"بصيره"
ســـ🗣ـــلام تقدیمی به مناسبتِ گالری تکونی(؟) از طرف این یارو اینجوریه ک شما منم راستی! ظرفیت/مهلت/
خب ،خط توصيف از چنل بانو:
راستش نميدونم چجورى توصيف مينويسن ( انشام صفره) به خاطر همين حسي كه چنلت بهم ميده رو مينويسم ،"وايب پاييز و كيك با دارچين بهم ميده ،حس ميكنم ارومه ؛اون شب هايي هم كه راجب موضوعات عميق مختلف صحبت ميكرديم خيلي جالب بودن وايب اينو ميدادن كه توى يه مهمونى نشستيم( صاحب خونه خودتي) و يهو بدون هيچ دليل منطقي تصميم گرفتيم يه بحث باز كنيم و حرف بزنيم و هرچند وقت يه بار يدونه از مهمونا يه تيكه راجب نظرش ميپرونه و ميره و ما ادامه ميديم به همون بحثمون[ واقعا دوستشون داشتم ،كاش بازم بذارى ازشون]"
منم قول ميدم درس بخونم ...
به خدا
به پيامبر
به اسلام
به حضرت ابالفضل
به دانشگاه منچستر
به كشورم
به خود اينده اى كه تخليش ميكنم
به مامانم كه ارزو يه فرزند پزشك داره
به داداشم
به بچه هاى يتيم
به غربتي كه زندگي كردم
به ابن ميثم و ابن خلدون و ابن الهيثم