eitaa logo
خبرگزاری‌ بسیج‌ آذربایجان‌ غربی
4.5هزار دنبال‌کننده
38.5هزار عکس
2.9هزار ویدیو
58 فایل
༻﷽༺ 🔊 کانال رسمی برای انعکاس خدمات بسیج و سپاه شهدای آذربایجان غربی سایت: https://basijnews.ir/fa/azarbayejan_gharbi کانال دوم: https://eitaa.com/nor_basiratt کانال روبیکا: https://rubika.ir/basijnews_azgh ارتباط با ادمین ↙️ @sonia_badiee
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹 دیدار چهره به چهره حجت الاسلام سیدهادی ابراهیمی مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در لشکر عملیاتی۳ حمزه(ع) با امام جماعت روستاهای نوار مرزی شهرستان ارومیه 📲 ما را در رسانه‌ها دنبال کنید روبیکا https://rubika.ir/basijnews_azgh ایتا https://eitaa.com/basijnews_azgh ─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─ 🔺@basijnews_azgh
🔹 نشست برخط سردار محمدحسین رجبی فرمانده سپاه شهدای استان با موضوع تشریح برنامه‌های هفته بسیج 💢 پخش زنده از کانال روبیکا و ایتا خبرگزاری بسیج امروز ساعت ۱۶ 📲 ما را در رسانه‌ها دنبال کنید روبیکا https://rubika.ir/basijnews_azgh ایتا https://eitaa.com/basijnews_azgh ─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─ 🔺@basijnews_azgh
💢 مراسم تجلیل از بسیجیان نمونه شهرستان برگزار شد 🔺 مراسم تجلیل از بسیجیان نمونه شهرستان باروق با حضور سرهنگ پاسدار فخرالدین حبیبی فرمانده ناحیه باروق و حجت‌الاسلام نبی قرالو مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه ناحیه و جمعی از مسئولین شهرستان برگزار شد 🔹 در این مراسم از فرماندهان پایگاه های مقاومت بسیج ، ورزشکاران نمونه بسیجی و بسیجیان نمونه در عرصه های مختلف تجلیل بعمل آمد 📲 ما را در رسانه‌ها دنبال کنید روبیکا https://rubika.ir/basijnews_azgh ایتا https://eitaa.com/basijnews_azgh ─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─ 🔺@basijnews_azgh
🔺بمناسبت گرامیداشت هفته بسیج فرمانده ناحیه مقاومت بسیج شهرستان سرهنگ پاسدار صفر باباپور و هیئت همراه از بسیجیان پیشکسوت برادران پرویز حبیب زاده و میر ابراهیم حسینی دیدار و از ایشان تجلیل کردند 📲 ما را در رسانه‌ها دنبال کنید روبیکا https://rubika.ir/basijnews_azgh ایتا https://eitaa.com/basijnews_azgh ─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─ 🔺@basijnews_azgh
خبرگزاری‌ بسیج‌ آذربایجان‌ غربی
#رمان_جدید نام رمان : مدافع عشق بارگزاری از فردا خواهد بود با خبرگزاری بسیج آذربایجان‌غربی همرا
یڪےازچشمانم رامیبندم وباچشم دیگردرچهارچوب ڪوچڪ پشت دوربین عڪاسےام دقیق میشوم... هاله لبخندلبهایم رامیپوشاند؛سوژه ام راپیدا ڪردم❣ پسری باپیرهن شونیزسرمه ای ڪه یڪ چفیه مشڪےنیمےازبخش یقه وشانه اش راپوشانده. شلوارپارچه ای مشڪےویڪ ڪتاب قطوروبه ظاهرسنگین ڪه دردست داشت📑 حتم داشتم مورد مناسبـےبرای صفحه اول نشریه مان باموضوع"تاثیرطلاب ودانشجودرجامعه"خواهدبود صدامیزنم:ببخشید آقا❢یڪ لحظه... عڪس العملـےنشان نمیدهدوهمانطورسربه زیربه جلوپیش میرود. باچندقدم بلند وسریع دنبالش میروم ودوباره صدامیزنم: ببخشیییید...ببخشیدباشمام❢ باتردید مڪث میڪند،مےایستدوسمت من سرمےگردانداماهنوزنگاهش به زیراست آهسته میگوید: _ بله؟؟..بفرمایید❢ دوربین رادر دستم تنظیم میڪنم.. _ یڪ لحظه به اینجا نگاه ڪنید(وبه لنز اشاره میڪنم) نگاهش هنوز زمین رامیڪاود❢ _ ولـے....برای چه ڪاری؟ _ برای ڪارفرهنگے❢ عڪس شماروی نشریه مامیاد. _ خب چرا ازجمع بچه ها نمیندازید..؟چراانفرادی؟ بارندی جواب میدهم: _ بین جمع، شما،طلبه جذاب تری بودید❢ چشمهاش به زیرگرد وچهره ات درهم میشود. زیرلب آهسته چیزی میگوید ڪه دربین آن جملات"لاالله الا الله"رابخوبـےمیشنوم.👂 سرمیگردانـدوبه سرعت دور میشود،من مات تابه خود بجنبم تووارد ساختمان حوزه میشود.. باحرص شالم رامرتب وزیرلب زمزمه میڪنم: چقدر بـےادب بود یڪ برخورد ڪوتاه وتنهاچیزی ڪه در ذهنم ازتو ماند،یڪ چهره جدی،مو و محاسن تیره بود..❣ ✍ ادامه دارد ... کانال مدداز شهدا
خبرگزاری‌ بسیج‌ آذربایجان‌ غربی
#مدافع_عشق #قسمت_اول یڪےازچشمانم رامیبندم وباچشم دیگردرچهارچوب ڪوچڪ پشت دوربین عڪاسےام دقیق میشوم..
روی پله بیرون ازمحوطه حوزه میشینم وافرادی ڪه اطرافم پرسه میزنند را رصد میڪنم❢ ساعتـےاست ڪه ازظهر میگذرد و هوا بشدت گرم است.جلوی پایم قوطی فلزی افتاده ڪه هرزگاهے با اشاره پاتڪانش میدهم تاسرگرم شوم❢ تقریبا ازهمہ چیزو همه ڪَس عڪس گرفته ام فقط مانده... _ هنوز طلبہ جذابتون رو پیدا نڪردید؟❣❣ رومیگردانم سمت صدای مردانہ اشنایی ڪه باحالت تمسخرجمله ای راپرانده بود❣ همان چهره جدی و پوشش ساده چفیه،ڪوله ڪه باعث میشد بقول یکی ازدوستانم . _ چطورمگه؟❣...مفتشـے..؟ اخم میڪند،نگاهش رابه همان قوطےفلزی مقابل من میدوزد❣ _ نہ خیر خانوم!!..نه مفتشم نه عادت بہ دخالت دارم اونم تو ڪار یه نامحرم...ولـے.. _ ولےچے؟....دخالت نڪنید دیگه❢...وگرنه یہو خدا میندازتتون تو جهنما _ عجب❢...خواهر من حضور شما اینجا همون جهنم ناخواستہ اس❢ عصبـےبلند میشوم... _ ببینید مثلاً برادر!خیلی دارید ازحدتون جلو میزنید! تاڪےقصد بہ بےاحترامی دارید!!! _ بےاحترامی نیست!...یڪ هفتس مدام توی این محوطہ میچرخید❢اینجا محیط مردونس _ نیومدم تو ڪه....جلو درم _ اها! یعنے آقایون جلوی درنمیان؟...یهو به قوه الهے ازڪلاس طی الارض میڪنن به منزلشون؟..یاشایدم رفقا یادگرفتن پرواز ڪنن و ما بـےخبریم؟😐😕 نمیدانم چرا خنده ام میگــیرد و سڪوت میڪنم... نفس عمیقی میڪشد و شمرده شمرده ادامہ میدهد: _ صــلاح نیست اینجا باشید!... بهتره تمومش ڪنید و برید. _ نخـــوام برم؟؟؟؟؟ _ الله اڪبرا...اگر نرید... صدایی بین حرفش میپرد: _ بابا ... رفتے یہ تذڪر بدیا!چہ خبرته داداش! نگاه میڪنم،پسری باقد متوسط و پوششی مثل تو ساده. حتماً رفیقت است.عین خودت پررو!! بی معطلے زیرلب یاعلی میگوید و بازهم دور میشود.. یڪ چیز دلم راتڪان میدهد.. ... ✍ ادامه دارد ... 💖 کانال مدد از شهدا
به دیوارتڪیه میدهم ونگاهم رابه درخت ڪهنسال مقابل درب حوزه میدوزم...😊 چندسال است ڪه شاهدرفت وآمدهایـے؟❢استادشدن چندنفررا به چشم دل دیده ای؟..توهم ؟❤ بـےاراده لبخند میزنم❢به یاد چند تذڪر ...چهار روز است ڪه پیدایت نیست.😔 دوڪلمه اخرت ڪه به حالت تهدید درگوشم میپیچد... .. خب اگر نروم چـے؟❢😐 چرا دوستت مثل خروس بـے محل بین حرفت پرید و...😒 دستـے از پشت روی شانه ام قرار میگیرد! ازجامیپرم و برمیگردم... یڪ غریبه درقاب چادر.بایڪ تبسم وصدایـے ارام... _ سلام گلم❣..ترسیدی؟ با تردید جواب میدهم _سلام❣...بفرمایید..؟ _ مزاحم نیستم؟..یه عرض ڪوچولو داشتم. شانه ام راعقب میڪشم ... _ ببخشید بجانیاوردم..!! لبخندش عمیق ترمیشود.. _ من؟؟!....خواهرِ مفتشم😊 یڪ لحظه به خودم آمدم و دیدم چندساعت است ڪه مقابلم نشسته وصحبت میڪند: _ برادرم منو فرستاد تا اول ازت معذرت خواهـے ڪنم خانومے❣اگر بد حرف زده....درڪل حلالش ڪنے.بعدهم دیگه نمیخواست تذڪر دهنده باشه! بابت این دو باری ڪه با تو بحث ڪرده خیلے تو خودش بود. هـےراه میرفت میگفت:اخہ بنده خدا بہ تو چہ ڪه رفتـے با نامحرم دهن به دهن گذاشتـے!... این چهارپنج روزم رفته بقول خودش آدم شہ!... _ آدم شہ؟؟؟...ڪجا رفته؟؟؟😕 _ اوهوم...ڪارهمیشگے! وقتـےخطایـےمیڪنه بدون اینڪه لباسےغذایـے،چیزی برداره.قرآن،مفاتیح و سجادش رو میزاره توی یه ساڪ دستـے ڪوچیڪو میره... _ خب ڪجا میره!!؟ _ نمیدونم!...ولـے وقتـے میاد خیلـےلاغره...!یجورایـے میڪنه😊 باچشمانـےگرد به لبهای خواهرش خیره میشوم... _ توبه ڪنه؟؟؟؟...مگہ...مگہ اشتباه ازیشون بوده؟... چیزی نمیگوید.صحبت رامیڪشاند به جمله آخر.... _ فقط حلالش ڪن!...علاقہ ات بہ طلبہ ها رو تحسین میڪرد!... ... اینم بزار پای همینش ... همنام پسرِ اربابــے....هر روز برایم عجیب ترمیشوے... تو متفاوتـے یا... تو را میبینم؟ ✍ ادامه دارد ... 💖 کانال مدد از شهدا 💖
💢برگزاری محفل انس با قرآن و عترت همزمان با اجرای برنامه محفل چلچراغ آیه ها با حضور فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه و بسیجیان پایگاه ها و آحاد مردم در مسجد حضرت رسول اکرم (ص) شهرستان شوط 📲 ما را در رسانه‌ها دنبال کنید روبیکا https://rubika.ir/basijnews_azgh ایتا https://eitaa.com/basijnews_azgh ─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─ 🔺@basijnews_azgh
💢تجلیل و قدردانی از نفرات برتر مسابقات قرآنی بسیج در قالب برنامه محفل چلچراغ آیه ها با حضور فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه 📲 ما را در رسانه‌ها دنبال کنید روبیکا https://rubika.ir/basijnews_azgh ایتا https://eitaa.com/basijnews_azgh ─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─ 🔺@basijnews_azgh