تارکوفسکی میگه:
تنها یک چیز میدانم و آن اینست که وقتی میخوابم دیگر معنای ترس را نمیدانم، معنای رنج را، معنای سعادت را، خوشا آن کس که به خوابی عمیق فرو رفته است! خواب سکوتیست که بهای هر چیز را میپردازد. ترازوئیست که وزن همه آدمیان در کفههایش یکسان است؛ فقیر و غنی و دارا و ندار، همه به یک اندازه.
او هیچوقت نگفت دلش گرفته.
فقط آرامتر حرف میزد،
کمتر میخندید
و بیشتر به پنجره نگاه میکرد.
بعضی غمها
اسم ندارند؛
فقط از طرز نگاه کردن آدم
میشود فهمیدشان.
سخته، ولی هر بار که ادامه میدی،
ثابت میکنی از چیزی که فکر میکردی قویتر هستی.