eitaa logo
خبرگزاری بسیج امام هادی علیه السلام کرج
1.4هزار دنبال‌کننده
32.2هزار عکس
6.4هزار ویدیو
229 فایل
به همت معاونت روابط عمومی ناحیه امام هادی علیه السلام منتظر ارسال اخبار شما هستیم خبرنگار افتخاری ما باشید.
مشاهده در ایتا
دانلود
⏺ براي تدريس اخلاق و علوم سياسي در دانشگاه صنعتي شاهرود، از قم به شاهرود رفت و چهار سالي در آنجا ماند. ⏺ مجيد سلمانيان، روحاني مبلغ و جوان دست و دل بازي بود كه در منطقه جواديه تهران، فرديس، كرج، شهرستان هاي فسا و داراب استان فارس، منطقه مغان اردبيل و ميغان شاهرود به تبليغ ديني پرداخته بود. ⏺ سال 1393 از طريق حوزه نمايندگي نيرو قدس تهران، بعد از گذراندن دوره آموزشي در يزد و كرمانشاه به سوريه رفت. ⏺ آنقدر خوش برخود، خوش خنده و مهربان بود كه در سوريه بين رزمنده هاي فاطميون و زينبيون سرمجيد دعوا بود. بعد از مدتي كه با زينبيون بود به فاطميون پيوست و درنهايت 17 ارديبهشت 1395 در منطقه خان طومان با اصابت يك گلوله از پشت به شهادت رسيد. ⏺ به علت محاصره بودن خان طومان، پيكر مجيد سلمانيان بعد از چهارسال به آغوش خانواده و ميهن بازگشت و عاقبت در صبح پنج شنبه 24 مهر 1399 همزمان باايام عزاداري رحلت پيامبر(ص) و شهادت امام حسن مجتبي(ع) به صورت خودرويي از سپاه امام حسن مجتبي(ع) كرج، به سمت ميدان شهدا و سپس مصلي نماز جمعه تشييع شد. ⏺ پيكر پاك شهيد حجت الاسلام سلمانيان پس از تشييع، در گلزار شهدا امام ز اده طاهر(ع) به خاك سپرده شد. ✍ الناز رحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
⏺ مجيد سلمانيان در منطقه حيدر آباد كرج در خانواده معمولي به دنيا آمد. دومين پسر خانواده و آخرين فرزند بود. ⏺ اول تا پنجم دبستان را در مدرسه فرهنگ شاهين ويلا، اول تا سوم راهنمايي را در مدر سه ارشاد خيابان قلم و اول تا آخر دبيرستان را در مدرسه شهيد صدر، سيصد و پنجاه متري بنياد گذراند. ⏺ مجيدفعاليتش در بسيج رااز دوران دبستانش در پايگاه بسيج شهيد غروي شروع كرد. بعد از گرفتن ديپلم وارد حوزه علميه امام جعفر صادق(ع) كرج شد. سال اول را در حوزه علميه امام صادق(ع) خواند، سال دوم را در حوزه علميه قائم(عج) چيذرتهران ادامه داد. چند سالي در چيذر درس خواند، بعد هم به حوزه علميه آيت الله بهجت در قم براي ادامه تحصيل رفت. تا سطح 4 دكتري را در اين حوزه خواند... ✍ النازرحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
🎤 معصومه سلمانیان، عمه شهید مجید سلمانیان در گفتگو با خبرنگار : پسر بچه ها شيطنت خاصي دارند. اما مجيد اينطور نبود. از سنش بزرگ تر بود. يك سَفري پيش آمد و رفتيم مشهد. مجيد دَه سالش بود، باهمان ده سالگي اش مثل يك مرد مراقب منو و مادر و خواهرش بود. بااينكه نياز مالي نداشتند از همان نوجواني سركار مي رفت و مي گفت: دوست دارم كار بكنم و تجربه كسب كنم. شايد مجيد، در سه سالگي هفت ساله شد. در هفت تا چهارده سالگي بيست ساله شد. بيست تا سي سالگي شد. ✍ النازرحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
🎤 فرزانه گرشاسبی، مادر شهید مجید سلمانیان در گفتگو با خبرنگار : يك روز خانه نبودم. زنگ زد گفت: مامان، مي توانم داخل كابينت ها را نگاه كنم؟ گفتم: اجازه نمي خواهد. برو نگاه كن. بعدازظهرش كه آمدم خانه ديدم برنج، نخود، لوبيا، چاي ... را از كابينت ها خالي و بسته بندي كرده است. نگاهش كردم. گفت: داخل كابينت ها را كه نگاه كردم ديدم خيلي چيزها اضافه است. خانواده اي را سراغ دارم كه هيچي براي زندگي ندارند. ببريم بدهيم به آنها؟ وسيله هاي بسته بندي شده را برداشتيم و رفتيم. دادیم به خانواده نیازمند... يك سوم از حقوقش براي خودش مي ماند، بقيه را خرج نيازمندان مي كرد. و صيت كرده بود: اگر شهيد شدم و قرار شد حق ماموريتم را به حساب شما واريز كنند، به آن دست نزنيد و همه را در كارهاي خير و كمك به نيازمندان خرج كنيد. وقتي ياد اين كارهاي مجيد مي افتم، مي توانم بگویم مجيدآ سماني بود. ✍ الناز رحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
🎤 فرزانه گرشاسبی، مادر شهید مجید سلمانیان در گفتگو با خبرنگار : در دانشگاه صنعتي شاهرود ، استاد اخلاق و علوم سياسي بود. پُست بالاتري در دانشگاه تهران و حوزه علميه گرگان پيشنهاد شد كه نپذيرفت. مي گفت: من ملاي تبليغي هستم نه ملاي پشت ميز نشين. اگر پشت ميز بنشينم خيلي چيزها را فراموش خواهم كرد. هدف من از پوشيدن لباس روحانيت اين است كه فرمايشات اهل بيت(ع) را به مناطق محروم برسانم... ✍ النازرحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
🎤 فرزانه گرشاسبی، مادر شهید مجید سلمانیان در گفتگو با خبرنگار : اون موقعي كه شاهرود مشغول تدريس بود يك روز بهم گفت: مامان من زياد پيشت نمي مونم. مي خوام برم راه دور. تو بايد كم كم عادت كني. گفتم: يعني از شاهرود دورتر مي خواي بري؟ گفت: مامان از شاهرود خيلي دورتره. كلا قيد بچه ات بزن. در ذهنم از خودم مي پرسيدم كجا قرار است برود؟ نكند مي خواهد برود نجف! شايدم كربلا. چون گاهي مي گفت: براي ادامه تحصيل مي خواهم بروم نجف. بعد فهميدم مي خواهد برود سوريه. شاهرود كه بود دو بار سوريه رفته بود. هربارم كه زنگ مي زد مي گفت: سفر تبليغي ام. دفعه سوم از كرج اعزام شد و رفت. ديگه دفعه چهارم طول كشيد كه بره... ✍ الناز رحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎤 فرزانه گرشاسبی، مادر شهید مجید سلمانیان در گفتگو با خبرنگار : دفعه چهارم و آخرين باري كه مي خواست بره سوريه طول كشيد بره. دوماه قبل از رفتنش ديدم خيلي خوشحاله. اومد گفت: مامان من يه خوابي ديدم. چند روز پيش به بي بي حضرت زينب(س) گله كردم. گفتم: سه ماهه پاستورتم جوره. هر روز اين در و اون در مي زنم. ما رو قابل نمي دوني؟ قرار نيست هرچي با لياقته رو ببري. اعجازت اينه بي لياقتم ببري. بعد صبح خواب ديدم. تو خواب ديدم كه بالاخره بي بي گفت: شمام دعوت شدي. اينجور كه معلومه ديگه بر نمي گردم. من دوماه بيشتر نيستم. هر روز كه مي گذ ره يك روز از ديدارمون كم مي شه... ✍ الناز رحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
🎤 فرزانه گرشاسبی، مادر شهید مجید سلمانیان در گفتگو با خبرنگار : شبي كه شهيد شد، صبحش زنگ زد. سلام و احوال پرسي كرد. گفتم: مجيد جان يه خوابي ديدم مامان. گفت: چه خوابي؟ گفتم: خواب ديدم شهيد شدي، شهركمون(شهرك بعثت) دارم شيريني پخش مي كنم. بِشكن مي زد. صداي بِشكَنِش پُشت گوشي مي آمد. به دوستانش مي گفت: بچه ها بياييد. بچه ها بياييد. منكه پَر شدم. مادراي شما خواب نديدن؟ مادر من خواب ديده. من كه رفتم. بعد گفت: مامان، الآن با دوستام كه اينجا نشستيم داريم تسبيح ميندازيم كه كي شهيد مي شه. كي اسير مي شه. مامان اسم اول، قرعه به نام من در اومد، من شهيد مي شم... ✍ النازرحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
🎤 فرزانه گرشاسبی، مادر شهید مجید سلمانیان در گفتگو با خبرنگار : روز قبل از عمليات با گوشي دوستش، عكس خودش را، كه آخرين عكس هم بود برايم فرستاد. گفت: مامان جان، اين عكس را نگه دار. آخرين عكسي است كه برايت مي فرستم. يادگاري نگه دار. بعد از فرستادن آخرین عکس، يك روز ... سه روز ... چهاروز ... هفت روز گذشت. قَسَمَم داده بود ازم خبري نشد زمين و آسمان را به هم نَدوز. پيگير نشو فقط به شماره واتساپي كه بهم پيام داده و عكس فرستاده بود پيام دادم گفتم: مادر مجيد سلمانيان هستم. مي خوام ببينم از مجيد خبر داريد يا نه؟ ديدم جواب نداد... باز هم پيام دادم. گفتم: اين عكس از طرف گوشي شما اومده. مي خوام ببينم از مجيد خبر داريد يا نه؟ خيلي ناراحتم. فقط به من بگيد مجيد كجاست؟ گفت: مجيد جاش خوبه. پريشان بودم. شماره واتساپ و آخرين عكس دادم پسرم محمد. گفتم: محمد تو پيگير بشو. نگو محمد خبر داشته مجيد شهيد شده. من نمي دونستم. محمد پيام داد باخط من. برادر مجيد هستم. بگيد مجيد چي شده؟ گفت: مجيد پيش امام حسين علیه السلام و حضرت زينب سلام الله علیها است ... ✍ النازرحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
🎤 فرزانه گرشاسبی، مادر شهید مجید سلمانیان در گفتگو با خبرنگار : منتظر بودم امروز خبربدن. فردا خبر بدن. پيكرش بياد. بيست، بيست و پنج روز گذشت هيچ خبري نشد. يه همسايه داشتيم، شوراي شهر مشكين دشت كار مي كرد. به باباي مجيد گفت: چرا مشكي پوشيدي؟ باباي مجيد گفت: پسرم شهيد شده. گفت: شهيد شده؟ پس چرا هيچ خبري نيست؟ از طريق اونا پيگير شدن. بنياد شهيد تهران گفت: بچه تون شهيد شده. اما صبر كرده بوديم نامه احرازش بياد. چون به دست ما نرسيده بود نمي تونستيم بياييم اعلام كنيم. پيگير برگشت پيكر شديم. چرا برنگشته؟ گفتن: خان طومان محاصره شده. دست دشمن. چهارسال و نيم طول كشيد تا برگرده. بيست روز قبل برگشتنش هم كه خواب ديدم گفتم: مجيد كي مي خواي برگردي؟ گفت: شهادت امام رضا. سه روز مونده بود به شهادت امام رضا به دلم افتاده بود كه مجيد برمي گرده. محمد توسايت ديده بود هفت تا از شهداي خان طومان برگشتن. زنگ زد به خواهرش گفت: به مامان بگو مژده گوني بده. فكر مي كردم واقعا خود مجيد برگشته. گفتم: چي شده؟ گفت: پيكر مجيد برگشته. ديگه اونجا پشتم خالي شد. تو اين چهار سال و نيم انتظار داشتم مجيد خودش برگرده. نمي خواستم باور كنم شهيد شده. مي گفتم شايد اشتباه شده. خيلي ها رو گفتن شهيد شدن اما بعد يكي دو سال برگشتن. شايد مجيدم اينجوري باشه... ✍ النازرحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎤 فرزانه گرشاسبی، مادر شهید مجید سلمانیان در گفتگو با خبرنگار : مداحي " منم بايد برم، آره برم سرم بره" خيلي دوست داشت. مي ذاشت مي گفت: مامان اين براي من خوندن، وقتي شهيد شدم زياد گوش كن.منم هميشه گوش مي دادم، الآنم گوش می دم ... اينقدر گوش داد اين مداحي رو تا سرش رو براي عمه اش زينب(س) داد. ✍ النازرحمت نژاد به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak
⏺ جلسه هم اندیشی در راستای اجرای رزمایش جهاد امید آفرینی: جلسه هم اندیشی اجرای رزمایش جهاد امید آفرینی با حضور فرمانده سپاه ناحیه امام هادی(ع) مهرشهر برگزار شد ⏹ رزمایش جهاد امیدآفرینی با حضور فرمانده سپاه ناحیه امام هادی(ع)، شهردار کرج و امام جمعه منطقه مهرشهر برگزار شد. متن کامل خبر و تصاویر 👇🙏🌸 https://basijnews.ir/fa/news/9433064 به  کانال خبرگزاری بسیج در استان البرز بپیوندید🔻🌐 @basijalborz_irankochak