تو پوستر هیئتتون قید کنید مراسم برای برادرانه یا خواهران
تو پوستر هیئتتون قید کنید مراسم برای برادرانه یا خواهران
تو پوستر هیئتتون قید کنید مراسم برای برادرانه یا خواهران
حافـظ از جورِ تــو حاشـا که بـگرداند روی
مــن از آن روز کـه در بنــدِ تـــو ام آزادم…
•باطـن•
یه جاهاییام انگار خدا با هزارتا نشونه برمیگرده بهت میگه بابا میدونم تو بچه پررویی، بیخیال شو به صلاحت نیست، ول کن دیگه!
- چگونه از تلخیها جان سالم به در بردی؟
- اول واقعبینانه به قضیه نگاه کردم، سپس رویـا بافتم.
هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
بحث بیجنبه بودن یا زود رنج بودن نیست!فقط هر آدمی رو یه سری چیزا خیلی حساسه، از یه سری کارا بدش میاد،
شاید یکی دو بار ببینه و به روی خودشم نیاره؛ ولی کسایی که برات مهمن بحثشون از بقیه جداست،
آدم از یه سری از آدمای زندگیش انتظار نداره، نمیتونه اون حرفارو از کسایی که با تیکهتیکهی وجودش دوسشون داره هضم کنه!
بحث بحثه انتظاره،
و اگرنه اگه یه غریبه اون حرفا رو بزنه
یا اونطوری که دوست نداری رفتار کنه که مهم نیست!
آدم از کسایی که دوسشون داره ناراحت میشه..
یا ایها العزیـــز!
مسنا و اهلنا الضر
و جئنا ببضاعة مزجاة
فاوف لنا الکیل
و تصدق علینــا...:)
•باطـن•
یا ایها العزیـــز! مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینــا...:)
پر کن دوباره کیل مرا، ایّها العزیز!
دست من و نگاه شما، ایّها العزیز!
رو از من شکسته مگردان! که سالهاست
رو کردهام به سمت شما، ایّها العزیز!
جان را گرفتهام به سرِ دست و آمدم
از کورهراههای بلا، ایّها العزیز!
وادی به وادی آمدهام، از درت مران
وا کن دری به روی گدا، ایّها العزیز!
چیزی که از بزرگی تو کم نمیشود
این کاسه را...فَاَوفِ لنا، ایّها العزیز!
ما، جان و مالباختگان را رها مکن
بگذار بگذرد شب ما، ایّها العزیز!
دستم تهیست راه بیابان گرفتهام
محتاج یک نگاه شما، ایّها العزیز!
مشق و تکلیف خر است.
مشق و تکلیفهای انباشته شده خر تر است.
مشق و تکلیفهای انباشته شده هنگام کارهای فوری خیلی خر تر است.
استرسش از همه خیلی خیلی خر تر است!