📌 روزنامه های ۳۱۰ تا ۳۱۵ صدای ایران
👈 با کلیک بر روی هر مورد ، روزنامه مربوطه را مطالعه نمائید.
🗞 شهیدِ کشوردوست | نگاهی به ساحتهای کلیدی وطندوستی و ایراندوستی رهبر شهید انقلاب؛ از زبان فارسی تا امنیت و تمامیت ارضی ایران
🗞 خورشید خراسان؛ ضامن پیروزی ایران | برکات حضور تمدنساز امام رضا علیهالسلام در ایران را بشناسیم
🗞 چرا حاج قاسم هنوز کابوس ترامپ است؟ | جنگ جاری، درستی تحلیل سردار سلیمانی و استحکام تدبیر و فرماندهی رهبر شهید را اثبات کرد
🗞 طلوع فصل نوین خلیج فارس | تحلیل پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس
🗞 سه راهبرد برای حفاظت از نیروی کار | نگاهی به تأکید حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب بر «اجتناب از تعدیل نیرو و جداسازی نیروی کار تا حد ممکن» در پیام به مناسبت روز کارگر و روز معلم
🗞 دزدان دریایی بدون نقاب | نگاهی به اعتراف بیشرمانه رئیسجمهور آمریکا
🪴مجله هوشمند لسان قومه
خبری.تبیینی.تبلیغی | وب مجله
🔸@lesaneghoumeh
📌 دشمن شناسی | انواع دشمن
✍️ مجله هوشمند لسان قومه به بیان آن پرداخته است.
👓 مطالعه متن 👉
🪴مجله هوشمند لسان قومه
خبری.تبیینی.تبلیغی | وب مجله
🔸@lesaneghoumeh
📌 ویژه نامه مجله هوشمند لسان قومه | جنگ رمضان . ولایت فقیه
🔸این ویژه نامه به محتوای چند رسانه ای جنگ رمضان و ولایت فقیه می پردازد. محتوای این ویژه نامه با همکاری نهادهای حوزوی اصفهان در کمیته محتوای شورای هماهنگی و همکاری نهادهای حوزوی تهیه و تنظیم شده است.
🔸 مشاهده محتوای چند رسانه ای
ویژه نامه | جنگ رمضان ، ولایت فقیه
خواندنی ها | تماشایی ها | شنیدنی ها
🪴مجله هوشمند لسان قومه
خبری.تبیینی.تبلیغی | وب مجله
🔸@lesaneghoumeh
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 از جنگ خندق تا صلح حدیبیه
🔸 بازخوانی حادثه ای مهم از بیانات امام شهید امت | خطبه های نماز جمعه ۱۳۸۰
🪴مجله هوشمند لسان قومه
خبری.تبیینی.تبلیغی | وب مجله
🔸@lesaneghoumeh
📌 بازخوانی دشمنان اصلی جامعه اسلامی دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مدینه
🔸پیغمبر نگاه میكند و میبیند پنج دشمن اصلی، این جامعهی[اسلامی] تازه متولّد شده,[درمدینه] را تهدید میكنند:
یك دشمن، كوچك و كماهمیت است؛ اما درعینحال نباید از او غافل ماند. یك وقت ممكن است یك خطر بزرگ به وجود آورد. او كدام است؟ قبایل نیمهوحشی اطراف مدینه. به فاصلهی ده فرسخ، پانزده فرسخ، بیست فرسخ از مدینه، قبایل نیمهوحشیای وجود دارند كه تمام زندگی آنها عبارت از جنگ و خونریزی و غارت و به جان هم افتادن و از همدیگر قاپیدن است. پیغمبر اگر بخواهد در مدینه نظام اجتماعیِ سالم و مطمئن و آرامی به وجود آورد، باید حساب اینها را بكند. پیغمبر فكر اینها را كرد. در هر كدام از آنها اگر نشانهی صلاح و هدایت بود، با آنها پیمان بست؛ اول هم نگفت كه حتماً بیایید مسلمان شوید؛ نه، كافر و مشرك هم بودند؛ اما با اینها پیمان بست تا تعرّض نكنند. پیغمبر بر عهد و پیمانِ خودش، بسیار پا فشاری میكرد و پایدار بود؛ كه این را هم عرض خواهم كرد. آنهایی را كه شریر بودند و قابل اعتماد نبودند، پیغمبر علاج كرد و خودش سراغ آنها رفت. این سریههایی كه شنیدهاید پیغمبر پنجاه نفر را سراغ فلان قبیله فرستاد، بیست نفر را سراغ فلان قبیله، مربوط به اینهاست؛ كسانی كه خوی و طبیعت آنها آرامپذیر و هدایتپذیر و صلاحپذیر نیست و جز با خونریزی و استفادهی از قدرت نمیتوانند زندگی كنند. لذا پیغمبر سراغ آنها رفت و آنها را منكوب كرد و سر جای خودشان نشاند.
دشمن دوم، مكه است كه یك مركزیّت است. درست است كه در مكه حكومتِ به معنای رایج خودش وجود نداشت؛ اما یك گروه اشرافِ متكبّرِ قدرتمندِ متنفّذ با هم بر مكه حكومت میكردند. اینها با هم اختلاف داشتند، اما در مقابل این مولود جدید، با یكدیگر همدست بودند. پیغمبر میدانست خطر عمده از ناحیهی آنهاست؛ همینطور هم در عمل اتّفاق افتاد. پیغمبر احساس كرد اگر بنشیند تا آنها سراغش بیایند، یقیناً آنها فرصت خواهند یافت؛ لذا سراغ آنها رفت؛ منتها به طرف مكه حركت نكرد. راه كاروانیِ آنها از نزدیكی مدینه عبور میكرد؛ پیغمبر تعرّض خودش را به آنها شروع كرد، كه جنگ بدر، مهمترینِ این تعرّضها در اوّلِ كار بود. پیغمبر تعرّض را شروع كرد؛ آنها هم با تعصّب و پیگیری و لجاجت به جنگ آن حضرت آمدند. تقریباً چهار، پنج سال وضع اینگونه بود؛ یعنی پیغمبر آنها را به حال خودشان رها نمیكرد؛ آنها هم امیدوار بودند كه بتوانند این مولود جدید - یعنی نظام اسلامی - را كه از آن احساس خطر میكردند، ریشه كن كنند. جنگ اُحد و جنگهای متعدّد دیگری كه اتّفاق افتاد، در همین زمینه بود.
آخرین جنگی كه آنها سراغ پیغمبر آمدند، جنگ خندق - یكی از آن جنگهای بسیار مهم - بود. همهی نیرویشان را جمع كردند و از دیگران هم كمك گرفتند و گفتند میرویم پیغمبر و دویست نفر، سیصد نفر، پانصد نفر از یاران نزدیك او را قتل عام میكنیم؛ مدینه را هم غارت میكنیم و آسوده برمیگردیم؛ دیگر هیچ اثری از اینها نخواهد ماند. قبل از آنكه اینها به مدینه برسند، پیغمبر اكرم از قضایا مطّلع شد و آن خندق معروف را كَند. یك طرف مدینه قابل نفوذ بود؛ لذا در آنجا خندقی تقریباً به عرض چهل متر كَندند. ماه رمضان بود. طبق بعضی از روایات، هوا بسیار سرد بود؛ آن سال بارندگی هم نشده بود و مردم درآمدی نداشتند؛ لذا مشكلات فراوانی وجود داشت. سختتر از همه، پیغمبر كار كرد. در كندن خندق، هرجا دید كسی خسته شده و گیر كرده و نمیتواند پیش برود، پیغمبر میرفت كلنگ را از او میگرفت و بنا میكرد به كار كردن؛ یعنی فقط با دستور حضور نداشت؛ با تنِ خود در وسط جمعیت حضور داشت. (بیانات امام شهید امت | صفحه اول)
🪴مجله هوشمند لسان قومه
خبری.تبیینی.تبلیغی | وب مجله
🔸@lesaneghoumeh
📌 بازخوانی دشمنان اصلی جامعه اسلامی دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مدینه
🔸 صفحه اول
✍️ مجله هوشمند لسان قومه به بیان آن پرداخته است.
👓 مطالعه متن 👉
🪴مجله هوشمند لسان قومه
خبری.تبیینی.تبلیغی | وب مجله
🔸@lesaneghoumeh
🔸كفّار، مقابل خندق آمدند، اما دیدند نمیتوانند؛ لذا شكسته و مفتضح و مأیوس و ناكام مجبور شدند برگردند. پیغمبر فرمود تمام شد؛ این آخرین حملهی قریش مكه به ماست. از حالا دیگر نوبت ماست؛ ما به طرف مكه و به سراغ آنها میرویم.
سال بعد از آن، پیغمبر گفت ما میخواهیم به زیارت عمره بیاییم. ماجرای حدیبیّه- كه یكی از ماجراهای بسیار پُرمغز و پُرمعناست - در این زمان اتّفاق افتاد. پیغمبر به قصد عمره به طرف مكه حركت كرد. آنها دیدند در ماه حرام - كه ماه جنگ نیست و آنها هم به ماه حرام احترام میگذاشتند - پیغمبر به طرف مكه میآید. چه كار كنند؟ راه را باز بگذارند بیاید؟ با این موفّقیت، چه كار خواهند كرد و چطور میتوانند در مقابل او بایستند؟ آیا در ماه حرام بروند با او جنگ كنند؟ چگونه جنگ كنند؟ بالاخره تصمیم گرفتند و گفتند میرویم و نمیگذاریم او به مكه بیاید؛ و اگر بهانهای پیدا كردیم، قتلعامشان میكنیم. پیغمبر با عالیترین تدبیر، كاری كرد كه آنها نشستند و با او قرارداد امضاء كردند تا برگردد؛ اما سال بعد بیاید و عمره بجا آورد و در سرتاسر منطقه هم برای تبلیغات پیغمبر فضا باز باشد. اسمش صلح است؛ اما خدای متعال در قرآن میفرماید: «انّا فتحنا لك فتحا مبینا»؛ ما برای تو فتح مبینی ایجاد كردیم. اگر كسانی به مَراجع صحیح و محكم تاریخ، مراجعه كنند، خواهند دید كه ماجرای حدیبیّه چقدر عجیب است. سال بعد پیغمبر به عمره رفت و علیرغم آنها، شوكت آن بزرگوار روزبهروز زیاد شد. سال بعدش - یعنی سال هشتم - كه كفّار نقض عهد كرده بودند، پیغمبر رفت و مكه را فتح كرد، كه فتحی عظیم و حاكی از تسلّط و اقتدار آن حضرت بود. بنابراین پیغمبر با این دشمن هم مدبّرانه، قدرتمندانه، با صبر و حوصله، بدون دستپاچگی و بدون حتّی یك قدم عقبنشینی برخورد كرد و روزبهروز و لحظهبهلحظه به طرف جلو پیش رفت.
دشمن سوم، یهودیها بودند؛ یعنی بیگانگانِ نامطمئنی كه علیالعجاله حاضر شدند با پیغمبر در مدینه زندگی كنند؛ اما دست از موذیگری و اخلالگری و تخریب برنمیداشتند. اگر نگاه كنید، بخش مهمی از سورهی بقره و بعضی از سورههای دیگر قرآن مربوط به برخورد و مبارزهی فرهنگی پیغمبر با یهود است. چون گفتیم اینها فرهنگی بودند؛ آگاهیهایی داشتند؛ روی ذهنهای مردم ضعیفالایمان اثرِ زیاد میگذاشتند؛ توطئه میكردند؛ مردم را ناامید میكردند و به جان هم میانداختند. اینها دشمن سازمانیافتهای بودند. پیغمبر تا آنجایی كه میتوانست، با اینها مدارا كرد؛ اما بعد كه دید اینها مدارابردار نیستند، مجازاتشان كرد. پیغمبر، بیخود و بدون مقدّمه هم سراغ اینها نرفت؛ هر كدام از این سه قبیله عملی انجام دادند و پیغمبر بر طبق آن عمل، آنها را مجازات كرد. اوّل، بنیقینقاع بودند كه به پیغمبر خیانت كردند؛ پیغمبر سراغشان رفت و فرمود باید از آنجا بروید؛ اینها را كوچ داد و از آن منطقه بیرون كرد و تمام امكاناتشان برای مسلمانها ماند. دستهی دوم، بنینضیر بودند. اینها هم خیانت كردند - كه داستان خیانتهایشان مهم است - لذا پیغمبر فرمود مقداری از وسایلتان را بردارید و بروید؛ اینها هم مجبور شدند و رفتند. (بیانات امام شهید امت | صفحه دوم)
🪴مجله هوشمند لسان قومه
خبری.تبیینی.تبلیغی | وب مجله
🔸@lesaneghoumeh
📌 بازخوانی دشمنان اصلی جامعه اسلامی دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مدینه
🔸 صفحه دوم
✍️ مجله هوشمند لسان قومه به بیان آن پرداخته است.
👓 مطالعه متن 👉
🪴مجله هوشمند لسان قومه
خبری.تبیینی.تبلیغی | وب مجله
🔸@lesaneghoumeh