🍃 بنا بر نظر برخی دانشمندان نظیر👇 میچیوکاکو نویسنده «کتاب فیزیک ناممکن ها»👇
آدمی باید سه مرحله دیگر را طی کند تا به انرژی کهکشانی و بین کهکشانی دست یابد🧐
منبع : مصاحبه با روزنامه لاستمپا - به نقل از شبکه فیزیک ایران وابسته به انجمن فیزیک ایرانیان)
👈 شاید مفهوم استفاده انسان از رزق آسمانها که در قرآن از آن یاد شده اشاره به همین امر دارد(الذاریاتآیه۲۲) انسان امروزی قطعاً جهشی عظیم را در تمامی ابعاد در پیش رو دارد که 👈 به زودی برای او اتفاق خواهد افتاد و دیری نخواهد گذشت که به بسیاری از عقب ماندگیهای امروز و پرسشهای بی جواب و زندگی مکانیکی و یا لذاید مجازی فعلی خود خواهد خندید🤔
👈 پس انسان امروزی هنوز به درک منطقی و متناسب با شأن انسانی خود از لذت حقیقی دست نیافته است و آنچه را می فهمد، بسیار سطحی تر از آن است که بتوان آن را لذتی که نشانه لذاید بهشتی و در شأن آدمی است دانست.
#حیات_طیبه #لذت_مسلمانی
#رزق #انرژی #کهکشان #آسمان #قرآن
@batno_daron
3⃣1⃣ زندگی دنیایی انسان باید تصویری از زندگی بهشتی و ابدی او باشد.
👈 آنهم بهشتی در تمامی ابعاد ، چرا که انسان موجودی است چند بعدی آنهم ابعادی که بسیار متنوع و مختلف و در عین حال بسیط است ، شاید به همین دلیل (یعنی عدم دستیابی انسان به درک متناسب با اندازه ها و شان خلقت خود) است که انسان از قرآن شناخت و درکی بسیار سطحی دارد.
@batno_daron
🍃 چون اگر حتی از یک سوره مثلاً سوره واقعه که با بیانی روان و در عین حال بسیار عمیق و عظیم به نوع لذات و زندگی السابقون و اصحاب یمین و شِمال پرداخته است درکی در حد و شان مقام انسانی و جانشینی خدا و خلیفه خدا بودن داشت 👇
شاید سطح زندگیش چه در ادراکات و چه در لَذایِذ بسیار متفاوت با آنچه که هست میبود 🧐
ا👈 ز سوی دیگر هر انسانی بر اساس آموزه های قرآنی در دنیا در حال تجسم بخشیدن و ساختن بهشت و جهنم خود میباشد....
👈 پس چه انسان امروزی و چه هر انسانی در اعصار گذشته اگر با ایمان بوده و از حداقل شرایط یک انسان مؤمن صالح برخوردار باشد ، بهشت خود را نیز ساخته است...
#حیات_طیبه #لذت_مسلمانی #قرآن #مقام #جانشین #بهشت #جهنم #مومن
@batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 5⃣5⃣
🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا و شامْ
🔸كاروان بعد از چندین هفته در حال نزديك شدن به مدينه است و كم كم از دور، شهر خودش رو نشون ميده...
🔸امام سجاد با ديدن ديوارهاي شهر كه در غباري قرار گرفته ،اشكهاش سرازير ميشه😔اون بزرگوار ياد لحظه اي ميفته كه پدر مظلومش در همين نقطه در حاليكه از مدينه دور ميشد ، سرش رو به سمت شهر برگردوند و آيه (٢١/قصص)رو تلاوت مي كرد كه از زبان موسي در حاليكه مجبور بود بخاطر ظلم وستم فرعون ، شهر خودش رو ترك كنه ، مي فرمود👈 خدايا مرا از شر ستمكاران نجات بده"كه نشون از اون داشت كه پدر بزرگوارش مجبور به ترك مدينه شد ، وگرنه هيچوقت دل از مدينه نمیکند...حالا امام سجاد بدون پدر داره برميگرده تو شهري كه كوچه به كوچه اش از خودش و پدر مظلومش براش خاطره اس....
🔸بانو زينب كبري در حاليكه چشم به مدينه ي فرو رفته در غبار دوخته و اشك مي ريزه ، به روزايي فكر مي كنه كه هربار تو كوچه هاي همين شهر پا ميذاشت ، اغلب ، پسراش دور وبرش رو ميگرفتن و مادر رو تا مقصد همراهي مي كردن👇
كوچه هايي كه بيشتر اوقات ، شاهد همراهي زينب و پسراش و برادراش با حسين مظلوم بود ، حتي اين اواخر كه برادر مظلومش تهديد به ترور شده بود ، با اين حال زينب كبري به پسراش دستور داده بود و از برادراش خواسته بود كه از امامشون لحظه اي غافل نشن...
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا
@batno_daron
🚩 ادامه....👇
🍃 بانو همون جور كه داشت به شهر نگاه ميكرد ، مونده بود كه چجوري طاقت بياره و به عبدالله ، پدر بيمار بچه هاش كه بدليل بيماري نتونسته بود اونها رو همراهي كنه، نحوه ي شهادت پسراش و از اونها مهمتر شهادت امام حسين رو بازگو كنه....
👈 فاطمه و سكينه با ديدن مدينه ي در غبار فرو رفته، ياد روزايي رو ميكردن كه با بابا همراه ميشدن تا به زيارت مزار رسول خدا برن و از كوچه پس كوچه ها هنوز صداي خنده هاي رقيه كوچولو به گوششون ميرسه و شيطونيهاي اون دختر ناز كوچولو توي كوچه ها ،اونم وقتي كه همراه مادر يا بابا تو كوچه راه ميرفت ، هنوز جلوي چشماشونه...😔
🔸سكينه ياد اولين روزي ميفته كه با همسرش عبداله ابن حسن (ابوبکر) پا تو كوچه گذاشت و از خجالت داشت آب مي شد و عبداله در حاليكه كنارش راه ميرفت و زير چشمي بهش نگاه ميكرد، از اينكه همسرش شديدا خجالت ميكشيد، نمي تونست جلوي خنده اش رو بگيره....
🔹حالا سكينه ياد همون گونه ايي كه با لبخند تو كوچه هاي همين شهر از هم باز ميشد ميفته كه چجور با نيزه ي دشمن از هم دريده شد...و اشكش شديد جاري ميشه.😭
🚩 ادامه ...👇
🔴 رباب با ديدن شهر در غبار ، دلش شروع به لرزيدن ميكنه ....اون واقعا نميدونه چجوري ميتونه لحظاتي رو تحمل كنه كه پا توي كوچه هاي مدينه ميذاره ... 😔كوچه هايي كه همين چند ماه پيش ، محبوبش لبخند به لب ، در حاليكه اصغر كوچولوش رو در آغوش گرفته بود ، تو همون كوچه ها همراهش بود و رباب با بودن محبوبش كه در كنارش راه مي رفت ، انگار هر دو دنيا رو يه جا بهش داده بودن...
👈 اون روزا رباب اصلا احتمال چنين لحظات سختي رو نميداد كه بدون حسينش و بدون اصغر كوچولوش بايد از همون كوچه ها كه براش كلي خاطره اس رد بشه....😢
🍃 حالا ديگه رباب اصلا دلش نميخواد پا توي شهري بذاره كه براش دنيا خاطره داره و بخصوص پا تو خونه اي بذاره كه از يه گوشه اش صداي محبوبش بگوش ميرسه كه روي سجاده به سجده افتاده و ...از گوشه گوشه اش صداي اصغر كوچولوش به گوش ميرسه و ...😭
-خدايا يعني رباب چه مدت ميتونه موندن توي اين شهر پراز خاطره رو تحمل كنه❓
#یا_حسین
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 5⃣5⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا و شامْ 🔸كاروان بعد از چندین هفته
✍️ روایت #گام_به_گام_با_کاروان_کربلا یکی از منحصر به فردترین و متمایزترینِ
🚩 انشاءالله روزی هممون کربلا🤲
💬 #دیدگاه_شما
#نظر #پیشنهاد #انتقاد #پرسش #پاسخ
@batno_daron