ادبیات خوندن اینجوریه که
میخوای یـــــــک شـــــــــعر رو
سبــــــــــــکشنـــــــــــاسی کنی،
بــــــه عنــــــــــــوان تكليــــــــــف
تحویل استــــاد بدی و تمام.
بهنظرطبیعیومعمـولیمیاد،
پـس کتـــــاب رو باز میکنی؛
امــا روی همـــــــون بیت اول
قفل میشی! انگــــــار شــاعر
سرش رو از ورقههای تاریخ
بیرونآوردهو تو رو صدا زده،
برگشتــی نگــــاهش کردی و
او شــــــــــــــــروع کرده بـا تــــو
حرف زدن... حـــــــــــرف زدن
از دردِ استخوانســـــوزی که
شــــــــایـــــد تـــو هم یه روزی
تجـربه کردی یا خواهی کرد
از ادبیـــــــــات میگم بــــــرات،
همــــــــــــــون دوا و درمــــــونِ
تلخ و شیــــــرینِ زندگی من.
•باطـن•
@baten110
تو پوستر هیئتتون قید کنید مراسم برای برادرانه یا خواهران
تو پوستر هیئتتون قید کنید مراسم برای برادرانه یا خواهران
تو پوستر هیئتتون قید کنید مراسم برای برادرانه یا خواهران
حافـظ از جورِ تــو حاشـا که بـگرداند روی
مــن از آن روز کـه در بنــدِ تـــو ام آزادم…
•باطـن•
یه جاهاییام انگار خدا با هزارتا نشونه برمیگرده بهت میگه بابا میدونم تو بچه پررویی، بیخیال شو به صلاحت نیست، ول کن دیگه!
- چگونه از تلخیها جان سالم به در بردی؟
- اول واقعبینانه به قضیه نگاه کردم، سپس رویـا بافتم.