|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 5⃣5⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا و شامْ 🔸كاروان بعد از چندین هفته
✍️ روایت #گام_به_گام_با_کاروان_کربلا یکی از منحصر به فردترین و متمایزترینِ
🚩 انشاءالله روزی هممون کربلا🤲
💬 #دیدگاه_شما
#نظر #پیشنهاد #انتقاد #پرسش #پاسخ
@batno_daron
👈 اما سُخَن اینجاست که آیا این بهشت ساخته شده ، مطابق شأن او و در حد منزلت بندگی مورد انتظار خداوند میباشد🧐
❓به درستی با چه معیاری می توان سنجید که هر انسانی که قصد ِ رفتن به بهشت را دارد ، آنچه که در دنیا و بر روی زمین کِشت کرده از چه کمیت و کیفیتی برخوردار است و با این کمیت و کیفیت چه بهشتی و با چه ویژگی ها و ابعادی را برای او بنا نهاده است🧐 پس 👈 حیات دنیا بسیار با اهمیت است.
#بهشت #جهنم #انسان #بندگی #حیات
#حیات_طیبه #لذت_مسلمانی
@batno_daron
🍃 چرا که اگر بخواهیم به هیچ یک از ابعاد مهم آن نپردازیم ، تنها از این نظر که احداث بهشت و جهنم آدمی در طول این حیات (حیات زمینی) و به دست خود انسان صورت می گیرد ، همین امر نیز از اهمیت و حساسیت فوق العادهای برخوردار میباشد....
🔸به جز موضوع بسیار با اهمیت ذکر شده در فراز قبل اصولاً در طول تاریخ ، عموم آدمیان بدنبال آن بودهاند که حیات دنیایی آنها 👈 لذیذ با نشاط و در عین حال خشنود کننده خدا و خود انسان باشد...😇
@batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 6⃣5⃣
🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا و شامْ
🔸بالاخره وقت اون ميرسه كه اهل مدينه از اومدن اسرا با خبر بشن...امام سجاد(ع) بشير بن جذلم كه شاعر و از شام ، همراه اسراست رو مامور ميكنه تا بشهر بره و مردم رو باخبر كنه...
🔸 بشير وارد شهر ميشه و بسمت مزار رسول خدا ميره كه معمولا جمعيت زيادي اونجا هستن ... به مزار كه ميرسه ، يه گوشه مي ايسته و مردم رو به دور خودش جمع ميكنه و در حاليكه اشك ميريزه ، دوبيتي رو قرائت ميكنه كه مضمونش اينه👈 اي اهل مدينه ، ديگر در مدينه نمانيد، چون حسين كشته شد ، از اين رو اشكهايم مانند باران روان است"بعد ادامه ميده كه مولايم امام سجاد به همراه عمه ها و خواهرانش بيرون مدينه است و به من فرمان داده كه به شما ، رسيدنشون رو اطلاع بدم.
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا
@batno_daron
🚩 ادامه...👇👇👇
😳 مردم سر جا خشكشون ميزنه و هاج و واج بهم نگاه ميكنن ... هيچكس نميدونه بايد چكار كنه ، يه دفعه از هر طرف صداي شيون بلند ميشه و زن و مرد شروع به گريه و زاري ميكنن...
👈 اولين كسي كه شروع به صحبت ميكنه ، دختر شاعره ايه كه بر سر زنان واشك ريزان ، چهاربيت شعر رو في البداهه ميگه كه مضمونش اينه👈 خبر دهنده به من از شهادت مولايم خبر داد و دلم رو به درد آورد و مرا بيمار كرد... اي دو چشمانم در ريختن اشكها دريغ نكنيد ... براي آن كسي كه مصيبت جانسوزش عرش خدا را به لرزه درآورد.....
🔸مردم با شعر و ناله ي اون دختر بشدت اشك ميريزن و برسر و روي خودشون ميزنن و به سمت بيرون شهر شروع به دويدن ميكنن...
🚩 خبر ظرف مدت كمي توي شهر مي پيچه و زن و مرد از خونه ها ميريزن بيرون و برسر و سينه زنان ، به سمت بيرون شهر شروع به حركت ميكنن... خيلي ها بارها زمين ميخورن و بلند ميشن و به دويدن ادامه ميدن و ظرف مدت اندكي ، تقريبا شهر خالي از سَكنه ميشه ...😔
🔺جمعيت از جاده اصلي كه در شمال غربي شهر قرار داره و از بيابونهاي اطراف جاده، به سمت محل اسكان اسرا ميرن... بعضي ها هم چون كاملا از خودشون بيخود شدن ، برسرزنان دور خودشون ميچرخن و از مردم جا ميمونن... ❗️خود بشير هم تا مياد سوار اسبش بشه و حركت كنه از جمعيت جا ميمونه...
🚩 ادامه...👇👇👇
🔸امام سجاد كه از دور جمعيت رو ميبينه ، ميگه براش يه چهار پايه بيارن و بعد كه رو چهار پايه ميشينه ،محمد و بقيه بچه ها پشت سرش قرا ميگيرن و بانوان هم در اطراف چادرها مي ايستن و رباب و بعضي از بانوان كه توان ايستادن ندارن، روي زمين مينشينن...😔
👈 وقتي جمعيت به محل اسرا ميرسه، تعدادي از زنها بسرعت به سمت اسرا ميدون و دور بانوان اسير جمع ميشن و بشدت ناله وزاري ميكنن....
🔻جمعيت هر لحظه فشرده تر ميشه و توي فشردگي جمعيت بعضي ها زير دست و پا ميمونن و براي همين ، عده اي از جوونها به نظم دادن به مردم مي پردازن و جمعيت ، در همون حالي كه شيون كنان توي سر و سينه شون ميزنن ، سرجاي خودشون روي زمين مينشينن...
🔹امام در حاليكه با دستمالي بدست داره و دائم اشكش رو پاك ميكنه ، با دست به مردم اشاره ميكنه كه سكوت كنن تا به صحبت بپردازه ، اما مردم بشدت ناله و زاري ميكنن واز هر طرف بهش تسليت ميگن و ابراز همدردي ميكنن... شدت ناله ها و نوحه خواني ها و اشك ريختن ها جوريه كه مدت زيادي ادامه پيدا ميكنه... مردم شديدا شوكه شدن و نميتونن جلوي خودشون رو بگيرن ...‼️
#یا_حسین