🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 5⃣3⃣
🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا و کوفه
( در مسیر شام... روستای علیث)
◻️بيست و پنجم محرم و صبح زود كاروان سفاخ رو با بدرقه گرم واندوهناك مردمش به سمت دمشق ترك كرد و اول شب به روستاي عليث كه روستايي بزرگ بحساب مياد رسيدن...
◼️از همون نزديكي روستا، رفتار اهالي بسيار متفاوت از سفاخ بود و عابراني كه با اسرا مواجه ميشن، با سنگ پراکني به اونها و ناسزاگويي هاي پي در پي بخُصوص به بانُوان كه بسيار دردناكه ،از كاروان استقبال مي كنن...❗️
🔳 در بَدو ورود به روستا ، بزرگ عشيره بشدت به فرمانده اعتراض ميكنه كه اينها خارجي و نجس هستن و ما نميذاريم از دين خارج شده هاي نجس به روستامون وارد بشن و با بي شرمي تموم از فرمانده ميخوان كه كاروان در بيرون از روستا اتراق كنه. 😔
🔳حضرت سجاد(ع) به محض اينكه ميخواد جوابِ حرفهاي اون مرد رو بده با تازيانه هاي شديد سربازها روبرو ميشه و در عين حال جمعيت يك صدا باهم به ناسزاگويي به امام سجاد وبقيه اسرا ميپردازن.😡
🔷اون وسط بعضي از مردها بي شرمي رو از حد ميگذرونن و دور هودج هاي بانوان و دختران امام حسين جمع ميشن و علاوه بر قهقه هايي كه از روي تمسخر سر ميدن، نانجيبانه خطاب به بانوان مطهره ي حرم رسول خدا حرفهاي زشتي ميزنن كه زبان از بيانش قاصره ..😡😭
🔶حضرت رقيه اشك ريزان و باهمون دستاي بسته گوشهاش رو گرفته تا حرفهايي رو كه در مورد پدرش و مادرش و خواهراش ميگن نشنوه...😭
بالاخره بعد از مشاجره زياد، فرمانده مجبور ميشه كاروان رو بيرون از دِه مستقر كنه...
🔹حالا ديگه دل تو دل حضرت زينب وامام سجاد نيست ....چون با اون جمعيت نانجيب هيچ امنيتي براي اسرا قابل تصور نيست ....
😭بدترين لحظات، اون وقتيه كه جمعيت جاهِل ، يك صدا شروع به ملعون ملعون خطاب كردن اسرا و سيدالشهدا و شهداي كربلا مي كنند والان كه پاسی از شبه هنوز صداي اونها قطع نشده و ترس تموم وجود محمد باقر و رقيه و بقيه بچه ها رو گرفته....
🔸سربازها كه وضعيت رو مساعد حال خودشون مي بينن ، شروع به آواز خواني و رقصيدن و خوندن اشعاري مي كنن كه در كوچه پس كوچه هاي شهرهاي تحت حاكميت يزيد ، دهن به دهن ميچرخه و تماما ناسزا و توهين به امام علي و فرزندان اون امام مظلومه ...❕
🔺با ادامه شعر خوني و رقص سربازها، ترس يه بار ديگه وجود بچه ها رو ميگيره و اشك از چشمان اسرا جاري ميشه......آخه ديگه توي اون روستا نه ايرونيهاي عاشق اهل بيت حضور دارن و نه مردم عرب سفاخ كه به خاندان رسول خدا احترام ميذاشتن و دور تادور اسرا رو فقط دشمن فراگرفته و يه مشت مردم جاهل پست تر از سربازهاي دشمن....
🌓امشب حضرت زينب و امام سجاد چشم رو هم نخواهند گذاشت، تا اول صبح كه كاروان به سفرش ادامه بده....
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا
@batno_daron
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 5⃣3⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا و کوفه ( در مسیر شام... روستای علی
ٖ
🤦♂ چند روزی از کاروان عقبیم ...
❓حِسّتون رو نسبت به #گام_به_گام_با_کاروان_کربلا بَرام میگید؟
@MR_hakim
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 6⃣3⃣
🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا و کوفه
( در مسیر شام... راهِ جنگلیِ دیر الزور)
🔘 بالاخره به يكي از بدترين مرحله های سفر اسرا ميرسيم ...راه جنگلي ديرالزور🌲
👈دير الزور كه امروزه هم به همين نام خونده ميشه، راه جنگلي و بدون منزليه كه بايد دو روز و يك شب در اون راه بري تا به نزديكي دمشق برسي .....مسيري كه بدليل وجود حيوانات و درختان انبوه، بخصوص در شب ، براي بچه ها وبانوان ترسناكه و دلهره آور...
🔸احتمال مواجه شدن با حيوانات درنده و همچنين گزندگاني مثل مار از جمله موارديه كه حتي فكر كردن در موردش براي بچه ها و بانوان ترسناكه😔
🔸هر صداي حيووني كه شنيده ميشه، بچه ها بدجور مي ترسن وكم مونده از روي هودج(هودج يه سبد نسبتا بزرگ بود كه روي شتر ميذاشتن ومسافران توش مي نشستن)به زمين بيفتن....
🔹اما اين همه ي ماجرا نيست و ترس و وحشت بچه ها و بانوان وقتي به اوج خودش ميرسه كه سربازها براي ترسوندن اونها صداهاي مختلفي در ميارن 😢
🔺خدا لعنتشون كنه كه با شنيدن صداي لرزان بچه ها و گريه و زاريشون، بجاي اينكه اروم بگيرن، صداهاي بيشتري در ميارن و بعدش قاه قاه ميخندن...😡😭
🗓 بالاخره روز بيست وششم محرم به پايان خودش نزديك ميشه و شب فرا ميرسه و در يه قسمت از جنگل كه نسبتا كم درخته، كاروان اتراق ميكنه .....
🔻 چشماي حيوانات مختلف از دور برق ميزنه ومعلوم نيست كه اهلي هستن يا وحشي...اما هرچي باشن، از سربازاي يزيد وحشي تر نيستند...👌
▪️بارون نم نم ميباره و زينب كبري نگرانه كه حالا اگه تند بشه چه كنن و چه بلايي سر بچه ها مياد...
▫️اما بدترين كار زشت سربازها امشب اينه كه چون توي مسير به شكار پرندگان اقدام كرده بودن ، جلوي چشماي اسرا ،بخصوص بچه ها به كباب كردن و خوردن مشغول ميشن و بوي كباب به مشام بچه ها مي رسه، در حاليكه اونها فقط نون خشك به عنوان شام براشون مونده و هرچي كه خوراكي از سفاخ اورده بودن ، بخشي رو ظهر خوردن و بقيه اش رو هم سربازا ازشون گرفتن و حالا فقط براشون جز نون خشك ويه كمي خرما چيزي نمونده❗️
🔲 شب تو جنگل ، حضرت زينب و بانوان و امام سجاد تا صبح چشم رو هم نميذارن و فقط بچه ها اونم با ترس و لرز فراوون بخواب ميرن...
🔳 امشب شب سختي براي اسراست و خداكنه كه بيش از اين آزار نبينن ، آخه اونها اصلا تصور اينجور بي كسي و غربت و آوارگي تو بيابون وجنگل واز همه بدتر ، اسيري ، اونم بدست وحشي ترين و پست ترين آدمهاي روي زمين رو براي يه لحظه هم نميكردن.😭
🌘كمي از نيمه شب گذشته كه يك دفعه رقيه با صداي جيغ از خواب پا ميشه و شروع به بابا بابا گفتن ميكنه....سربازها عصباني ميشن و ناسزاميگن....
💔حضرت زينب بچه رو ميگيره تو بغلش و .....رقيه كوچولو با ياد بابا دوباره بخواب ميره.....واي كه چه شب سختيه امشب و وقت چقدر كُند ميگذره.... 😔
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا
@batno_daron
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
ٰ 🎁 خانم آزاد از شیراز 🎁 آقای صمدی از آذربایجان شرقی 👈 خانم آزاد و یک خانم دیگر دقیقا خود جواب مد
🎁 #الوعده_وفا
😉 بازم قول یک جِلد کِتاب داده بودم ولی دو تا تقدیم شد .
📍 شهر شیراز (خانم آزاد)
#کتاب #هدیه #سوال #پرسش #پاسخ #مشارکت #قرعه_کشی #حی
@batno_daron
🧐 یِکی به ما بِگه این «دین» یَعنی چی ⁉️
🤨حالا چرا عَصبانی ؟ بیا تا بِهتْ بِگم 👇
✅یک کَلام 👈 دین؛ یَعنی پَذیرش و حُضور ولایَت خُدا در تَمامیِ شئون زِندگی .
#دین_یعنی_چی #ولایت #زندگی
@batno_daron
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
🧐 یِکی به ما بِگه این «دین» یَعنی چی ⁉️ 🤨حالا چرا عَصبانی ؟ بیا تا بِهتْ بِگم 👇 ✅یک کَلام 👈 دین؛ ی
ٰ
✍به همین سادِگی ، دنبال تَعاریف پیچیده و خَفَن نگردید .😉
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
🧐 یِکی به ما بِگه این «دین» یَعنی چی ⁉️ 🤨حالا چرا عَصبانی ؟ بیا تا بِهتْ بِگم 👇 ✅یک کَلام 👈 دین؛ ی
ٰ
چجوری میشیم انسانِ دین دار یا دین مَدار 🧐
اینجوری👇
👌 اگر با مَعرفَت(شناخت و درک) کامل (یا تا حد توانمون) حقیقتاً دین را انتخاب کنیم و به آن علاقه مند شویم و خوب به آن عَمل کنیم میشیم آدمِ دیندار .
پس 👇
1⃣ با بررسی انتخاب کنیم
2⃣ بهش علاقه مند بشیم
3⃣ خوب بهش عمل کنیم .
#دین_یعنی_چی #دین_داری
@batno_daron