مرحله ۱۲ - ۴۲. علی أن جمیع المعانی الوجودیة و إن کانت متوغلة فی المادیة... .mp3
زمان:
حجم:
5.8M
┈••✾•🍃🌹🍃•✾••┈
🔉 سلسله جلسات تدریس کتاب #نهایة_الحكمة حضرت علّامه طباطبایی -ره-
🎙 استاد آیتالله وفسی
📖 علی أن جمیع المعانی الوجودیة و إن کانت متوغلة فی المادیة... (مرحله ۱۲، جلسه ۴۲)
🆔 @bayyenat_media
مرحله ۱۲ - ۴۳. و الواجب تعالی غنی الذات له کل کمال فی الوجود.mp3
زمان:
حجم:
6.2M
┈••✾•🍃🌹🍃•✾••┈
🔉 سلسله جلسات تدریس کتاب #نهایة_الحكمة حضرت علّامه طباطبایی -ره-
🎙 استاد آیتالله وفسی
📖 و الواجب تعالی غنی الذات له کل کمال فی الوجود (مرحله ۱۲، جلسه ۴۳)
🆔 @bayyenat_media
بیّنات مدیا
┈••✾•🍃🌹🍃•✾••┈ 🔉 سلسله جلسات تدریس کتاب #نهایة_الحكمة حضرت علّامه طباطبایی -ره- 🎙 استاد آیتالله وف
🔴🔴🔴 پایان فصل ۱۷ از مرحله دوازدهم 🔴🔴🔴
به اطلاع میرساند، ادامه اصوات مربوط به مرحله دوازدهم «نهایةالحکمة» انشاءالله پس از آمادهشدن، در کانال منتشر خواهد شد.
از همراهی و شکیبایی شما سپاسگزاریم
1405.6.17 - استاد آیتالله وفسی.mp3
زمان:
حجم:
12.5M
┈••✾•🍃🕊🍃•✾••┈
🔈/ سلسله مباحث حکمت عملی:
📜 شرح عهدنامه مالک اشتر
🎙 حضرت آیتالله وفسی
🗓 جلسه ۳۰۵ | ۱۴۰۵/۰۶/۱۷
🎞 https://aparat.com/v/vqduqe5
✅ @bayyenat_media
حضرت آیتالله وفسی:
آیا مذاکرهکنندگان مسؤلیت اعمال خود را بر عهده میگیرند؟ یا همچون گذشته آزادانه جولان میدهند و با دریافت سکههای طلا به ریش ملت زخمخورده میخندند؟!
بسم الله القاصم الجبارین
خطای محاسباتی
ایکاش بجای بازگشت به تجربهای که «خسارت محض» بود از آن عبرت میگرفتیم. امروز آنچه بیش از هر چیز نگرانی دلسوزان انقلاب و ملت شریف و مؤمن را برانگیخته، «احتمال خطای جدی در دستگاه محاسباتی برخی مسئولان» در مواجهه با دشمنی است که کارنامهاش سرشار از خیانت، جنایت و بدعهدی است؛ دشمنی که نهتنها تغییر ماهیت نداده، بلکه در وقاحت و دشمنی، بیپردهتر از گذشته عمل میکند.
سؤال اساسی اینجاست: چگونه ممکن است همان جریانی که در تجربه برجام، با خوشبینی مفرط و اعتماد سادهلوحانه، وعدههای توخالی دشمن را «فتحالفتوح» معرفی میکرد و در نهایت، کشور را با «خسارت محض» مواجه ساخت، امروز دوباره در جایگاه تصمیمسازی و مذاکره قرار گیرد؟!
اعتماد به دشمنی که دستش به خون فرماندهان مقاومت، رهبر عظیمالشأن مجاهد و مردم بیگناه مانند بچههای میناب و دانشجویان ناو دنا، آلوده است، چه معنایی دارد؟! دشمنی که از ترور سرداران تا کشتار کودکان و حمله به زیرساختها ابایی نداشته، چگونه میتواند طرف «قابل اعتماد» تلقی شود؟ مگر نه اینکه همانها بودند که «قول جانکری» را تضمین معرفی کردند و نتیجه آن، نقضهای پیدرپی و خروج یکطرفه از توافق شد؟
خطای در محاسبه یعنی امروز نیز همان سبک اسفناک را تکرار نماییم: نقد را میدهیم و نسیه طلبکار میشویم! امتیازات نقد و واقعی کشور، از توان هستهای تا قدرت بازدارندگی، روی میز قرار میگیرد، اما در مقابل، وعدههایی مبهم، مشروط و قابل بازگشت دریافت میشود. این یعنی معاملهای نابرابر که نتیجه آن، تضعیف قدرت ملی است.
از سوی دیگر، دستاوردهای عظیم ملت و نیروهای مسلح که با خون شهدا و مجاهدت شبانهروزی به دست آمده – از تثبیت امنیت منطقهای تا تسلط راهبردی بر گلوگاههایی مانند تنگه هرمز – در معرض معاملهای خطرناک قرار میگیرد. آیا میتوان این سرمایههای راهبردی را داد و در مقابل، اجازهای مشروط برای استفاده از درآمدهای خودمان تحت نظارت دشمن گرفت؟ این معامله، بیش از آنکه توافق باشد، نوعی شکست و عقبنشینی تحمیلی است.
از همه تأسفبارتر، برخی زمزمهها درباره کنارگذاشتن یا تضعیف توانمندیهای هستهای پس از حملات و تهدیدات دشمن است؛ در حالی که دشمن حتی در اوج فشار و بمبباران مراکز هستهای هم نتوانست این توان را از بین ببرد، چگونه پذیرفتنی است که خودمان داوطلبانه با رقيق کردن، آن را محدود یا نابود کنیم؟ آیا این همان چیزی نیست که دشمن از ابتدای جنگ بدنبال آن بود؟!
تاریخ و عقلانیت به ما یک قاعده روشن میآموزد:
«من جرّب المجرب حلت به الندامة»
هر کس آزموده را دوباره بیازماید، پشیمان خواهد شد.
امروز، مسأله فقط یک مذاکره ساده با آمریکای جنایتکار نیست؛ مسأله، حفظ استقلال، عزت و تجربه تاریخی یک ملت انقلابی است. اگر دستگاه محاسباتی مسئولان دچار خطا شود و دشمنِ آزموده، دوباره بهعنوان شریک قابل اعتماد معرفی گردد، یا وقتی دشمن ترس و نگرانی و سردرگمی را از برخی شخصیتها ببیند نتیجهای جز تکرار خسارت، تضعیف اقتدار ملی و جسورتر شدن دشمن برای حملات نظامی نخواهد داشت.
نکته نخست: ضمانت اجرایی واقعی برای جلوگیری از حملات آمریکای جنایتکار و رژیم سفاک صهیونیستی به ایران اسلامی و جبهه مقاومت چیست؟ آیا سازمان ملل و امثال آن ضامن است؟ آیا این یک توهم و خطای محاسباتی بزرگ نیست؟
دوم: کنارگذاشتن اشخاص واداده و بزدل در هیئت مذاکره و یا بیتفاوت نسبت به شروط رهبری.
سوم: آیا مذاکرهکنندگان مسؤلیت اعمال خود را بر عهده میگیرند؟ یا همچون گذشته آزادانه جولان میدهند و با دریافت سکههای طلا به ریش ملت زخمخورده میخندند؟!
چهارم: هیچگونه توافق و قرارداد بدون تصویب مجلس شورای اسلامی، معتبر نیست. باتوجه به تعطیلی صحن علنی چگونه این توافق نامه قانونی است؟!
پنجم: مصوبات شعام بعد از امضای رهبری، ارزش قانونی دارد و نظر دبیر آن و دیگران به هیچ وجه ارزش قانونی ندارد.
به هر حال راه صحیح و خداپسندانه، اطاعت عملی از رهبری، شجاعت و استقامت در جنگ و نهراسیدن مسئولان از دشمن، شفافیت و صداقت با ملت و خودداری از شعارهای فریبنده، تکیه بر حضور ملت مبعوث، ظرفیتهای داخلی، حفظ دستاوردهای راهبردی، و مواجهه هوشمندانه و مقتدرانه با دشمنان خبیث خارجی و داخلی است؛ نه اعتماد به لبخندها و وعده های مزورانه که پشت آن، خنجری تیز پنهان شده است.
والسلام علی من اتبع الهدی
یاعلی
۲۳ خرداد ۱۴۰۵
2⃣2⃣ مجموع پیامهای ایام #جنگ_رمضان
🆔 @bayyenat_media
حضرت آیتالله وفسی:
امروز جهانیان، بار دیگر در حال قضاوت اند؛ میان آنان که در برابر ظلم قهرمانانه ایستادند و آنان که با سکوت یا توجیه، به آن مشروعیت بخشیدند یا به ذلت سازش در برابر قدرتهای مستکبر رضایت دادند.
بسم الله القاصم الجبارین
قصاص
وقتی جنایت بیپاسخ بماند، به عادت جنایتکاران تبدیل میشود؛ و این همان قانون جنگل است که امروز در رفتار استکبار جهانی بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی بهوضوح دیده میشود. آنان با تکیه بر قدرت ظاهری، خون بیگناهان را میریزند و گمان میکنند که این خونها بیپاسخ خواهد ماند، غافل از آنکه سنت الهی بر پایه عدالت و انتقام از ظالمان استوار است.
قرآن کریم بهصراحت هشدار میدهد:
«وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ»
گمان نکنید خداوند از آنچه ظالمان انجام میدهند غافل است.
شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، ترور سرداران و دانشمندان، و به خاک و خون کشیدن کودکان معصوم و مردم بیدفاع در میناب و لامرد، تنها نمونههایی از این جنایات سازمانیافته است؛ جنایاتی که نه در میدان نبرد، بلکه در اوج ناجوانمردی و علیه انسانهای بیپناه صورت گرفته است.
خدای متعال در محکومیت چنین اعمالی میفرماید:
«مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا»
هرکس انسانی را بدون آنکه قتلی کرده یا فسادی در زمین انجام داده باشد بکشد، گویی همه انسانها را کشته است.
امروز در شرایط کنونی، جبهه مقاومت اسلامی و تمامی ملتهای منطقه، دارای سرنوشتی مشترکاند و همگی در یک کشتی نشستهاند.
این جنایات تنها با سلاح و بمب رخ نمیدهد؛ بلکه از مسیر رسانه، تحریف حقیقت و عادیسازی ظلم نیز استمرار مییابد. کسانی که دانسته یا نادانسته، در داخل یا خارج، قتل و تجاوز را توجیه میکنند، یا آن را کوچک جلوه میدهند، یا دم از صلح و سازش با جنایتکار میزنند، در این خونهای بهناحق ریختهشده شریکاند.
حتی آن فردی که به اختلاس یا احتکار روی میآورد، یا آن عنصر بیحیا که با کشف حجاب و برهنگی حدود شرعی و حرمتهای اخلاقی را درهم میشکند، یا آنکه با ترک فعل، بیلیاقتی و غصب مسئولیت، جایگاه امانت الهی را آلوده میسازد، در حقیقت در جبهه طاغوت و یار ظالمان و جنایتکاران است.
قرآن کریم درباره همراهی با ظالمان هشدار میدهد:
«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ»
به ظالمان تکیه نکنید که آتش شما را فرا خواهد گرفت.
تجربه تاریخی نشان داده است که اگر جنایتکار هزینه واقعی و سنگین نپردازد، جسورتر میشود و بار دیگر دست به خونریزی میزند. اما وعده الهی قطعی است:
«إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ»
امروز سکوت، خیانت است؛ و روشنگری، جهاد.
ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم، نه یک انتخاب، بلکه یک تکلیف الهی است.
این مسیر، مسیر حق است؛ مسیری که با خون شهدا آبیاری شده و به وعده نصرت الهی ختم خواهد شد:
«إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»
امروز جهانیان، بار دیگر در حال قضاوت اند؛ میان آنان که در برابر ظلم قهرمانانه ایستادند و آنان که با سکوت یا توجیه، به آن مشروعیت بخشیدند یا به ذلت سازش در برابر قدرتهای مستکبر رضایت دادند.
انشاءالله نیروهای حزباللهی در امت اسلامی انتقام این خونهای بهناحق ریختهشده را بزودی خواهند گرفت و پیروزی از آنِ جبهه حق خواهد بود.
إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ
یاعلی
۱۲ تیر ۱۴۰۵
3⃣2⃣ مجموع پیامهای ایام #جنگ_رمضان
🆔 @bayyenat_media
حضرت آیتالله وفسی:
چنان شیفته «مذاکره» و «تفاهمنامه» شدهاند که نه دشمنیِ دشمن را میبینند، نه بدعهدیهای مکرر او را میشنوند و نه عزّت ملت خود را درک میکنند. / مبادا این سادهلوحیها و دلبستگیها، جان امام جامعه را در معرض تهدید قرار دهد.
بسم الله القاصم الجبارین
صراط ولایت
اسلامِ علوی، اسلامِ عدالت، عزّت و ایستادگی بیامان در برابر ظلم است؛ اسلامی که در مکتب امیرالمؤمنین علیهالسلام با سازشکاری، مصلحتسازیهای ذلیلانه و دلبستن به دشمن معنا نمیشود، بلکه با عدالت، صلابت، شجاعت و جهاد در راه حق تعریف میگردد. در مقابل، اسلامِ اموی، همان اسلامِ تحریفشده و وارونهای است که با نقاب دیانت، در خدمت طاغوت و دشمنان حق قرار میگیرد.
«الاسلام یعلو و لا یُعلی علیه»
قرآن کریم میفرماید:
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»
در انجام فرمانهای حق و در جهاد با دشمن، سستی نکنید و از پیشامدها، حوادث و سختیهایی که به شما میرسد اندوهگین نشوید؛ چراکه اگر مؤمن باشید، شما برترید.
در منطق اسلام علوی، نهتنها سازش با دشمن جایگاهی ندارد، بلکه هرگونه نرمش ذلیلانه و امید بستن به دشمن، خروج از مسیر عزّت است.
امروز، مصداق روشن این وارونگی، جریانی است که بهجای ایستادگی در برابر دشمن، نسخه «مذاکره به هر قیمت» میپیچد، دشمن را بزک میکند و مقاومت را تخطئه مینماید.
نکتهای بسیار مهم و هشداردهنده، این کلام نورانی است:
«حُبُّ الشَّیءِ یُعمی وَ یُصِمّ»؛ محبت به چیزی، انسان را کور و کر میکند.
و چه مصداقی روشنتر از کسانی که چنان شیفته «مذاکره» و «تفاهمنامه» شدهاند که نه دشمنیِ دشمن را میبینند، نه بدعهدیهای مکرر او را میشنوند و نه عزّت ملت خود را درک میکنند. اینان عملاً به مرحلهای رسیدهاند که واقعیتها را انکار کرده و تجربههای تلخ گذشته را تکرار میکنند.
این دلبستگی خطرناک، صرفاً یک خطای محاسباتی نیست، بلکه انحرافی جدی در تشخیص جبهه حق و باطل است؛ انحرافی که نتیجهای جز تضعیف جبهه حق، جسور شدن دشمن و فروختن عزّت ملی در برابر وعدههای پوچ ندارد.
در چنین فضایی، طبیعی است که این رویکرد، بهجای ایجاد امنیت، اضطراب و نگرانی عمیق در دل ملت با شرف و غیور ایران اسلامی ایجاد کند؛ نگرانی از آنکه مبادا این سادهلوحیها و دلبستگیها، راه را برای تعرض دشمن هموار سازد و حتی جان امام جامعه را در معرض تهدید قرار دهد. چراکه دشمن زبان ضعف را بهخوبی میفهمد؛ هرجا نشانی از عقبنشینی و دلبستن به خود ببیند، نهتنها کوتاه نمیآید، بلکه گستاختر، بیپرواتر و خطرناکتر میشود. این همان نقطهای است که قدرت بازدارندگی فرو میریزد و میدان برای جنایتکاران گشوده میشود.
اسلام علوی، اسلامِ بصیرت است؛ اسلامِ شناخت دقیق دشمن و نفی هرگونه سادهاندیشی. اطاعت از ولیّ حق، شعار نیست، بلکه در عمل سنجیده میشود. نمیتوان دم از ولایت زد، اما در عمل، همان مسیری را پیمود که دشمن طراحی کرده است.
این رویکرد واداده، دشمن را گستاختر کرد و قدرت بازدارندگی را تضعیف نمود؛ پیامی از ضعف که جز تهدید بیشتر ثمری نداشت. تجربه نشان داد اعتماد به دشمن، نهتنها گرهگشا نیست، بلکه خسارتبار است.
توجه به تشییع میلیونی پیکر مطهر امام شهید در ایران و عراق و استیصال و هتاکی رئیسجمهور آمریکا، کاملاً روشن مینماید که دیدگاه حضرت امام سید مجتبی خامنهای ـ دام ظله العالی ـ صائب بوده است و آنان که دم از پیروی ولایت فقیه میزنند، باید با میزان قرار دادن رهنمودهای ایشان، مسیر خود را اصلاح کرده و در صدد جبران مافات برآیند؛ چرا که ادامه این خطای راهبردی، چیزی جز تکرار خسارتهای گذشته در پی نخواهد داشت.
وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ
یاعلی
۱۸ تیر ۱۴۰۵
4⃣2⃣ مجموع پیامهای ایام #جنگ_رمضان
🆔 @bayyenat_media
حضرت آیتالله وفسی:
مذاکره، در منطق قدرتهای سلطهگر همواره بهعنوان ابزاری برای حیلهگری، فریب افراد سادهدل در جایگاه قدرت، خرید زمان و پیشبرد اهداف پنهان سلطه به کار گرفته شده است.
بسم الله القاصم الجبارین
فریب مذاکره
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقِّ... .
مذاکره، در منطق قدرتهای سلطهگر – بهویژه ایالات متحده آمریکا – همواره بهمعنای صلح نبوده و نخواهد بود؛ بلکه بارها بهعنوان ابزاری برای حیلهگری، فریب افراد سادهدل در جایگاه قدرت، خرید زمان و پیشبرد اهداف پنهان سلطه به کار گرفته شده است. تاریخ نشان میدهد که برای برخی دولتها، جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمیدهد، بلکه بر سر میز مذاکره نیز ادامه مییابد؛ با لبخند، وعده و لفاظی؛ اما در عمل، پوششی برای همان اهداف سلطهجویانه است.
کارنامه قدرتهایی مانند آمریکا گواهی روشن بر این واقعیت است. از رفتار با سرخپوستان – که با عهدنامههای ظاهراً صلحآمیز آغاز شد و با خیانت و نسلکشی پایان یافت – تا مداخلات گسترده در کشورهای مستقل، یک شیوه ثابت دیده میشود: «وعده برای آرامسازی، نفوذ بیشتر، ایجاد تفرقه، غافلگیری، ضربه شدید و اقدام نهایی برای تسلیم کامل».
در ایرانِ معاصر، تجربه دولت ملی دکتر محمد مصدق نمونهای روشن است؛ زمانی که در ظاهر، باب تعامل و گفتوگو گشوده شد، اما در پسِ پرده، طراحی کودتای ۲۸ مرداد در جریان بود و نتیجه آن، سرنگونی یک دولت مستقل شد. این حادثه نشان داد که وقتی طرف مقابل به هیچ اصول اخلاقی و انسانی پایبند نیست، مذاکره میتواند یک دام بزرگ برای شخصیتهای مغرور، خام، سادهاندیش و یا پرمدعا بدل شود.
در کشور مصر با یک تمدن بسیار کهن، نیز شاهد بودیم حرکت بیداری اسلامی رخ داد و محمد مرسی با امید به سازوکارهای سیاسی و تعامل، وارد عرصهای شد اما سرانجام – بهسبب اعتماد به آمریکا – به برکناری و سرکوب مردم انجامید؛ در حالی که قدرتهای مدعی دموکراسی، یا سکوت کردند یا عملاً با وضع موجود همراه شدند. این تجربه نیز نشان داد که میدان سیاست جایگاه مردان ضعیف و ساده یا مغرور نیست و فاصله میان شعارهای زیبا در انتخابات با واقعیت سیاسی مقابله با ابرقدرتها، بسیار عمیق است.
البته این شیوه تنها مختص به آمریکا نیست؛ در رفتار ابرقدرتهایی مثل بریتانیا و... با ملتهای مستضعف، نمونههای بسیار دارد، تاریخ سیاه این قدرتهای بزرگ مستکبر، پر از وعدهها و توافقهایی است که در بزنگاههای حساس، بهگونهای تفسیر یا اجرا شدهاند که منافع یکطرفه آنان را تأمین کند. مجموع این شواهد، یک حقیقت تلخ را آشکار میسازد: برای قدرتهای سلطهگر، مذاکره – اگر صورت گیرد – تا زمانی معتبر است که در راستای منافع نامشروع آنان باشد؛ و هرجا این منافع به خطر افتد، تعهدات بهراحتی کنار گذاشته میشود و تا تسلیم بلاشرط حاصل نشود، از جنگ، فریب و سلطه بر ملتها دست بر نخواهند داشت.
قرآن کریم: «وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»
یعنی رضایت آنان حد و مرزی ندارد و تا زمانی که شما تسلیم کامل نشوید، فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی ادامه خواهد داشت. این آیه، بیانگر یک قاعده راهبردی است: در برابر طرفی که هدفش سلطه است، اعتمادِ بیجا و سادهلوحانه قطعأ جز خسارت محض نتیجهای ندارد.
بنابراین، مسئله نفی مطلق مذاکره نیست؛ بلکه شناخت ماهیت طرف مقابل و پرهیز از اعتماد سادهدلانه است. مذاکرهای که از موضع ضعف، بدون تضمین و بدون پشتوانه قدرت مردم مؤمن و قوای نظامی مقتدر انجام شود، نهتنها امنیت نمیآورد، بلکه زمینه نفوذ و فریب را فراهم میکند. تاریخ بارها ثابت کرده است که لبخندهای دیپلماتیک، اگر با صداقت همراه نباشد، میتواند خطرناکتر از تهدیدهای آشکار باشد.
راه ما روشن است؛ ویژگیهای مردان مذاکره: عزت نفس الهی، تخصص کافی در سیاست و فقه، بعلاوه بصیرت و هوشیاری انقلابی.
پس مذاکره زمانی میتواند مفید باشد که بر پایه قدرت، آگاهی و تجربه تاریخی شکل گیرد؛ در غیر این صورت، بهجای حل مسئله، خود به بخشی از معضل تبدیل میشود. فرمایشات عميق و دقیق امام شهید و امام حاضر باید میزان و نصبالعین همه خواص و عامه مؤمنان باشد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ
یاعلی
۱۹ تیر ۱۴۰۵
5⃣2⃣ مجموع پیامهای ایام #جنگ_رمضان
🆔 @bayyenat_media
حضرت آیتالله وفسی:
سکوت در برابر ظلم و بیتفاوتی نسبت به فتنه، سازش با دشمن، ترک فعل و فرار از جهاد با روح این نهضت قرآنی ناسازگار است.
بسم الله القاصم الجبارین
قیام لله
«أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا».
قرآن حکیم، انسان را به سکون یا به تماشاگری بیطرف دعوت نمیکند؛ نخستین فرمان، قیام است، قیامی نه برای نفس، نه برای قدرت و منفعت، بلکه فقط برای ذات اقدس الهی. از آنجا که ذات احدیت عین حق است، این فرمان در حقیقت، فرمان به قیام برای حق است:
«ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ».
این برخاستن، صرفاً یک حرکت ذهنی یا توصیهای اخلاقی نیست، بلکه موضعی وجودی است؛ اعلام این حقیقت که انسان مؤمن در نزاع میان حق و باطل، بیطرف و خنثی نیست. انسانِ حقپرست، نخست از درون برمیخیزد؛ از تعصبات، ترسها و منافع محدود عبور میکند و در جبهه حق میایستد؛ آنگاه در پرتو این قیام، به تفکر میپردازد. تفکری که دیگر آلوده به خودخواهیها و تحریف حقیقت نیست، بلکه در مسیر کشف و تحقق حقیقت قرار میگیرد.
این مسیر، به درون محدود نمیماند. قرآن کریم، قیام برای حق را به صحنه اجتماع، تاریخ و سیاست میکشاند و آن را با جهاد علیه "فتنه" پیوند میزند:
«وَقَاتِلُوهُمْ حَتّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ».
فتنه، تنها یک آشوب سطحی نیست، بلکه هر نظام و ساختاری است که حق را میپوشاند، منکر را ترویج مینماید و بشریت را از مسیر ولایت الهی به سمت شیطان و دجالها منحرف میکند و با ابزار زر و زور و تزویر، باطل را حاکم میسازد. از اینرو، جهاد در منطق قرآن، تلاشی است در ساحت باطنی برای برچیدن حجابها از دل و دیده؛ و در ساحت بیرونی قتال با کفار و منافقین. جنگ در اسلام تلاشی برای آزادسازی انسان از سلطه جهل، دروغ و ظلم است. این جهاد مقدس، نه از سر خشم و شهوت، بلکه برای رفع موانع هدایت و تحقق عدالت است.
غایت این حرکت نیز روشن و قطعی است:
«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ».
این، وعده الهی است که حق در نهایت بر همه مکاتب و نظامهای باطل غلبه خواهد کرد؛ نه بهعنوان آرزویی مبهم، بلکه بهعنوان سنتی جاری در متن تاریخ.
حجتهای حضرت حق تعالی، قافلهسالاران بشریت در صراط مستقیم دین حقاند و آخرین ذخیره هدایت، حضرت حجت بن الحسن - عجلاللهتعالیفرجهالشریف - است. از اینرو، دین حق، یعنی اسلام ناب محمدی، هرگز محصور و منزوی نمیماند، بلکه در پرتو قیام و جهاد اهل ایمان، بهتدریج بر ساختارهای فاسد چیره میشود و شمسالشموس حقیقت از پسِ ابرهای جهل و ظلم، ظهور میفرماید.
آیات کریمه، مسیری منسجم را ترسیم میکنند: قیام برای حق، سپس تفکر در مسیر حق، و آنگاه جهاد برای رفع فتنه، تا تحقق غلبه نهایی حق در عالم. بر این اساس، سکوت در برابر ظلم و بیتفاوتی نسبت به فتنه، سازش با دشمن، ترک فعل و فرار از جهاد با روح این نهضت قرآنی ناسازگار است.
مؤمن حقیقی، شخصیتی اصیل و بصیر است که برای حق برخاسته، میایستد، میاندیشد و در میدان عمل در طرف حق قرار میگیرد، و همواره آماده است تا خود را فدای حق کند؛ زیرا با ایمان ناب و خالص یافته است که پایان این راه، پیروزی حقیقت است.
«وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»
یاعلی
۲۰ تیر ۱۴۰۵
6⃣2⃣ مجموع پیامهای ایام #جنگ_رمضان
🆔 @bayyenat_media
حضرت آیتالله وفسی:
هرگونه مخالفت عملی با نظر ولیّ فقیه، تلاش برای تحمیل اراده و دیدگاه شخصی بر ایشان، مصداق روشن انحراف است. چنین فردی، مشروعیت خود را از دست داده و استمرار حضور او در مسئولیت، ممنوع و حرام است و در حکم «غصب» خواهد بود.
بسم الله القاصم الجبارین
نادانی و خودسری
نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جلوهای از حاکمیت الهی و ثمرهی مجاهدت تاریخی ملتی مؤمن است که در پرتو مکتب اسلام ناب محمدی توسط حضرت امام خمینی(ره)، تحقق عینی یافته است.
این نظام متعالی و مقدس، صرفاً یک ساختار سیاسی نیست، استمرار ولایت الهی در عصر غیبت کبری و تجلی ارادهی خداوند در عرصهی حیات اجتماعی بشریت است که در قانون اساسی بهعنوان میثاقی الهی–مردمی تثبیت شده است.
بر اساس منطق صریح قرآن کریم، حاکمیت منحصراً از آنِ خداوند است:
«فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ / إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ».
این حاکمیت و ولایت، در سلسلهای طولی و غیرقابل انفکاک، از ذات اقدس الهی به رسول اکرم(ص)، از ایشان به ائمهی معصومین(ع) و در عصر غیبت به فقیه جامعالشرایط بهعنوان نایب عام حضرت ولیعصر(عج) تفویض شده است. از اینرو، ولایت فقیه استمرار ولایت رسولالله(ص) و تجلی عملی «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» در عصر حاضر است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که با رأی ملت در سال ۱۳۵۸ تصویب گردید، ثمرهی مبارزات تاریخی ملت شریف و قهرمان از نهضتهای پیشاز مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی است.
در این میثاق، اصل پنجم، ولایت امر را در عصر غیبت بر عهدهی فقیه عادل، آگاه و مدیر قرار داده و اصل یکصد و دهم، اختیارات رهبری را در راستای صیانت از اسلام و جلوگیری از انحراف نظام تبیین میکند.
بر اساس اصل ۵۷ تمامی ارکان نظام، اعم از قوای مقننه، مجریه و قضائیه، در طول این ولایت مطلقه تعریف میشوند و مشروعیت خود را از التزام عملی به آن اخذ میکنند. بنابراین، هر مسئول یا صاحب منصبی که در اعتقاد یا عمل از این چارچوب عدول نماید، از مدار اسلام ناب و قانون اساسی خارج شده، تصدی او فاقد مشروعیت و در حکم تصرف غیرشرعی خواهد بود.
در این چارچوب، «نادانی و خودسری» از مهمترین عوامل سقوط مشروعیت است. نادانی نسبت به جایگاه ولایت مطلقه فقیه و جهل به مبانی نظام اسلامی، و نیز خودسری در تصمیمگیری و اقدام، انسان را به مقابله عملی با ولایت الهی سوق میدهد.
قرآن کریم در اینباره هشدار میدهد: «فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»؛ یعنی ایمان، در گرو تسلیم کامل در برابر حکم ولیّ الهی است.
از اینرو، هرگونه: مخالفت عملی با نظر ولیّ فقیه جامعالشرایط، تلاش برای تحمیل اراده و دیدگاه شخصی بر ایشان، و یا اقدام خودسرانه در عرصهی اجرا و تصمیمگیری خارج از چارچوب ولایت، نهتنها تخلف از قانون اساسی، بلکه خروج از مدار ولایت الهی و مصداق روشن انحراف است. چنین فردی، مشروعیت خود را از دست داده و استمرار حضور او در مسئولیت، ممنوع و حرام است و در حکم «غصب» خواهد بود.
نظام اسلامی، نظام تبعیت از حق و ولایت است، نه میدان اعمال سلیقههای فردی و خودمحوری. در این نظام، هیچ ارادهای در عرض ولایت قرار نمیگیرد و هرگونه خودسری، مقدمهی سقوط، انحراف و تضعیف جبههی حق است.
بنابراین، بقای نظام جمهوری اسلامی ایران، در گرو آگاهی، بصیرت، التزام عملی به ولایت فقیه و پرهیز قاطع از نادانی و خودسری است؛ و بر پایه اصل هشتم قانون اساسی همه مردم باید نظارت بر عملکرد مسئولان داشته باشند و از انحرافات جلوگیری کنند.
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
ياعلی
۲۱ تیر ۱۴۰۵
7⃣2⃣ مجموع پیامهای ایام #جنگ_رمضان
🆔 @bayyenat_media