از آیـتﷲبهاءالدینی نقلشده
که فرمود زمانی که آقا روحالله
روز ١٢ بهمن وارد تهران شد و
به سمت بهشت زهرا میآمد
دیدم که چقدر مَلَک همراه او
بود.
#دهه_فجر 🇮🇷
﴿بسیج دانشگاه علوم اسلامی رضوی﴾
🔴"لیست ذخیره قرعهکشی راهیان نور"
1. ابوالفضل خزاعی فدافن
2. محمد رضا حمداللهی
3. امین رئوفی نژاد
4. محمد حسین صفری
5. رضا رزاقی
6. محمد یوسف یوسفی
7. امیرحسین اسدی
8. مبین میرزایی
9. قربان حسن زاده
10. علی یوسفی
11. محمد رضا پارسا
12. امین خزاعی
13. سید محمد حسینی
14. امیر علی اسماعیل پور مقدم
15. مهدی عبداللهی بیات
16. امیر حسین نهاردانی
17. طه قاسم زاده باغینی
18. مهران شکاری
19. حامد سپه وند
20. جاوید سابقی نژاد
21. سجاد زارع
22. رضا بیت اللهی
23. سید ناصر جلال نیا
24. امیر عباس رحیمی
25. امیرحسین افضلی
26. ابوالفضل ایلیاتی
27. محمد رضا مهدیون
28. علیرضا عسگری
29. محمد حسین خراسانی
30. محمد جواد امیری
31. امیرحسین محمدی
32. حسن اردمه
33. مهدی زارعی
34. محمد مهدی محبی
35. سید محمد حسین میرزایی
36. سجاد آشوری
37. امیر علی نواب زاده
38. حسین ندوی
39. صادق حقدادی
40. علی اسدی بشلی
💳 شماره کارت:
5859831232877489💰 مبلغ: ۸۳۰ هزار تومان 📤 ارسال رسید پرداخت و مشخصات فردی به آیدی: @SSoldier2 ⏳ آخرین مهلت پرداخت: دوشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۱۳ ساعت ۱۲:۰۰ ظهر ❗️تذکر: در صورت عدم پرداخت وجه، لیست ذخیره جایگزین خواهد شد. #راهیان_نور «بسیج دانشگاه علوم اسلامی رضوی»
هدایت شده از بسیج اساتید،طلاب و روحانیون خراسان رضوی
📣#اطلاعیه
🔰 اجتماع بزرگ حوزویان مشهد در دفاع از مقام عظمای ولایت برگزار میشود
📅 زمان: سهشنبه ۱۴ بهمن
⏰ ساعت: ۸:۳۰ صبح
🕌 مکان: مدرسه علمیه عالی نواب
✅ سازمان بسیج اساتید،طلاب و روحانیون خراسان رضوی
╭┅──────────┅╮
🌐 @Basij_Asatid_tolab_kh
╰┅──────────┅╯
🔴 اطلاعیه
با پیگیری های صورت گرفته یک دستگاه اتوبوس دیگر هم هماهنگ شده.
در صورت درخواست برای ثبت نام و قرعه کشی راهیان نور مشخصات خود را به آیدی زیر ارسال فرمایید.
@SSoldier2
#راهیان_نور
«بسیج دانشگاه علوم اسلامی رضوی»
هدایت شده از انجمن علمی علوم اجتماعی
انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه رضوی برگزار می کند:
واکاوی زمینه های تبدیل اعتراض مسالمت آمیز اجتماعی به خشونت بی پروا خیابانی
🎙 سخنران:
دکتر محمد رضا قائمی نیک
دانشیار و معاون پژوهشی دانشگاه علوم اسلامی رضوی
🗓 زمان برگزاری: سه شنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ |
⏰ساعت ۱۶
💻 محل برگزاری (آنلاین – اسکایروم):
http://skyroom.online/ch/razaviuni/farhangi
انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی
@razaviac_sociology
🟢 نشست مهدویت و فضای آخرالزمانی تحت عنوان تحولات فلسطین و اراضی شامات در آخرالزمان
⚜ با حضور جناب دکتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسینی ، فعال و پژوهشگر عرصه مهدویت
🕰 ساعت ۱۰ صبح ۱۵ بهمن ماه ۱۴۰۴
✨ سالروز نیمه شعبان و میلاد حضرت بقیه الله (عج)
🌐 در بستر فضای مجازی برنامه اسکای روم با لینک : http://skyroom.online/ch/razaviuni/farhangi
ـ𑁍ـ قرارگاه فرهنگی بسیج دانشگاه رضوی ـ𑁍ـ
https://eitaa.com/qarargahfarhangirazavi
هدایت شده از بین الملل و جهان اسلام بسیج رضوی
💌 این روز بزرگ را به
همهى مستضعفین عالم
و ملّتهایى که تحت ستم هستند.
و امید فرجى از وضع بحرانى
و مشحون از ستم روابط کنونى جهان
را در دل میپرورانند،
و بخصوص به به همهى پیروان
مکتب اهلبیت (علیهم الصّلاة و السّلام)
در سرتاسر جهان تبریک عرض میکنم.
🌷 آیت الله خامنه ای؛ ۱۳۷۲/۱۱/۰۸
🌍 هسته بین الملل و جهان اسلام
بسیج دانشگاه علوم اسلامی رضوی
🌐 @jahani_razavi
بسیج دانشگاه علوم اسلامی رضوی
🟢 نشست مهدویت و فضای آخرالزمانی تحت عنوان تحولات فلسطین و اراضی شامات در آخرالزمان ⚜ با حضور جناب د
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟢 نشست مهدویت و فضای آخرالزمانی تحت عنوان تحولات فلسطین و اراضی شامات در آخرالزمان
⚜ با حضور جناب دکتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسینی ، فعال و پژوهشگر عرصه مهدویت
🕰 ساعت ۱۰ صبح ۱۵ بهمن ماه ۱۴۰۴
✨ سالروز نیمه شعبان و میلاد حضرت بقیه الله (عج)
🌐 در بستر فضای مجازی برنامه اسکای روم با لینک : http://skyroom.online/ch/razaviuni/farhangi
ـ𑁍ـ قرارگاه فرهنگی بسیج دانشگاه رضوی ـ𑁍ـ
https://eitaa.com/qarargahfarhangirazavi
#داستان
گوشه چشمی که غم کارگری بُرد!
✍ #جواد_رستمی
خسته بود و نای قدم زدن نداشت رنگ دلگیر غروب و بیکار ماندن سر گذر، حس و حالش را گرفته بود اما چاره نداشت باید به خانه برمی گشت..
کیسه ابزارش را به شانه گرفت و پاهای سنگین از افکار غمگین را، به سختی به حرکت درآورد..مریضی همسرش از یکسو، جهیزیه نداشته دختر نشان شده اش از سوی دیگر، اقساط و اجاره خانه عقب افتاده هم که نگو.. نه تاب و توان فکر کردن داشت و نه می توانست که فکر نکند غرق در افکار باتلاق گونه اش از کوچه و خیابان می گذشت که غروب جایش را به مغرب داد و صوت خوش موذن، توجه او را به اذان جلب کرد.
صدا نزدیک بود از رهگذری آدرس پرسید که گفت؛ مسجد صاحب الزمان؟! منتظر جواب نشد بلافاصله ادامه داد همین کوچه پشتی، نبش امام ۱۲ پیداست.
اسم مسجد گویا تکانی به قلبش داد کمی اراده به قدمهایش تزریق کرد روبروی پله های مسجد که رسید بند آخر اذان بود، چراغهای رنگی چشمک زن و پارچه و پرچم زرد و سبز و آبی؟ انگار قصد نفوذ به غمکده دلش را داشتند..
یا اباصالح المهدی ادرکنی
یا صاحب الزمان(عج)
گل نرگس فاطمه مهدی
نوشته هایی بود که با چشمانش خواند تا رسید به تبریک نیمه شعبان و میلاد با سعادت امام زمان(عج) که با صدای، سلام علیکمِ گرم یک روحانی به خود آمد هنوز جواب نداده، احوال پرسی و خسته نباشید را شنید که دست پاچه همه را باهم جواب داد.
حاج آقا لبخند به لب تبریک عید گفت و با بفرمایید داخل، دعوتش کرد. او هم درحالی که تشکر می کرد جوابی داد و همراه ش وارد حیاط با صفای مسجد شد حوضچه آبی با فواره های کوچک رنگی و انعکاس نور آن درگیرش کرد که دوباره با صدای روحانی به خود آمد..
_ وضو داری؟
میخواست بگوید خیر که انگشت اشاره حاج آقا به سمت گوشه ای از حیاط روانه شد و گفت وضو خانه آنجاست..
تشکر کرد و هنوز چند قدمی نرفته دوباره صدای روحانی را شنید که گفت کیسه ات را با خود نبر بده به خادم مسجد..
با صدای بلندتری دو مرتبه گفت؛ حبیب آقا، حبیب آقا
کامل مردی کلاه به سر تسبیح به دست از داخل مسجد بيرون آمد و گفت جانم حاج آقا، سلام علیکم.
روحانی جواب سلامش را داد و بعد احوال پرسی به سمت من اشاره کرد و گفت کیسه برادر خسته زحمت کِش ما را بگیر و دفتر من بگذار تا وضو بگیرد بعدا تحویلش بده..
بفرمایید گفت و داخل مسجد شد.
حبیب آقا هم چشمی گفت و دسته کلید از جیبش بيرون آورد به سمت درب اتاقی در آن سوی مسجد حرکت کرد و گفت بفرما عزیزم زود باش که الان نماز شروع میشه حاج آقا علوی زود اقامه می بنده..
درب که باز شد از گذاشتن کیسه کارش داخل دفتر تمیز مسجد اکراه داشت که خادم مسجد از دستش گرفت و گفت بدو که دیر شد..درب قفل کرد و بفرما زد و سریع رفت.
او هم درحالی که به سمت وضو خانه راه افتاد آستین ها را بالا زد به درب ورودی که رسید تکیه داد و کفش و جوراب از پا درآورد و هر کدام از جوراب ها را از جیب همان سمت آویزان کرد و داخل شد روبروی شیر آب که قرار گرفت چهره غم زده و خسته و بی حس و حال خویش را دید، بفکر دلیل حضورش در آنجا افتاد که گویا ناخواسته و اتفاقی بود جوابی برای خود نداشت که شروع کرد وضو گرفتن، خنکای آب بر روی دست و صورتش کمی رمق به تنش داد.
از حیاط که گذشت به درب ورودی مسجد رسید کفش های بی رنگ و روی کارگری اش را داخل یکی از کمدها گذاشت و کلیدش را برداشت و داخل مسجد شد که دید همان حاج آقای روحانی که حالا به اسم علوی می شناخت در حال قرائت سوره است با صدای مُکبِّر خردسال که ندای رکوع داد به خود جُنبید و با یا الله گفتن به اولین صف رسید و به خیل نمازگزاران پیوست.
فکرش درگیر مسائل روزانه اش بود و سعی می کرد از آنها فرار کند و حواسش به نماز باشد.
سلام نماز را که دادند با صدای قبول باشد، متوجه پیرمردی شد که دو دستش را به سمت او دراز کرده و منتظر فشردن دستهای پینه بسته اش بود.
کمی احساس غریبی می کرد موقع نماز دوم که از جا برخاست به سمت انتهای مسجد رفت تا نماز عشاء را در آخرین صف اقامه کند.
نماز دوم هم که آغاز شد هجوم افکار ناشی از مشکلات و نبود راه حلی جز معجزه، درگیرش کرد که در همان حال از خدا کمک خواست و نا امیدانه سعی کرد ذهن پریشانش، بیش از این پرت نشود صدای دلنشین روحانی و مکبر کوچک مسجد یاری اش می داد، با سلام مکبر از نماز فارغ شد و گویا کمی حس سبکی داشت.
تا پایان قرائت تعقیبات نماز به مرور، نمازگزاران از صف ها به دور تا دور مسجد پراکنده شدند و خادم مسجد در تدارک تنظیم بلندگو بر روی تریبون تزئین شده به پارچه های رنگی و چراغهای ریز چشمک زن بود که با صدای جمع پس از ادای شعارهای مرسوم پایان نماز، صلوات فرستاد.
دو نفر کی پس از دیگری مداحی کردند و صدای صلوات های جمع مدام او را از افکارش رها می کرد. کامش را به شیرینی تازه کرد و با نوشیدن چای انگار حالش کمی بهتر شد.
(۱)
ادامه دارد..👇
https://eitaa.com/ahalieghalam/275
میلاد باسعادت یگانه منجی بشریت،
بقیه الله الاعظم، حضرت حجت بن
الحسن العسکری روحی و ارواحنا له
الفدا بر همه شیعیان و محبین و
منتظران ظهور حضرتش مبارک باد. 💐
﴿بسیج دانشگاه علوم اسلامی رضوی﴾