بــصــیــر | Basir
-بی خاصیت بود اما ژست آفتابه رو خیلی دوست داشت .
به اندازه آفتابه هم کارایی نداشت.
سه سال است خون دل می خوریم..
سه سال است داغ دار توئیم..
سه سال است بغضی در گلویمان مانده که منتظر تلنگریست تا بشکند..
و چشمانی که در انتظار بهانه ای ست ببارد برای تو..
سه سال.. زمان زیادی ست..
ای غم خجسته ی ما..
دل ما تاب این غم را ندارد..
تاب ندارد عزیز دلم..
حواست هست..؟
به وقت ساعت وصال| ۱:۲۰