•باطـن•
کآرام جانم میرود…
حالا با بدن بیجون و دست و پایی که سِر شده از بهت، باید کم کم و اجباراً بپذیرم که قراره قد و بالات بره زیر خاک آقاجون
بوی خاک میاد:)
صدای کشیده شدن لاستیک ماشینا روی آسفالت خیس
و رعد و برق آسمون
میشه ساعتها فقط بویید و شنید
*از لحظهها
•باطـن•
معشوق وقتی فریادِ کمکخواهی سر میدهد، عاشق نمیایستد به تماشا... - کاتب اعظم
دوستدارِ عـلـی(ع) اولین چیزی که از او دارد، مروّت است… .
- کاتب اعظم
به همون اندازه که آرامش ازم گرفتین
و مجبورم کردین فکر کنم، وقت بذارم، هزینه کنم تا حالم رو کنترل، و بعدش بهتر کنم
مدیون به من شدید
و باعث شدید زمانی از من فوت شه که میتونست صرف چیزای مفیدتری بشه
و به همون اندازه قراره نگذرم ازتون