eitaa logo
رهتاب | بسیج دانشجویی ثامن الحجج(ع)
960 دنبال‌کننده
2هزار عکس
615 ویدیو
50 فایل
رهتابیم ؛ کار ما پرورش ریشه هاست، نه فقط دیدنِ گل‌ها..🌱 °| بسیج دانشجویی مرکز ثامن الحجج (ع) فرهنگیان مشهد #خواهران |° ارتباط با پایگاه : @Ftm_Rhm
مشاهده در ایتا
دانلود
رهتاب | بسیج دانشجویی ثامن الحجج(ع)
قرار امروزمون خوندن "زیـــــارت آل یاســــــین" و هدیه به امام زمان (عج) یعنی، منم امروز ، توی سلا
◽️◽️◽️◽️◽️◽️◽️◽️◽️◽️ فرج یعنی دعای عهد خواندن، عهد را بستن دعا یعنی پلی از فرش تا عرش خدا بستن فرج یعنی دلِ سجاده را با اشک ها شستن دهان هرچه شیطان است را با ربنا بستن در امواج بلندِ آل یاسین غوطه ور بودن دلِ خود را در این طوفان به لطفِ ناخدا بستن فرج یعنی به سوز ناحیه، حق را قسم دادن دخیلِ اشک را بر تکیه های کربلا بستن توسل های ما در هر سه شنبه معنی اش این است درِ دل را به روی هرچه غیر از اِنَّما بستن خوشا مثل شهیدان مدافع زندگی کردن به سر سربند یا مهدی و یابن المصطفی بستن قرار امروزمون : خواندن دعای عهد به نیت سلامتی و ظهور امام زمان (عج) 💌 💌 ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- آی علی اکبر امام رضا ؛ یا جواد الائمه🖤 ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای من... پسر امام رضای من... خدا میدونه دست توعه، عرفه‌ی کربلای من... شهادت مظلومانه نهمین چراغ هدایت، مظهر جود و کرم، حضرت محمدتقی علیه‌السلام بر تمامی شیعیان و محبان اهل بیت (ع) تسلیت باد▪️ ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• روز پسران ایران، در آسمان ها مبارک 🖤 • بخش کوچکی از شهدای جنگ رمضان ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایتی شنیدنی از خواستگاری حضرت علی(ع) از حضرت فاطمه(س) 🎙حجت الاسلام شهاب مرادی 🌸 سالروز ازدواج آسمانی امیرالمومنین علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیها السلام مبارک باد ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب
هنوز آن روزگار را فراموش نکرده‌ام. در همان کودکی، علی با دلِ نترس به میدان می‌رفت و چشمانش از هیبت جنگ نمی‌لرزید. هر کس که می‌خواست هم‌آوردش شود، او را می‌دید و می‌فهمید با پهلوانی روبه‌روست؛ کشتی می‌گرفت و رقیب را به خاک می‌کوبید. پایش چنان تند بود که می‌دوید و در راه، از اسبان تیزرو پیش می‌افتاد. بزرگ‌ترها می‌گفتند : این کودک، سر پر از نیرو و خرد دارد. خودِ علی بعدها فرمود : در کودکی، بزرگان عرب را بر زمین افکندم و شاخه‌های بلند قبیله‌های ربیعه و مضر را در هم شکستم. من از همان زمان دانستم شجاعت او، تنها بازی کودکانه نیست؛ آغاز حقیقتی بزرگ است ! - هفده روز مانده تا عید غدیر -🌱 ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب
اهـــل کــار جهـــادی بـــود؛ واقعاً شـــب و روز نمی‌شناخت؛ واقعاً دنبال آفرین و احسنت برای این‌همه کاری که می‌کرد نبود. ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب
علی بن ابی طالب را از کودکی می‌شناختم. هنگامی که طلوع می‌کردم تا موقعی که رخت خود را می‌بستم، همسفر خاموش پیامبر در کوه و بیابان بود. همانند روح که تا هنگام مرگ در جسم تنیده است، از سایه‌ی رحمت او جدا نشدنی بود. برای یافتن پیامبر، ابتدا باید سراغ علی را می‌گرفتی، هر جا پیامبر بود قطع به یقین علی هم آنجا حضور داشت. هر گاه به حر می‌نگریستم، سایه‌ی او را هم می‌دیدم، جای پای محمد را علی همیشه پر می‌کرد. در خلوت آن غار، اشتیاقی که در چشمانش پیدا بود، نوری میشد که به قلب پیامبر راه می‌یافت. رازهای پنهانی در سکوت آن محل به پچ پچ در می‌آمد که جز علی کسی قادر به شنیدنش نبود. پرتوی وحی به جان پیامبر می‌تابید و چهره‌ی محمد رنگ نبوت به خود می‌گرفت. در راه پیام رسانی پیامبر، او همه چیز بود. محافظ، همراه، یاور و حمایت کننده. ..✅ - شانزده روز مانده تا عید غدیر -🌱 ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب
از نظر رهبر شهید انقلاب ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب
هدایت شده از دُختــیژِن
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 این مفاهیم وحدت بخش و تعالیم متعالی هرگز نمی‌سوزد. +روزگاری عَلَم در دست شهید خدمت بالا می‌رود و حال در دست جانفدا های خیابان. _پخش به مناسبت دومین سالگرد شهادت شهید جمهور و همراهانش... 📽 ‌|حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان مشهد| 🌱@dokhtizhen|دُختــیژِن
حاج آقا هارداسان ؟ اون شب رو یادم نمیره ، دلتنگ شخصی بودم که تا دیروز دنبال دیدنش نبودم ، دنبال کسی بودم که تا دیروز برایم خیلی فرقی نداشت که کجاست ، اما دیگر برایم فرق داشت آن شب را چگونه می گذراند .. اصلا او زنده است ؟ نفس می کشد ؟ گویی پدرم را گم کرده بودم .. دلم میخواست بروم در کوچه و خیابان دنبالش بگردم ، حتی در جایی که مطمئن بودم نیست .. قلبم آن شب ، قلبم هنوز ، هنوز ، هنوز دنبالش می گردد... دیر پیدایت کرده بودم ،دیر .. آن شب فقط شما در مه گم نشدید ، من هم گم شدم ، بهتر است بگویم گم شده بودم .. چشم هایم که تا دیروز مِه را نمیدید ، بینا شد و مِه دیدنی شد.. مِه ؟ آری ! مِه .. مِه حاصل از کوتاهی هایم ، کم کاری ها ، کم خدمتی ها .. تو گم شدی تا من بینا شوم ، ببینم ، بفهمم که من هم گم شدم .. و وای به حال من که بعد از آن شب باز هم مِه زندگی ام را فراگرفت و من از شدت عادت به آن ، نفهمیدم در مِه گیر کرده ام .. در حقیقت مِه این است .. و آنچه تو در آن گم شدی گرچه یک دنیا مِه ولی یک جهان نور و شفافیت بود .. شفافیت کاری ، شفافیت مالی ، شفافیت وجدان ، شفافیت غیرت ، شفافیت شرافت .. ای شهیدِ شفافِ دنیایِ مِه گرفته ها ، دوستت داریم .. 🕊 📨 ⦋بسیج‌ دانشجویی‌ مرکز ثامن‌الحجج(ع)⦌ 🌙 @Basijsamn :: رَهتــٰـاب