eitaa logo
بصیر| علی اکبر وحیدی
3.4هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
1هزار ویدیو
376 فایل
دغدغه های بصیرتی یک طلبه به صورت جزوه های قرآنی ، احادیث زیبا ، تدریس ،سخنرانی , روضه و صوت ها کانال بصیر: @basir_v ارتباط با ادمین : @yamahdy_a کانال تفسیر آیات نماز https://eitaa.com/joinchat/2278425009Ceeabf730db کانال سیاسی «احدی الحسنیین» @hosnayayn
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2026_06_10_09_45_33 (1).mp3
زمان: حجم: 3.5M
خدا هدایت کند کسی را که اختلاف افکنی می کند .... این صوت را حتما گوش کنید و تا می توانید پخش کنید. کانال بصیر: https://eitaa.com/basir_v
جنگ و بی معنایی برای اثباتِ «عقلانیتِ عدم مذاکره» با آمریکا، می‌توان استدلال‌های زیر را بر اساس مبانی نظام جمهوری اسلامی و اندیشه های امامین انقلاب، تدوین کرد: ​۱. استدلال ماهوی (تضاد در آرمان‌ها): مذاکره به معنای رسیدن به یک «مخرج مشترک» است. وقتی طرفین بر سر «موجودیت» یکدیگر اختلاف دارند، مذاکره بی‌معناست. آمریکا خواهانِ ادغام ایران در نظم جهانیِ تحت رهبری خود است (پایان استقلال)، و ایران خواهانِ برهم زدنِ این نظم است. در این تقابل هویتی، مذاکره یا به معنای تسلیمِ یکی از طرفین است یا فریبی برای خرید زمان؛ بنابراین مذاکره در این سطح، غیرعاقلانه است. ​۲. استدلالِ «فریب» و «بدعهدی» (درس‌گیری از تاریخ): تجربه برجام (توافق ۱۳۹۴) به عنوان یک مستند تاریخی، از نظر رهبری اثبات کرد که آمریکا به «تعهدات» پایبند نیست. عقلانیت حکم می‌کند که وقتی طرف مقابل از «فشار حداکثری» به عنوان ابزارِ مذاکره استفاده می‌کند، مذاکره نه تنها رفعِ شر نمی‌کند، بلکه «اشتهایِ» طرف مقابل را برای امتیازگیری بیشتر باز می‌کند. در منطقِ رهبری، مذاکره در شرایطِ تهدید، «ساده‌لوحی» است. ​۳. استدلالِ «مذاکره به مثابه سلاحِ دشمن»: از دیدگاه رهبری، آمریکا به مذاکره نه به عنوان راهکار حل مسئله، بلکه به عنوان «پروژه» نگاه می‌کند تا از طریق آن، دو کار را انجام دهد: ​داخلی: ترویجِ روحیه «ما نمی‌توانیم» و مرعوب کردن جامعه. ​بین‌المللی: نشان دادنِ ایران به عنوان کشوری که در حال کوتاه آمدن است (شکستنِ ابهتِ مقاومت). بنابراین، پرهیز از مذاکره یک تصمیم عقلانی برای حفظ «سرمایه استراتژیک مقاومت» است. ​۴. استدلال «قدرت به جای گفت‌وگو»: آیت‌الله خامنه‌ای بارها تأکید کرده‌اند که «زبانِ دشمن، زبانِ زور است». در یک بازی قدرت، وقتی طرف مقابل زبانِ منطق را نمی‌فهمد، گفتگو کردن با او «اتلاف وقت» و نشان‌دهنده «ضعف» است. عقلانیت در اینجا ایجاب می‌کند که به جای مذاکره، «مولفه‌های قدرت» (نظامی، اقتصادی، علمی) تقویت شود تا دشمن ناچار به عقب‌نشینی شود، نه اینکه با او بر سرِ عقب‌نشینیِ ما مذاکره شود. ​نتیجه‌گیری: ​مذاکره از نگاه این مکتب فکری، زمانی غلط است که به عنوان «راهکارِ خروج از بحران» دیده شود. عقلانیت انقلابی می‌گوید: راهکار خروج از بحران، «تولید قدرت» است، نه گفتگو با کسی که هدفش حذفِ این قدرت است. مذاکره تنها زمانی عاقلانه است که به عنوان یک «ابزارِ فنی» برای تثبیتِ دستاوردهایی باشد که پیش‌تر در میدانِ عمل به دست آمده‌اند، نه راهی برای گدایی امنیت یا توسعه