اول جناب دین هامر اومد رو مبحث همجنسگرایی وزن همجنسگرایی که به تک ژن معروف بود آزمایش متعددی انجام داد که با دونسریه متناقض رو برو شد👇
🔰سکانس اول : دین هامر و آزمایشی که وقتی تکرار شد نتیجه ای متضاد داشت❗️
In the 1990s Hamer began studies on the genetics of human behavior, which led to the first molecular evidence for genes that influence human sexual orientation.
در دهه 1990 دین هامر شروع به مطالعه ی ژنتیک رفتار انسان کرد ،که منجر به مشاهده ی اولین شواهد مولکولی از ژنهایی که بر گرایش جنسی اثر می گذارند شد !
A genetic linkage analysis of DNA samples from these families showed that gay brothers had an increased probability of sharing polymorphic markers on the subtelomeric region of the long arm of the X chromosome, Xq28, providing statistically significant evidence for linkage to the sexual orientation phenotype.
در تجزیه و تحلیل پیوستگی ژنتیکی شواهدی آماری بین گرایش جنسی و ناحیه زیر تلومری از بازوی بلند کروموزوم X موسوم به Xq28 پیدا کردند.
This finding was replicated in two other studies in the United States whereas a study in Canada found contrary results;
این یافته در دو مطالعه دیگه در آمریکا انجام شده اما یکی از مطالعات در کانادا به نتیجه متضادی رسید.
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Dean_Hamer
🔰سکانس دوم : اعتراف دین هامر به اینکه نمی تواند ژنتیکی باشد ❗️
One of the main original proponents of gay gene theory, Dr Dean Hamer, now concedes that it is unlikely that something as complex as human sexuality can be explained solely in terms of genetic inheritance.
یکی از طرفداران اصلی اولیه نظریه ژن #همجنسگرایی، دکتر دین هامر، در حال حاضر تصدیق میکند که بعید است که چیزی به پیچیدگی تمایلات جنسی انسان را تنها بتوان از نظر وراثت ژنتیکی توضیح داد.
http://www.spiked-online.com/newsite/article/5375#.WIIakctz7qD
#رد_همجنسبازی
دانشمندان میگویند «ژن همجنسگرایی» وجود خارجی ندارد💢
پژوهشگرها میگویند با بررسی اطلاعات ژنتیکی نزدیک به نیممیلیون انسان، به این نتیجه رسیدهاند که ژنی به نام «ژن همجنسگرایی» وجود ندارد.
به گزارش شبکه خبری اسکاینیوز، نتایج مطالعه یک تیم پژوهشی روی افرادی که به گفته خودشان رفتارهای جنسی همجنسگرایانه را تجربه کردهاند، نشان میدهد رفتارهای جنسی افراد تحت تاثیر آمیزهای از عوامل ژنتیکی و محیطی است.
آنها تاکنون نتوانستهاند به الگویی ژنتیکی برسند که بتوان آن را به شیوهای معنادار در پیشبینی گرایش جنسی افراد مد نظر قرار داد.
یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که رفتار انسان، مانند شخصیت و سایر صفتهای پیچیده انسانی، تحت تاثیر ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی بروز میکند. آنها با تجزیه و تحلیل پاسخهای پرسشنامهها و همچنین «مطالعات گسترده ژنومی» (GWAS) روی دادههای مربوط به بیش از ۴۷۷,۵۲۲ نفر در دو بانک اطلاعاتی «بیوبانک بریتانیا» (UK Biobank) و «۲۳ و من» (23andMe) به جمعبندی اخیر رسیدهاند.
این گروه پژوهشی موفق به کشف پنج متغیر ژنتیکی شدهاند که در بروز رفتار جنسی همجنسگرایانه دخیلاند. بر اساس یافتههای این پژوهش، که در ژورنال ساینس (Science) منتشر شده است، این متغیرها فقط تا حدودی بین زنان و مردان مشترکاند و امکان پیشبینی معنادار رفتار جنسی افراد را فراهم نمیسازند.
پژوهشگرها در توضیح نتایج بهدستآمده میگویند: «ما ثابت کردیم که معماری زیربنای ژنتیکی فوقالعاده پیچیده است و بیتردید یک عامل ژنتیکی خاص برای #همجنسگرایی وجود ندارد.» به گفته آنها، «ژن همجنسگرایی» عبارتی است که گاهی در رسانهها به کار میرود و مبنای علمی ندارد.
نویسندههای این مقاله پژوهشی در ادامه نوشتهاند: «مجموع تمام متغیرهای مشترک ارزیابیشده فقط بخشی از وراثتپذیری ژنتیکی را در سطح جمعیتی توضیح میدهد و پیشبینی معنادار گرایش جنسی فردی را ممکن نمیسازد.»
https://iranintl.com/دانش-و-فناوری/دانشمندان-میگویند-«ژن-همجنسگرایی»-وجود-خارجی-ندارد
#اطلاعات
#LGBT
همجنس بازها استدلال میکنن چون توی حیوانات همجنسخواهی طبیعی هستش پس این عمل توی چارچوب زندگی انسان هم طبیعیه
خب با این معیار،مدفوع خوردن برای حیوانات چیز بدی نیست
آیا منطقی هستش از فردا به جای خوردن غذای عادیمون دست به چنین اعمالی بزنیم؟
#lgbt
🔰این مبحث زنجیره ایی و پیوسته هست،،تمام پست هارو مطالعه کنید💡
🔖همجنس بازي از ديدگاه جامعه شناسي :
📌جنسيت بيمارانه :
📝هر نوع بيماري رواني، خواه ناشي از دلايل «جسمي- روحي» باشد و يا به طور جداگانه از عوارض عصبي يا رواني ناشي شود، مسائل جنسي متعددي را مطرح ميكند.
📝خصوصيت برجسته ي انحرافات جنسي عبارت است از ابرام مطلق فرد منحرف در دنبال كردن شيوه ي معيني براي تحصيل ارضاي جنسي كه از نقطه نظر پزشكي، بيمارانه و نابهنجار است.
📝تعريف اين نابهنجاري دو وجه دارد:
📌اول، خصلت كودكانه ي ارضاء حاصله: شيوه ي مورد استفاده در اين وجه ناشي از توقف فرد در يكي از مراحل كودكانه ي رشد جنسي است.
📌دوم، تكرار سماجت آميز اعمال منحرفانه اي كه به صورت امر بزرگ زندگي فرد در ميآيد.
📝 اين نوع افراد را به غلط عقده ايهاي جنسي توصيف كرده اند:
...در واقع كسي كه بايد منحرف به حساب آورده شود در جستجوي ارضايي است كه نبايد در پي آن بوده باشد، يا نبايد ديگر به دنبال آن برود، در حالي كه « عقده اي» خود را مجبور به اعمالي ميبيند كه از آنها بيزار است و از اين كه خود را از روي ناچاري در معرض آن اعمال قرار ميدهد رنج ميبرد.
🔖هم جنس بازي :
📝هم جنس بازي از نظر بعضيها يكي از عادي ترين شيوههاي جنيست است، عده اي ديگر آن را گناهي نفرت انگيز ميدانند، و بالاخره باز هم از نظر عده اي ديگر گرايشي است كه همه ي افراد به طرزي كم و بيش فعالانه و كم و بيش آگاهانه آن را در دوران ما قبل شباب « ميگذرانند» ولي در كساني كه صفت هم جنس باز در موردشان اطلاق است اين به طور نابهنجار مداومت پيدا ميكند و به صورت رفتار جنسي آنها در سن بلوغ در ميآيد.
1⃣ نظريه اي كه هم جنس بازي را تبيين جنسيت بهنجار ميداند:
🔖احتجاجهاي تاريخي :
📝سابقه ي هم جنس بازي به قدمت جهان است. حتي افلاطون هم فصول هيجان آميزي را در آثارش وقف آن كرده است. تاريخ و اساطير يونان باستان پر از نمونههايي است كه طبق آنها هم جنس بازي در موارد مختلف ظاهراً وسيله اي براي باليدن صفات مردانه بودده است. «محبوب» و «دوستدار» به صورت رفقاي ميدانها به جنگ در ميآمدند و ياران يكديگر در مبارزات سياسي ميشدند. مداركي را كه حكايت از پذيرفته بودن هم جنس بازي ميكند ميتوان در بسياري از تمدنهاي (مصري، ژاپني) مشاهده كرد.
📌«نورمان ها» آن را معمولاً به جرأت و شجاعت سربازي نسبت ميدادند. هم جنس بازي نقش بزرگي در رنسانس ايفا كرده است. ميكل آنژ معروف ترين نمونه اي است.
📌كه در اين مورد ميتوان اسم برد. در قبايل مغرب مبادرت به استعمار شمال آفريقا كردند و اسپانيا را به تصرف در آوردند، هم جنس بازي رواج فراوان داشته است!
🔖احتجاجات زيست شناسي :
📝از آن جا كه مرد و زن هر دو از روي الگوي بدني يكساني ساخته شده اند تنها فرقشان عدم شباهت كالبدي و فيزيولوژيكي مختصري است كه روي هم رفته ناچيز است:
📌هر يك از دو جنس اندامهاي جنسي طرف مقابل را به صورت بقايايي جنيني در خود حفظ ميكند. حتي هورمونهاي زن و مرد از نظر تركيب شيميايي به هم نزديكند.
📌بنابراين، پيدا شدن تمايل به هم جنس زاييده مختصر تغيير شيميايي هورمونها در جهت جنس مقابل است.
🔖 احتجاجات رفتاري :
📝نظر به اين كه روان شناسان ثابت كرده اند كه هر يك از ما در دوره ي قبل از شباب مرحله اي هم جنس بازانه را طي ميكند، پس نبايد چندان غير عادي به نظر رسد كه بعضي افراد در همان مرحله متوقف مانده باشند يا در صورت پيدا شدن فرصت مساعد به آن مرحله باز گردند. زندگي فشرده و پر آميزشي كه در مدارس، اردوگاه ها، كشتيهاي زمان سابق، زندانها و غيره بر قرار است (يا بر قرار بوده) چنين امكاناتي را نمايان ميكند.
2⃣ نظريه اي كه همجنس بازی را گناه ميداند :
📝اين نظريه اي است متعلق به اهل فقه كه در اناجيل عهد قديم و عهد جديد و در قرآن كريم هم به چشم ميخورد.
📝 همجنس بازي عملي جنسي است كه خارج از ازدواج و بر خلاف طبيعت صورت مي گيرد.
📌 اين عمل لااقل به سه دليل نوعي معصيت به درگاه خداوند به حساب ميآيد:
🖋الف) غير عادي بودن هدفي كه براي عشق ورزيدن انتخاب ميشود.
🖋ب) پيوندي است كه قابليت تشريع ندارد.
🖋ج) در مورد مرد، با اتلاف نطفه همراه است.
پيامبران يهودي و همچنين پاپ (در مراسله با قرنطيان) صريحاً هم جنس بازي را محكوم كرده اند. محمد صلي الله عليه و آله از زبان لوط (خطاب به قومش) ميگويد:
« به درستي كه شما به جاي پرداختن به زنان ميل به شهوت راندن با مردان داريد» (۴۴)
3⃣ برخورد پرشكي :
🔖 هم جنس بازي به عنوان انحراف در غريزه ي جنسي:
📝ملاحظاتي كه ذيلاً ذكر ميشود براي آن نيست كه همجنس بازي را معذور بدارد يا به اصطلاح مشروعيتي بدان عطا كند هر چند در مطالبي كه ميآيد غرض اين است كه هم جنس بازي را به عنوان نوعي انحراف- و نه نوعي تبه كاري- توضيح دهد، معذلك آن را هم چون آفتي اجتماعي كه به طرزي استثنايي پليد و زيان آور است در نظر ميگيرد.
📝رفتار هم جنس بازانه براي آن كه به درستي درك شود بايد همراه با علل رواني- فيزيولوژيكي و اجتماعي تعينن كننده ي آن مورد مطالعه قرار گيرد.
📝پديد آمدن هم جنس بازي عموماً داراي جنبه ي پيشرس است. اين پديده به عنوان يك بيماري به وسيله ي سلسله ي كاملي از علامات خاص خودنمايي ميكند:
📌الف) احساس متفاوت بودن از ديگران:
اولين نشانه اي كه بايد توجه را جلب كند عدم رضايت فرد از پيكر خود و احساس ناقص بودن آن است.
📝 بدن با حركات و سكنات خود، با ساير موجودات و يا جهان ارتباط برقرار ميكند.
📝 خاطرات شخصي به خودي خود اهميتي، يا ارزش تعينن كننده اي ندارند مگر از اين نظر كه كسي يا كساني از اطرافيان و از مردم بر آن خاطرات وقوف داشته، آنها را درك و ارزيابي كرده و رأي يا نظري راجع به آنها به هم رسانده باشند. غالباً دخالت ناشيانه يا بي رحمانه اي كه پدر يا مادر به صورت نهي و منع يا تنبيه اعمال ميكنند تبديل به عاملي براي خودنمايي نخستين علامات هم جنس بازي ميشود.
📝گاهي اين نوع دخالتها به صورت عامل تداعي كننده اي چنان خاطره يا لذتي در ميآيد كه دلپذيري بي حد آن تمام چيزهاي ديگر را زايل ميكند و به تثبيت انحراف منجر ميگردد.
📌ب) آنچه در بالا گفته شد معادل است با بيان تمام اهميتي كه انزوا در سنين پايين فرد هم جنس باز در بردارد.
📝 احساس ناخوشايند او نسبت به پيكر خودش در مقايسه با پيكرهاي ديگران (آنهايي كه زيباتر و مسن ترند و لذا از جهات عضلاني و جنسي بهتر رشد كرده اند) احساس عدم امنيت به وجود ميآورد و آگاهي از اين حقارت نياز به قبولاندن خود، به بخشاياندن خود، از طريق تسليم شدن به آن «ديگري» را بر ميانگيزد.
📌ج) فاجعه ي اين هيكل ناقص، ضميمه و ملازمي دارد:
📝كه عبارت از علاقه ي فرد هم جنس باز به لباسهاي عجيب و جلف، آراستن پيكر خود، مواظبت از آن، بها دادن به آن و مورد
توجه قرار دادن آن است.
📝 اگر تماشاگري نباشد خود فرد جاي تماشاگر را ميگيرد و در صدد بر ميآيد چهره ي خودش را تماشا كند (اسطوره ي نارسيس) (۴۵) او در اين جا به مرحله ي خودستايي [كذا = شيفتگي نسبت به خود] ميرسد (پي در پي در آينه نگاه كردن، افراط در آرايش، علاقه ي غير عادي به لباسهاي شكيل و غيره)
📝در مرحله اي كه از لحاظ آسيب شناختي اهميت بالاتري دارد پاي استمناء مفرط به ميان ميآيد كه خود نوعي هم جنس بازي خالص است اين عمل در واقع يكي ديگر از شيوههاي خودشيفتگي است.
🔖....به عبارت ديگر روشي است كه فرد ميخواهد از طريق آن به خودش ثابت كند كه پيكر او از نظر وظايف الاعضايي كم و كسري ندارد. هم جنس بازي جستجوي مستمر و دلهره آميز «خويشتن» ديگري است كه از نايل آمدن هم جنس بازبه بلوغ، يعني روآوردن او به ديگران – به جنس مقابل- جلوگيري ميكند.
📌 د) كثرت طرفهاي مقابل:
📝سالهاي ما قبل شباب دوره اي است كه در آن وقوع همه چيز ممكن است، ولي براي رسيدن به بلوغ بيشتر بايد به يك بخش قناعت كرد و بنابراين «صرف نظر كردن» را پذيرفت.
📝 اين گفته چه در انتخاب رشته ي تحصيلي و چه در زمينههاي عشقي به يك اندازه صدق ميكند.
📝«ميل نكردن» برابر با محكوم كردن خود به عدم تكامل است. در عشق [بچه گانه يا بيمارانه] مصداق اين حكم عبارت است از وقف كردن خود به طرفهاي متعدد و ماهيتاً وفادار نبودن. همه ميدانيم كه حتي نوجوانان معمولي [بهنجار] با چه سهولتي عشقهاي كوچك و لاسهاي كودكانه ي خود را برقرار ميكنند و آنها را به هم ميزنند.
📝كثرت انتخابها در واقع يكي از عوامل مهم پيوندهاي هم جنس بازانه است. اين كثرت و تنوع، با توزيع و انتشار «خويشتن »هاي ديگر – آن هم به شيوه اي چنان فراگير كه حضورشان همه جا و در تمام لحظات احساس ميشود سدي از اعتماد و اطمينان در برابر دلهره به وجود ميآورد.
📝در عين حال، دستپاچگي و فوريتي هم كه از خصوصيات جدايي ناپذير همجنس بازي است، به طوري كه بايد در اولين مكان قابل دسترسي:
🖋در رخت كن، در توالت، در پاركها و غيره به انجام برسد، از همين جا سرچشمه ميگيرد. البته به اين ترتيب يكي ديگر از ويژگيهاي هم جنس بازي كه اختصار و سرعت آن است و آشكارا نشان ميدهد كه صرفاً جنبه ي جسماني دارد (و هرگونه تبادل افكار و احساسات در آن به طور مشهود منتفي است) توضيح داده ميشود.
📝پيوند هم جنس بازانه حتي هنگامي كه از قوه به فعل در ميآيد و موجوديتش را در عرصه اي واقعاً اجتماعي برقرار ميكند، جلوي اين پرسه ي بي وقفه، اين جستجوي تنوع دائماً تكرار شونده، اين زغبت بي صبرانه به «طرف» تازه، و اين بي قراري براي عمل سريع را نمي گيرد.
📝 چنين پيوندي كمتر از پيوند جنسي سالم و متعارف بر اثر عدم وفاداري دچار اختلال ميشود. عدم وفاداري ، به نحوي بسيار تناقض آميز، در اين جا وسيله اي براي محكم كردن پيوند است (چيزي كه در بعضي ازدواجهاي كنوني هم به چشم ميخورد) چرا؟
📍 چون آنچه هم جنس بازدر جاي ديگر به دنبالش ميگردد، نوعي تقويت و تسلاست كه به نوبه ي خود بايد به او اجازه دهد تا پيوند اصلي را تحكيم كند.
📝اين نكته درمورد زوجهاي همجنس باز [زن و شوهري كه هر دو هم جنس بازند] نيز صدق ميكند. ازدواج اينها پايدار نمي ماند مگر آن كه هر كدام ماجراهاي هم جنس بازانه ي متعددي براي خود داشته باشد.