_دانشجویی
#انجمن_هوش_مصنوعی
#علمی_کاربردی_زائر_شفیعه
🇮🇷 @basij_ghorbani
سلام عزیزان شبتون بخیر
نور نهم ز اوصیا، جلوه جان اولیا
روح به پیکر رضا، عطر گل خدا جواد
با لب تشنه وای من، جان به لبت رسیده بود
داشت حریم حجره ات، غربت کربلا جواد
شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام رو تسلیت میگم 🥀
بسیج شهید قربانی(شفیعه)
اول یک دور دیگه با دقت به صدای نقاره خونه حرم امام هشتم علیه السلام گوش بدید ...
حالا آروم بیاید پست بعدی و یکی دیگه از نوشته های ارسالی مسابقه رو با چاشنی تصاویر حرم، بخونید 😇👇🏻
آنجا که تاریخ ورق خورد و گامهای خستهی مسافرِ مدینه به مرو رسید، جغرافیای ایران تغییر کرد. ایران دیگر تنها سرزمینِ فلات و کویر و جنگل نبود؛ ایران شد «میقات». حماسه از آن لحظهای آغاز شد که یک «امام»، نه با سپاه و شمشیر، که با سلاحِ علم و هیبتِ معصومیت، از نیشابور گذشت و سلسلهی زرینِ حدیثش را بر گردنِ جانِ ایرانیان آویخت. از آن روز، استقلالِ این خاک با نام او گره خورد؛ ما زیر سایهی خورشیدی هستیم که غروب نمیکند.
ما ملتی هستیم که در کشاکشِ طوفانهای سهمگینِ تاریخ، هرگاه که کمرمان زیر بارِ ظلمِ بیگانه یا اندوهِ زمانه خم شد، یک «نقارهخانه» در ذهنمان نواخت. ما یاد گرفتیم که در بنبستهای سخت، دری هست که همیشه باز است. ایران، ایرانِ اوست چون او «ضامنِ» لرزههای این خاک است؛ چه لرزههای زمین و چه لرزههای دلهای بیقرار.
این پیوند، فراتر از یک مذهب یا نگاهِ تاریخی است؛ این یک پیوندِ وجودی است. کجای جهان را سراغ داری که پادشاهش در خانهای بیدیوار با گدایان همنشین باشد؟ ایرانِ ما، هویتش را از گنبدِ طلایی میگیرد که قطبنمایِ تمامِ سلامهای از دور است. ما صبحمان را با رو به شرق ایستادن و دست بر سینه نهادن آغاز میکنیم؛ این یعنی فرمانروایِ حقیقیِ خانهی ما اوست.
حقیقت آن است که ایران به جغرافیا محدود نمیشود؛ هر جا که دلی شکسته به یادِ «پنجره فولاد» تپید، آنجا ایرانِ امام رضاست. ما وارثانِ رأفتِ او هستیم و این خاک، به برکتِ حضورِ اوست که همچنان سرفراز و حماسی، در میانهی تندبادها، ایستاده است.
سایه خورشید خراسان بر سرت مستدام.✨
✍ آ.ب
#مسابقه_ایران_امام_رضا ع
🇮🇷 @basij_ghorbani